مهارتی نامرئی که باعث میشود دیگران فوراً به شما احترام بگذارند
احترام واقعی چگونه به دست میآید و چرا بیشتر مردم در این مسیر اشتباه میکنند؟
- کارمندی که چون ۱۵ سال سابقه دارد فکر میکند همه باید از او حساب ببرند.
- مدیری که چون مدیر شده انتظار احترام دارد.
- پدری که فکر میکند سن بالاتر یعنی همیشه حق با اوست.
- فردی که در جمع میخواهد با بلند حرف زدن جایگاهش را ثابت کند.
هیچکس نمیتواند احترام واقعی را با عنوان شغلی، سابقه یا جایگاه سازمانی مطالبه کند؛ احترام را باید با شخصیت، عملکرد و رفتاری که بهطور مداوم از خود نشان میدهید، به دست بیاورید.
برخی رهبران با سوءاستفاده از قدرت تلاش میکنند دیگران را تحت کنترل خود نگه دارند، اما رهبران واقعی رویکرد متفاوتی دارند. آنها با ترکیب فروتنی و اراده حرفهای، احترام دیگران را به دست میآورند و بهجای کنترل افراد، به آنها اختیار و امکان تصمیمگیری میدهند.
در نهایت، مردم امروز رهبران را بر اساس عملکرد و صداقتشان قضاوت میکنند. به همین دلیل، خدمت به دیگران، اصالت و الگو بودن در عمل، مطمئنترین راهها برای به دست آوردن احترام پایدار هستند.
همه دوست دارند مورد احترام باشند، اما همه موفق نمیشوند احترام دیگران را به دست بیاورند.
بعضیها تصور میکنند عنوان شغلی، سالها تجربه یا جایگاه مدیریتی بهطور خودکار برایشان احترام میآورد.
شاید این روش برای مدتی جواب بدهد، اما احترام واقعی را نمیتوان مطالبه کرد.
احترام را باید با شخصیت، رفتار و الگویی که برای دیگران هستید، به دست بیاورید.
همانطور که جان بایتوی گفته است:
«بهتر است مورد احترام باشی تا محبوب.
محبوبیت ممکن است با پایان دوران مدرسه تمام شود، اما احترام برای همیشه باقی میماند.»

در دنیای امروز، مردم نمیخواهند صرفاً مثل زیردست با آنها رفتار شود؛ آنها میخواهند احساس کنند دیگران به آنها اعتماد دارند، اختیار دارند و برایشان ارزش قائلاند.
آنها رهبری مبتنی بر نفوذ و تأثیرگذاری را به رهبری سختگیرانه و دستوری ترجیح میدهند.
رهبرانی که بهجای تحمیل کردن، بر دیگران تأثیر میگذارند، در نهایت احترام واقعی به دست میآورند.
✦ احترام را نمیتوان مطالبه کرد؛ باید آن را به دست آورد
دستکاری، خودخواهی و اجبار هیچوقت احترام واقعی ایجاد نمیکنند. رهبرانی که واقعاً مورد احترام قرار میگیرند:
- با دیگران صمیمانه و با گرمی رفتار میکنند.
- بهجای تکیه بر قدرت و جایگاه، با رفتارشان الگو میشوند.
- بهجای دستور دادن، به دیگران اختیار عمل میدهند.
- بهجای ایجاد ترس، از نفوذ و تأثیرگذاری استفاده میکنند.
- برای مشارکت و توانایی افراد ارزش قائلاند، نه اینکه صرفاً به دنبال کنترل آنها باشند.
وقتی اعضای یک مجموعه احساس کنند رهبرشان واقعاً شایسته احترام است، با میل خود به او احترام میگذارند.
اما احترام چگونه در زندگی روزمره، از بین میرود؟
- کسی که همیشه دیگران را کوچک میکند تا خودش بزرگتر دیده شود.
- کسی که اشتباهات خودش را نمیپذیرد.
- کسی که فقط وقتی با افراد قدرتمند روبهرو میشود رفتار محترمانه دارد.
- کسی که با کارمند تازهوارد بدرفتاری میکند چون جایگاه پایینتری دارد.
✦ داستان اشکان: «من رئیس هستم»
اشکان ۹ سال در بخش تحقیق و پژوهش کار کرده بود و پیش از آن نیز ۶ سال سابقه فعالیت در حوزهای دیگر داشت.
او پایه حرفهای قدرتمندی برای خودش ساخته بود و بهمرور، به کسی تبدیل شده بود که کارکنان جدید، صرفنظر از سابقه و جایگاهشان، برای حل مشکلاتشان سراغش میرفتند.
اما بهمرور زمان،اشکان انتظار داشت و در نهایت حتی خواستار این شد که صرفاً به دلیل سابقه و جایگاه ارشدش به او احترام بگذارند.
وقتی ستاره به این بخش پیوست، تقریباً ۲۰ سال سابقه کار در شرکتهای دیگر داشت، اما با فروتنی کارش را آغاز کرد.
او میخواست یاد بگیرد، رشد کند و در نهایت به دانشگاه برگردد و بهعنوان عضو هیئت علمی فعالیت کند.
اما خیلی زود متوجه شد بعضی از کارکنان باسابقه، از جمله اشکان، علاقهای به همکاری ندارند و فقط انتظار دارند دیگران از آنها اطاعت کنند.
آنها از تجربه خود برای اعمال قدرت استفاده میکردند، نه برای هدایت و راهنمایی دیگران.
سیستم همراهی و راهنمایی نیز بهجای اینکه به بستری برای آموزش و رشد تبدیل شود، به ابزاری برای سوءاستفاده تبدیل شده بود.
کارکنان باسابقه تمام کارها را به نیروهای جدید واگذار میکردند و در نهایت اعتبار و موفقیت آنها را به نام خودشان تمام میکردند.
اگر کارکنان جدید حاضر به تبعیت نبودند، ممکن بود فرصت نوشتن مستقل کتاب را از دست بدهند؛ کاری که در آن بخش یکی از الزامات شغلی محسوب میشد.
ستاره در نهایت حاضر نشد این وضعیت را بپذیرد.
او بهجای اینکه مدام شکایت کند، راه دیگری پیدا کرد؛ از بخشهای دیگر همکاران باتجربهای پیدا کرد، پروژههایش را به پایان رساند و از چرخه سوءاستفاده خارج شد.
پافشاری آرام و بیسروصدای او حقیقت را آشکار کرد:
احترام از سابقه کار نمیآید؛
از مشارکت و ارزشی که ایجاد میکنید به دست میآید.
◈ درس این ماجرا چیست؟
عنوان شغلی و تجربه بهخودیخود باعث نمیشوند دیگران به کسی احترام بگذارند. چیزی که واقعاً اهمیت دارد، تأثیری است که صداقت، مهارت، راهنمایی و شخصیت شما بر دیگران میگذارد.
✦ رهبران واقعی چگونه احترام به دست میآورند
آنچه به دیگران میدهید، معمولاً همان چیزی است که دریافت میکنید؛ احترام هم از این قاعده مستثنا نیست.
احترام شبیه پژواک است:
چیزی را میشنوید که خودتان به دیگران منتقل کردهاید.
محترمترین رهبران به دنبال تحسین نیستند. تمرکزشان روی هدف، رشد، تعالی و اثرگذاری است. احترام نیز بهطور طبیعی و تقریباً بهعنوان نتیجهای جانبی به سراغشان میآید.
جیم کالینز در کتاب «خوب به عالی» (Good to Great) این مفهوم را رهبری قدرتمندانه مینامد؛ ترکیبی قدرتمند از:
- فروتنی
- اشتیاق برای بهترین عملکرد
- اراده حرفهای
- خدمت به دیگران
این رهبران احترام را مطالبه نمیکنند. آنها بدون هیاهو و بهطور مداوم، با رفتار و عملکرد خود برای دیگران الگو میشوند و احترام دیگران را به دست میآورند.
✦ مردم امروز شخصیت واقعی افراد را بهتر از همیشه تشخیص میدهند
دنیای امروز بیش از هر زمان دیگری بههمپیوسته، آگاه و حساس شده است.
رهبران دیگر نمیتوانند پشت رزومههای پرزرقوبرق یا عنوانهای شغلی چشمگیر، شخصیت واقعی خود را پنهان کنند.
مردم به رفتار شما نگاه میکنند، نه چیزی که درباره خودتان میگویید.
بزرگترین رهبران تاریخ، از آبراهام لینکلن و بنجامین دیزرائیلی گرفته تا مهاتما گاندی و مارتین لوتر کینگ جونیور، هیچوقت از دیگران نخواستند به آنها احترام بگذارند.
آنها بر اساس ارزشهایشان عمل کردند و احترام نیز بهطور طبیعی نصیبشان شد.
حتی گاندی عنوان «مهاتما» را نمیپذیرفت، چون هدفش هیچوقت کسب عنوان و تحسین نبود؛ هدفش اثرگذاری بود.
در نهایت، مردم معمولاً شخصیت واقعی دیگران را بهخوبی تشخیص میدهند. آنها متوجه میشوند:
- چه کسی گوش میدهد، نه اینکه فقط حرف بزند.
- چه کسی به دیگران اختیار میدهد، نه اینکه فقط دستور بدهد.
- چه کسی راهنمایی میکند، نه اینکه فقط انتقاد کند.
- چه کسی به دیگران خدمت میکند، نه اینکه صرفاً به دنبال رهبری آنها باشد.
✦ نکات کلیدی: چگونه احترام به دست بیاوریم؟
برای اینکه واقعاً احترام دیگران را به دست بیاورند، رهبران باید:
- با همه یکسان رفتار کنند؛ از کارآموز گرفته تا مدیران ارشد.
- بهطور مداوم به حرفهایی که میزنند عمل کنند.
- در دسترس، پذیرا و ذهنباز باقی بمانند.
- با فروتنی تأثیر بگذارند، نه با تکیه بر قدرت و جایگاه.
- بهجای توجه به تصویر و ظاهر، روی اثرگذاری تمرکز کنند.
- به دیگران آموزش بدهند، راهنماییشان کنند و به آنها اختیار بدهند.

✦ حرف آخر
همانطور که میگویند مردم حکومتی را نصیب خود میکنند که شایسته آن هستند،
رهبران نیز احترامی را دریافت میکنند که شایسته آناند.
تصور نکنید احترام با عنوان شغلی یا سابقه کاری به شما داده میشود. مردم امروز آگاهتر و هوشیارتر شدهاند و خیلی سریع میتوانند رفتار واقعی و اصالت افراد را تشخیص دهند.
اگر میخواهید مورد احترام باشید، احترام را مطالبه نکنید. احترام دیگران را به دست بیاورید.آن را با رفتارتان به دست بیاورید. طوری زندگی و رهبری کنید که احترام دیگران را بهطور طبیعی به دست بیاورید.
شاید هیچکس یک روز صبح از خواب بیدار نشود و تصمیم نگیرد به شما احترام بگذارد.
در نحوه برخورد شما با افراد ضعیفتر، و در انتخابهایی که برای حفظ شخصیت خود انجام میدهید.
اگر تاکنون احساس کردهاید که در تعاملات اجتماعیتان به اندازه کافی مورد احترام قرار نمیگیرید، هیچ نگران نباشید! شما تنها کسی نیستید که چنین مشکلی دارید! ما روزانه صدها پیام از شما میگیریم که از ما میپرسید «چطور در تعاملات اجتماعی احترام بیشتری کسب کنیم؟»
چه کسی میتواند به این سوال پاسخی دهد که از پاسخِ اِوی پومپوراس، مأمور سابق سرویس مخفی آمریکا، بهتر باشد؟
این مأمور سابق سرویس مخفی آمریکا و کارشناس ارتباطات مؤثر، به ما یاد میدهد که چگونه با تغییرات ساده اما قدرتمند، احترام دیگران را در مدت کوتاهی جلب کنیم. اگر مایل به دیدن ویدیوی آموزشی گفته شده هستید، فقط کافیست روی لینک زیر ضربه بزنید:
ویدیو آموزشی؛ روش مامور مخفی آمریکا برای کسب احترام قدرتمند


موضوعات
دستهبندی
محتوای رایگان
اشتراک توربو
فروشگاه
حساب کاربری