چطور با عوض کردن نداهای درونی‌‌تان زندگی‌تان را متحول کنید؟

اگر می‌خواهید دنیای اطراف خودتان را به طور شایسته، مؤثر و به طرز مطلوبی بسازید، تفکر مثبت امری ضروری است. همه‌ی سطوح تفکرتان را که می‌تواند یکی از مهم‌ترین و همچنین سخت‌ترین سطوح برای زدودن منفی گرایی باشد، خانه تکانی کنید.

ممکن است تعجب کنید، وقتی که بدانید
ساختار صحبت کردن شما می‌تواند یکی از عوامل اصلی‌ای باشد
که راه شما را در به دست آوردن خواسته‌هایتان می‌بندد.

از آنجایی که شما در یک جامعه‌ی فنی زندگی می‌کنید، بخش عمده‌ی زندگی‌تان را بازی با کلمات تشکیل می‌دهد؛ کلماتی که به زبان می‌آورید و یا می‌نویسید، هر کجا که می‌روید به کلمات برمی‌خورید: تابلوهای اعلانات، علامت‌های خیابان‌ها، دستورالعمل‌ها، مطالبی برای خواندن. استفاده از کلمات آنچنان بخشی از وجود شما شده است که حتی در موقع فکر کردن با خودتان نیز از کلمات استفاده می‌کنید.

کلمات قدرت شگفت‌آوری دارند، می‌توانند سنگ‌ریزه‌های یک ذهن ضعیف و منفی را به ساختمانی فولادی و قوی تبدیل کنند و می‌توانند کاخ آرزوهای فردی را با خاک یکسان کنند.

فکر کردن درونی شما به طور مستقیم بر شیوه‌‌ای که ذهن ناخودآگاه شما، نیازها، امیال و آرزوهای شما را پردازش می‌کند، اثر می‌گذارد. همانطور که می‌دانید ذهن ناخودآگاه‌تان کاملاً قادر است امواج ذهنی مخصوص به خود را تولید کند، درست همانطور که ذهن ناخودآگاه این کار را انجام می‌دهد. با این تفاوت که ذهن ناخودآگاه از کلمات و افکار درونی شما برای خلق امواج ذهنی استفاده می‌کند. اگر آن افکار و کلمات دارای بار منفی زیاد باشد، امواج ذهنی ناخودآگاه نیز دارای این جنبه‌ی منفی خواهد بود و دنیایی را می‌آفریند که این منفی گرایی را منعکس می‌کند.

اکنون برای اینکه گفتار خود را تغییر دهید، ابتدا باید نسبت به ساختار گفتار هر روزه‌ی خود توجه کنید. اما باید بدانید که کار ساده‌ای هم نیست. شما همه‌ی عمرتان چنین گفتاری را به کار برده‌اید و اکنون بسیاری از آن‌ها ناخودآگاه بوده و قسمتی از مکانیسم گفتار درونی‌تان شده‌اند.

اول کاری که باید بکنید این که جریان ناخودآگاه سخن گفتن را آگاهانه کنید، باید به خودتان گوش فرا دهید. گوش کردن به خودتان، انگار که با دیگران گفت و گو می‌کنید، ذهن آگاه شما را متوجه‌ی عادات صحبت کردنتان می‌کند. سعی کنید پس از صحبت کردن با کسی، مکالمه‌ی خود را دوباره در ذهنتان تکرار کنید و به ساختار چیزهایی که گفته‌اید بیشتر از معنی کلی آن نگاه کنید. از خودتان چند سؤال بپرسید:

  • چه کلماتی انتخاب کرده‌ام.
  • – آن کلمات و عبارت‌ها چه معنای ضمنی و عاطفی‌ای داشتند؟
  • – آیا این کلمات به طور مشخص ماهیت منفی یا مثبت داشتند؟
  • چند مرتبه یک کلمه با بار منفی یا مثبت را تکرار کرده‌ام؟
  • چه کلماتی بیشتر به ملکه‌ی ذهن من تبدیل شده است؟
  • تحت چه شرایطی بیشتر از کلمات با بار منفی استفاده کرده‌ام؟
  • در چه شرایط افکار درونی من منفی بوده است؟
  • – کلمات و جملات مثبت را چند مرتبه در شرایط بحرانی استفاده کرده‌ام؟

به مدت یک هفته در حین صحبت به استفاده از زبان توسط خود گوش دهید و آن را امتحان کنید. ممکن است دستگاه ضبط صوت کوچکی به شما کمک کند تا برخی از مکالمات خود را ضبط کرده و بعداً به آن‌ها گوش کنید. اکنون در طی هفته‌ای که این کار را انجام می‌دهید، عباراتی را که اغلب به کار می‌برید را یادداشت کنید. منظور کلمه یا ترکیبی از کلمات است که در بیشتر مکالمات شما به کار می‌روند.

این کلمات و عبارات را به دو دسته تقسیم کنید: مثبت و منفی.
برای مثال، «عالیه» یک عبارت مثبت است.
این یک دردسر است» یک عبارت منفی است.

اکنون آگاه می‌شوید گروهی از عبارات منفی در مکالمات شما وارد می‌شوند و شما آنقدر آن‌ها را به کار برده‌اید که دیگر از وجودشان آگاه نیستید. اگر این عبارت‌های منفی مربوط به خود شما باشند، ناخواسته در زندگیتان آشفتگی و در هم ریختگی ایجاد می‌کنید. اگر این عبارات منفی مربوط به شخص دیگر باشد، می‌توانید در هم ریختگی خود را بر آن‌ها تحمیل کنید و اوضاع را برای طرف مقابلتان سخت کنید و او از لحاظ روحی به شدت ضعیف شود.

کلمات، نیروی شگفت‌انگیزی در قانون جذب هستند، چه آن‌هایی که به زبان می‌آوریم و چه آن‌هایی که در ذهن خود داریم و ممکن است هرگز به زبان نیاوریم، بر کیفیت زندگی ما و دیگران تأثیر مستقیم خواهد گذاشت.

فراموش نکنید که می‌توانید تا حدی بر زندگی دیگران تأثیر گذار باشید. گفتن به یک دوست به طور مکرر که او مریض است ممکن است این باور را در او تقویت کند. برون فکنی مداوم منفی شما، در مورد زندگی فرد دیگر، می‌تواند مانع پیشرفت آن فرد شود، یا حتی آن شرایط برون فکنی شده را پیش بیاورد. بنابراین، اگر به کار عادت کرده‌اید، باید سریعاً اقدامی صورت دهید و دست از این کار به طور جدی بردارید.

در کنار این مطلب توصیه می‌کنم مقاله‌ی برنامه‌ریزی عصبی NLP را هم برای نجات از مشکلات درونی تان یاد بگیرید.

پس چه کاری باید انجام داد؟

بسیار خوب، برای شروع – همین که یک عبارت منفی را پیدا کردید، باید آن را تغییر دهید. اگر بخواهیم از مثال بالا استفاده کنیم باید جمله‌ی «این یک دردسر است» را به «این یک چالش است» تغییر داد.

مشکلات دردناک هستند و از پس آن‌ها برآمدن دشوار. از طرف دیگر، چالش‌ها سرگرمی هستند و بنابراین راحت‌تر می‌توان از پس آن‌ها برآمد. وقتی بر یک مشکل فایق می‌آیید، آهی از دل برمی‌آورید که مانند آه کشیدن بعد از راحت شدن از یک درد است. وقتی که در برخورد با یک چالش موفق می‌شوید، فریادی از شادی می‌کشید.

در اینجا مثال دیگری می‌آوریم. عبارت منفی«او مریض است» را می‌توان به «او کمی کسالت دارد» تغییر داد. کلمه‌ی مریض نشان دهنده‌ی وضعیت نامطلوب و غیر قابل تغییر است. اگر چه وضعیت خوب نبودن نشان دهنده‌ی این است که آن فرد معمولاً سالم است ولی در حال حاضر کسالت دارد.

این کلمات و جملات بسیار گسترده است، بر اساس روابط اجتماعی و همچنین بر اساس شغل افراد، ممکن است دایره‌ی کلمات مثبت و منفی افراد متفاوت و خاص باشد. در هر شرایطی که هستید و در هر موقعیت کاری و حرفه‌ای که قرار دارید، اولین قدم تغییر فعل جملات است. نیست و نمی‌شود را به هست و می‌شود، تغییر دهید.

اگر پول کافی برای خریدی محصولی را ندارید، به جای پول ندارم و نمی‌توانم بخرم، از «پول دارم ولی چند روز دیگر آن را خریداری می‌کنم» استفاده کنید. اگر به افراد اطراف خود از کلمات و برچسب‌های منفی استفاده می‌کردید آن را تغییر دهید.

همیشه باید سعی کنید از نظر دادن بیجا در مورد افراد، ظاهر، خصوصیت‌ها و ویژگی‌های خاصی که هر فردی دارد جداً خودداری کنید، اما اگر عادات به این کار را دارید برای ترک کردن آن، کم کم از کلمات مثبت استفاده کنید و بعد به مرور زمان از نظر دادن بدون اجازه‌ی فرد خودداری کنید.

تونی بازان از برجسته‌ترین متفکران حوزه‌ی هوش هیجانی و کلامی است که مقاله‌ی ۳۰ تکنیک افزایش هوش کلامی او در این رابطه می‌تواند بیشتر به شما کمک کند.

در استفاده از کلمات دقت کنید، در مورد اینکه چه به خودتان و دیگران می‌گویید دقت کنید، قبل از سخن گفتن در مورد هر چیزی-چه مربوط به خودتان و دیگران، فکر کنید، بسنجید و در صورتی که دیدید مناسب است و باعث بهتر شدن اوضاع می‌شود از آن استفاده کنید.

همیشه گفتار نیک را سرلوحه قرار دهیم
تا هر آنچه می‌گوییم و هر آنچه جذب می‌کنیم
تنها و تنها سرشار از نیکی باشد.


در این زمینه بیشتر بخوانید:

 

کلمات می توانند مثل اشعه ایکس باشند. اگر از آن ها به درستی استفاده کنی، می توانند درون هر چیزی نفوذ کنند.

آلدوس هاکسلی

12 نفر دیدگاه شان را با ما در میان گذاشتید، نفر بعدی شما هستید :
  1. Hadi Asadi می گوید

    ولی ندای درونی فرق دارد با گفتگوی ذهنی.اینکه ناخودآگاه ما از افکاردرونی استفاده میکند یعنی از تجربیات گذشته استفاده میکندواین کار کار ذهن هست.ولی ندای درونی چیز دیگریست که به هوشمندی جهان وصل هست واز طریق قلب واحساس به شما راه را نشان میدهد وراه تشخیص اینها فرق دارد

  2. Hadi Asadi می گوید

    دقیقا همینطور هست وقتی کمی بر گذشته تامل میکنم.ممنون

  3. سعید می گوید

    بسیارعالی وتاثیرگذاربوداین مقاله،جدٱلذت بردم.تشکرمیکنم

    1. فاطمه فراهانی می گوید

      خوشحالم مفید واقع شد و ممنون که وقت گذاشتید و مطالعه کردید.

  4. hz1363-8591 می گوید

    عالی

    1. فاطمه فراهانی می گوید

      سپاس

  5. ndy kvh می گوید

    عالی و مفید

    1. فاطمه فراهانی می گوید

      تشکر

  6. kazem12 می گوید

    بسیار عالی
    واقعا بعضی از ماها اونقدراز عبارات منفی استفاده میکنیم که شده ی عادت و باید همین تغییرات کوچیکو جدی بگیریم تا ی اثر مرکب بشه

    1. فاطمه فراهانی می گوید

      سپاس بزرگوار

  7. سیدعلی کاظمی می گوید

    عالی بود خانم فراهانی ،خداقوت.

    1. فاطمه فراهانی می گوید

      ممنونم

پاسخ سعید
لغو پاسخ

دیدگاه تان را با ما در میان بگذارید...

ما به دیدگاه شما احتیاج داریم؛ پس بیایید دیدگاه و نقطه نظرات مان را با همدیگر به اشتراک بگذاریم تا یک اجتماع موفق از افکار برنده با همدیگر بسازیم.

**‌به ازای هر یک دیدگاه سازنده، یک روز اشتراک رایگان پروژه سوخت جت دریافت کنید**