چگونه اشتیا‌ق‌مان را در هر کاری و هر چیزی بالاتر ببریم؟ – قسمت اول

اشتیاق، یکی از نیروهای هیجان انگیز و یکی از چند احساس مهم در وجود هر انسانی است. البته میزان آن بستگی به چیزهای زیادی در افراد دارد. مثلا باورها، فلسفه زندگی، شیوه تفکر و حتی محیطی که فرد در آن رشد می‌کند هم تاثیر زیادی در اشتیاق فرد به برخی از چیزها، کارها یا افراد دارد.

تجربه احساس اشتیاق، یکی از تجربه‌های بسیار خوشایند است که در آن، زمان و مکان، ارزش خود را از دست می‌دهند و فقط لذت آن اشتیاق است که به تنها چیز مهم در دنیا تبدیل می‌شود. در این مقاله درباره اشتیاق با هم صحبت می‌کنیم و چند نکته طلایی برای ایجاد یا افزایش اشتیاق را با هم یاد می‌گیریم.

 

» اشتیاق یا انگیزه؟

[bs-quote quote=”همه‌ چیز با اشتیاق آغاز می‌شود.” style=”style-13″ align=”left” color=”#83a1bf” author_name=”نلی زاکس” author_job=” ادیب آلمانی” author_avatar=”https://sookhtejet.com/wp-content/uploads/2019/12/images-1.jpg”][/bs-quote]

برخی اشتیاق را با انگیزه یکی می‌دانند. اما این دو با وجود نقطه‌های مشترکی که با هم دارند، دو مفهوم مجزا هستند. اشتیاق، مادر انگیزه است. وقتی اشتیاق انجام کاری، رسیدن به جایی یا بودن در کنار کسی در ما ایجاد شود، ذهنمان شروع به ایجاد نقطه‌هایی درخشان در آن کار یا مکان می‌کند. کم کم آن چیز در نظرمان بهترین و رویایی‌ترین چیز در جهان می‌شود.

آن زمان است که قادر به دیدن چیزهایی تازه در آن چیز می‌شویم؛ نکته‌هایی که از نظر بقیه پنهان هستند. حتی ریزترین جزئیات هم در نظر ما چیزهایی شگفت انگیز و بی همتا جلوه می‌کنند و باید بگویم برای کسی که مشتاق به چیزی می‌شود، تمام این‌ها حقیقت هستند. مثلا کسی که شیفته موسیقی است از شنیدن هر نتی لذتی رویایی می‌برد. پیدا کردن یک برگه نت قدیمی برای او با پیدا کردن یک گنج نهفته هزار ساله برابری می‌کند.

 

» اشتیاق بسازید

اما چرا این طور است؟ چرا برخی از ما نسبت به بعضی موضوع‌ها یا چیزها جبهه‌ای سرسختانه می‌گیریم و آن را رد می‌کنیم اما نسبت به چیزهای دیگر، علاقه بسیاری از خودمان نشان می‌دهیم؟ و آیا می‌توان کاری کرد که این اشتیاق در مورد چیزهای دیگر هم ایجاد شود؟ اصلا می‌شود اشتیاق را ایجاد کرد؟

در ادامه این مقاله، راهکارهایی برای جذب نیروی اشتیاق در زندگی و کار ارائه شده‌اند. آنها را با هم یاد می‌گیریم.

 

راه اول: عمیق‌تر در آن فرو روید

غریبگی ما با برخی از چیزهای نا آشنا، باعث عدم اشتیاق ما نسبت به آنها می‌شود. این آزمایش کوچک را انجام دهید. به دو چیز فکر کنید که علاقه‌ای چندان یا هیچ علاقه‌ای به آن‌ها ندارید. حالا از خودتان بپرسید که: «من چقدر راجع به این چیزها می‌دانم؟» به احتمال زیاد پاسخ شما این است: «نه خیلی» مثلا یک تابلوی هنری را در نظر بگیرید.

برای کسی که شناختی نسبت به سبک های نقاشی ندارد، سبکی مثل «اکسپرسیونیسم انتزاعی» بیشتر به یک مشت خط خطی بی معنا می‌ماند تا یک اثر هنری. اما همین شخص، اگر در مورد این سبک، شناخت کافی پیدا کند، کم کم شروع به درک آن کرده و شاید حتی به طرفدار درجه یک آن تبدیل شود.

این شیوه، کلیدی مهم برای اشتیاق سازی در اختیار ما قرار می‌دهد و آن شیوه این است:

«برای علاقه‌مند شدن به چیزی، درباره آن چیز، بیشتر یاد بگیرید.»

این شیوه، فقط محدود به اشیا نمی‌شود. تجربه زیر می‌تواند مثال خوبی در این زمینه باشد.

دو سنت اگزوپری

 

» ملایر، از یک زندان تا شهر رویاها

یادم می‌آید وقتی مجبور شدم از شهری که در آن بزرگ شده بودم به شهری که تا به حال اسمش را نشنیده بودم، یعنی ملایر، بروم خیلی ناراحت و نگران بودم. من هیچ اشتیاقی نسبت به ملایر نداشتم. به نظرم شهر خیلی کوچکی می‌آمد. مدام آن را با شهر خودم مقایسه می‌کردم و تا دلتان بخواهد غر می‌زدم.

یک روز به خودم آمدم و گفتم: «ای بابا، این چه بساطی است که برای خودم به راه انداختم؟ یعنی همه مردم این شهر اشتباه می‌کنند که در اینجا زندگی می‌کنند و فقط من درست می‌گویم؟» بعد شروع به تحقیق در مورد ملایر کردم.

من عاشق طبیعت هستم و در کمال تعجب، تنها زمانی توانستم شکوه و زیبایی «کوه سرده» ملایر را ببینم که دست از غر زدن برداشته بودم. ارتفاعات زیبا و بکر ملایر با طبیعت لطیفش روح را نوازش می‌کرد و آب و هوایش، حالی اساسی به شش‌های آدم می‌داد.

یک بام و دو هوای واقعی اینجاست - ایسنا

وقتی درباره تاریخ ملایر خواندم، با مردم مهربان و بسیار مهمان نوازش دوست شدم، در کوچه‌هایش قدم زدم و عکس‌های قدیمی‌اش را دیدم، کم کم عاشق ملایر شدم. قدم زدن در خیابان‌ با صفای فخریه تا رسیدن به پارک زیبای صیفیه به یکی از لذت‌های بی مانند من تبدیل شده بود.

با این که می‌توانستم این مسیر را با اتوبوس بیایم اما همیشه آن را پیاده می‌آمدم. خاطرات زندگی در شهر ملایر همچون گنجی در قلب من خواهند ماند. اگر شروع به شناختن ملایر نمی‌کردم، مطمئنا این اشتیاق پنهان در من بیدار نمی‌شد.

برای علاقه یافتن به چیزی، آدم‌ها، مکان‌ها یا اشیا، راجع به آنها پرس و جو کنید. عمیق‌تر وارد آن شوید. آن گاه علاقه پیدا خواهید کرد. این مورد، درباره درس شیرین ریاضی هم صدق می‌کند. دانش‌آموزان و حتی دانشجوهای زیادی از ریاضی فراری هستند چون واقعا آن را نمی‌شناسند. اگر جدای از کتاب درسی، به دنبال شناخت این درس مهم بروید، چیزی بسیار بیشتر از حل کردن آسان مساله‌ها را تجربه خواهید کرد. این را از روی تجربه شیرینم به شما قول می‌دهم. دفعه دیگری که باید کاری را انجام دهید که دوستش ندارید، این اصل را اجرا کنید. فقط جدی‌تر پرس و جو کنید. آن گاه علاقه پیدا می‌کنید.

 

» یک مسیر سرسبز

اشتیاق در زندگی، به هر چیزی، باعث کشف ماجراهای شاد، زنده و پر از امید در ما می‎شود. وقتی یاد بگیریم چگونه نیروی اشتیاق را در خودمان بیدار کنیم خیلی بیشتر از گذشته از زندگی‌مان لذت خواهیم برد.

در قسمت بعد، به دو راه جالب دیگر برای ایجاد اشتیاق بیشتر در زندگی‌مان می‌پردازیم. تا آن موقع روی این پرسش فکر کنید. چه چیزی در زندگی‌تان وجود دارد که اگر درباره‌اش بیشتر بدانید به احتمال زیاد دوستش خواهید داشت؟

قسمت دوم به زودی منتشر می‌شود

مقالات مرتبط:
3 نفر دیدگاه شان را با ما در میان گذاشتید، نفر بعدی شما هستید :
  1. کاربر سوخت جت یا می‌گوید

    نکته ی قشنگ و کاربردی بود.

  2. کاربر سوخت جت دی می‌گوید

    سلام؛ هیچی
    داشتم ولی با نامردی و گرگ صفتی زدنم به زمین و الان هم توی سایه زندگی میکنم؛
    وقتی آدم دینی به کسی داشته باشه و اینکه اطرافیانم هم بقول خودشون دلسوزن ولی معلوم میشه که با نیش و زخم ….

  3. کاربر سوخت جت ان می‌گوید

    عالی بود … مقسی

نظرتان را ارسال کنید

دیدگاه تان را با ما در میان بگذارید...

ما به دیدگاه شما احتیاج داریم؛ پس بیایید دیدگاه و نقطه نظرات مان را با همدیگر به اشتراک بگذاریم تا یک اجتماع موفق از افکار برنده با همدیگر بسازیم.

**‌به ازای هر یک دیدگاه سازنده، یک روز اشتراک رایگان پروژه سوخت جت دریافت کنید**