چرا وقتی حوصله هیچ کاری را نداری، منتظر انگیزه ماندن بدترین کار است؟
بیهودهترین انتظار
همه ما روزهایی داریم که حتی انجام سادهترین کارها هم سخت به نظر میرسد. میدانی چه کاری باید انجام بدهی، میدانی انجام دادنش مهم است، اما انگار هیچ نیرویی برای شروع کردن نداری.
گاهی مسئله یک کار مهم است که مدام عقبش میاندازی. گاهی هم فقط حوصله هیچ کاری را نداری.
در چنین روزهایی، منتظر ماندن برای اینکه ناگهان انگیزه پیدا کنی، معمولاً کمکی نمیکند. بهتر است خودت شرایطی بسازی که دوباره حرکت کردن برایت آسانتر شود.
در ادامه، ۵ راه ساده را میبینی که میتوانند کمک کنند از این حالت بیرون بیایی و دوباره دست به کار شوی.
۱. حرکت کن
وقتی بیحوصله و بیانرژی هستی، اولین کاری که باید امتحان کنی این است که از جا بلند شوی و کمی حرکت کنی.
لازم نیست یک تمرین سنگین انجام بدهی. چند دقیقه پیادهروی، کمی کشش یا حتی چند حرکت ساده در خانه هم میتواند شروع خوبی باشد.
این کار مخصوصاً در روزهایی مفید است که احساس میکنی نه انرژی داری و نه اشتیاقی برای شروع کردن.
ورزش منظم هم در بلندمدت میتواند سطح انرژیات را بالاتر نگه دارد و باعث شود راحتتر روی کارهایت متمرکز بمانی.
پس اگر احساس میکنی انرژیات ته کشیده، چند دقیقه از پشت میز یا تخت فاصله بگیر، بیرون برو و راه برو. همین تغییر ساده گاهی کافی است تا حالوهوایت عوض شود و دوباره آمادگی انجام کار را پیدا کنی.
ورزش چه فوایدی دارد؟
- خلقوخو و حال روانی را بهتر میکند.
- سطح انرژی را افزایش میدهد.
- کیفیت خواب را بهبود میدهد.
- اعتمادبهنفس و عزتنفس را بالا میبرد.
- تمرکز و توجه را بهتر میکند.
۲. نتیجهای را که میخواهی، جلوی چشمت نگه دار
وقتی انجام یک کار سخت میشود، نگاه کردن به خودِ سختی معمولاً انگیزهای برای ادامه دادن به تو نمیدهد.
در عوض، به نتیجهای فکر کن که قرار است در پایان به دست بیاوری.
تصور کن کار تمام شده و به چیزی که میخواستی رسیدهای.
چه حسی خواهی داشت؟
چه چیزی در زندگیات تغییر خواهد کرد؟
وقتی نتیجه نهایی را به خودت یادآوری میکنی، تحمل سختیهای مسیر هم آسانتر میشود. به جای اینکه فقط به حجم کاری که پیش رویت قرار دارد نگاه کنی، دلیل انجام دادنش را به یاد میآوری.
گاهی همین تغییر زاویه دید کافی است تا دوباره به حرکت ادامه بدهی.
آنتونی رابینز درباره همین موضوع میگوید:
«خیلی وقتها آدمها میگویند در یک موقعیت گیر افتادهاند.
اما تو هیچوقت واقعاً گیر نکردهای.
ممکن است کمی کلافه باشی یا جواب روشنی نداشته باشی، اما گیر نکردهای.
وقتی شرایطت را برای خودت “گیر افتادن” تعریف میکنی، دقیقاً همان احساس را تجربه خواهی کرد.»
نحوهای که شرایطت را برای خودت تعریف میکنی، روی احساسی که نسبت به آن شرایط داری اثر میگذارد.
پس به جای اینکه به خودت بگویی «من گیر افتادهام»، از خودت بپرس: «قدم بعدی من چیست؟»
۳. کار بزرگ را به چند قدم کوچک تقسیم کن
یکی از دلایل بیانگیزگی این است که کاری که باید انجام بدهیم، بیش از حد بزرگ به نظر میرسد.
وقتی به یک پروژه بزرگ، یک امتحان سخت یا فهرست بلندی از کارهای عقبافتاده نگاه میکنی، ممکن است ذهنت قبل از شروع کردن خسته شود.
راهحل ساده است: کار را کوچکتر کن.
آن را به چند قدم مشخص تقسیم کن و فقط روی قدم اول تمرکز داشته باش.
مثلاً به جای اینکه با خودت بگویی «باید این پروژه را تمام کنم»، بگو:
«اول فقط فایلها را مرتب میکنم.»
بعد از آن، برو سراغ قدم بعدی.
وقتی فقط روی مرحلهای که همین حالا جلوی توست تمرکز میکنی، بزرگی کل کار کمتر ترسناک به نظر میرسد. ضمن اینکه دقیقاً میدانی باید از کجا شروع کنی.
این روش برای کارهایی که در نگاه اول غیرممکن به نظر میرسند هم جواب میدهد. تقریباً هر کار بزرگی را میتوان به قدمهای کوچکتری تقسیم کرد.
لازم نیست همه مسیر را یکجا ببینی.
فقط قدم بعدی را بردار و بعد سراغ قدم بعدی برو.
۴. محیطت را تغییر بده
گاهی مشکل از خودِ کاری که انجام میدهی نیست؛ از این است که مدت زیادی در یک محیط و یک روال تکراری ماندهای.
اگر هر روز در همان اتاق، پشت همان میز و با همان برنامه کار میکنی، طبیعی است که بعد از مدتی احساس یکنواختی کنی.
در چنین شرایطی، محیطت را عوض کن.
اگر همیشه پشت میز کار میکنی، جای دیگری بنشین. اگر امکانش را داری، برای مدتی از خانه بیرون برو و در فضای دیگری کار کن. حتی چند دقیقه قدم زدن در فضای باز هم میتواند حالوهوایت را تغییر دهد.
تغییر محیط باعث میشود برای مدتی از فضای تکراری فاصله بگیری و با ذهن تازهتری به کار برگردی.
لازم نیست همیشه به یک مکان خاص یا عجیب بروی. حتی حیاط خانه یا یک پیادهروی کوتاه هم میتواند شروع خوبی باشد.
۵. کمی استراحت کن
گاهی بهترین کاری که میتوانی انجام بدهی، این است که برای مدتی هیچ کاری نکنی.
اگر چند ساعت است تلاش میکنی اما ذهنت دیگر همراهی نمیکند، ادامه دادن همیشه بهترین گزینه نیست. چند دقیقه فاصله گرفتن از کار میتواند فرصت لازم را برای بازیابی انرژی و تمرکز فراهم کند.
استراحت میتواند خیلی ساده باشد: چند دقیقه در سکوت بنشین، چشمهایت را ببند و چند نفس عمیق بکش.
میتوانی پیادهروی کنی، موسیقی گوش بدهی یا حتی سراغ فعالیتی مثل یوگا بروی.
نکته مهم این است که واقعاً برای مدتی از کاری که درگیرش هستی فاصله بگیری.
ممکن است بعد از یک استراحت کوتاه، همان مسئلهای که قبل از آن غیرقابلحل به نظر میرسید، سادهتر به نظر برسد.
اگر واقعاً تحت فشار زیادی هستی، گاهی حتی چند روز فاصله گرفتن از کار میتواند مفید باشد. این فاصله به تو فرصت میدهد دوباره انرژی بگیری و با ذهنی روشنتر شروع کنی.
جمعبندی
بیانگیزگی همیشه به این معنی نیست که تنبل هستی یا نمیخواهی کاری را انجام بدهی. گاهی فقط بیش از حد خستهای، کار پیش رویت بیش از اندازه بزرگ به نظر میرسد یا مدت زیادی در یک شرایط تکراری ماندهای.
دفعه بعد که احساس کردی نمیتوانی شروع کنی، منتظر نمان تا انگیزه خودش از راه برسد.
یکی از این پنج راه را امتحان کن:
- کمی حرکت کن و بدنت را از حالت سکون خارج کن.
- نتیجهای را که میخواهی به دست بیاوری به خودت یادآوری کن.
- کار بزرگ را به چند قدم کوچک تقسیم کن.
- محیطت را تغییر بده و برای مدتی از فضای تکراری فاصله بگیر.
- اگر واقعاً خستهای، به خودت اجازه بده کمی استراحت کنی.
گاهی برای دوباره شروع کردن، به انگیزه بیشتری نیاز نداری؛ فقط باید شروع کردن را کمی آسانتر کنی.


موضوعات
دستهبندی
محتوای رایگان
اشتراک توربو
فروشگاه
حساب کاربری