چگونه بین خواست واقعی خود و شغل مورد نظرمان تناسب ایجاد کنیم؟

کار هم می‌تواند دوست نداشتنی باشد هم رؤیا – یا چیزی بین این دو – مانند هر چیز دیگری،این شما هستید که دقیقاً مشخص می‌کنید کار چه چیزی باشد.اگر هر روز صبح با شور و شوق و برای ارائه‌ی خدمت و تحقق هدف و آرمانی بزرگ از خواب برمی‌خیزید،بدون تردید کار را باری اضافی تلقی نمی‌کنید،بلکه آن را تفریحی می‌دانید که درآمد و مزایای مادی هم دارد!

اما اگر هر روز صبح که از خواب برمی‌خیزید آه و ناله سر دهید که«ای کاش می‌توانستم باز هم بخوابم»و بعد هم ساعت‌ها کار کنید،در این صورت به طور قطع کار را«بار»و«شر»تلقی می‌کنید.

روی مسئله‌ی رضایت شغلی که کارفرمایان و افراد شاغل همیشه امیدوارند به آن برسند،نقطه‌ای وجود دارد که برخی افراد وقتی به آن می‌رسند،احساس می‌کنند برای آن شغل خلق شده‌اند. البته این افراد در کار خود با فراز و نشیب‌های بسیاری رو به رو هستند،لذا مانند هر شخص دیگری، گاهی احساس «موفقیت» می‌کنند،گاهی «غمگین»، گاهی احساس «رضایت» می‌کنند و گاهی احساس «ناکامی».

داشتن شغل مورد علاقه،‌ما را از احساس انسان بودن معاف نمی‌کند.تفاوت این است که افرادی که به کار خود کشش و علاقه دارند،احساس می‌کنند شایسته‌ی شغل خود هستند؛از این رو طوری زندگی می‌کنند که هم خودشان بهره می‌برند،هم دیگران.

اگر تاکنون چنین احساسی نداشته‌اید و مایل هستید به چنین حسی برسید،زمان آن فرا رسیده است با شغل و در واقع آرمان و رسالت واقعی خودتان آشنا شوید.

«اگر آگاهانه طرحی درافکنده‌اید تا از آنچه در توان شماست کمتر باشید،به شما هشدار می‌دهم تا آخر کم ناخرسند خواهید بود».

آبراهام مازلو روانشناس بزرگ آمریکایی

لذا کافی است برای آرمان خودتان کمی وقت صرف کنید تا به طور کامل آن را درک کنید.اگر هنوز جذب شغلتان نشده‌اید،می‌توانید به زمینه‌های دیگر زندگی خود،چه در زمان حال و چه در گذشته،نگاهی بیندازید و ببینید چه چیزی باعث شور و شوق شما شده است.

امشب قبل از آنکه بخوابید،مانند کودکان بنشینید و در مقابل کائنات تواضع نشان دهید و با توجه به باورهای اعتقادی خاص خود،چنین جمله‌ای بسازید و بگویید:«خدایا!خالق من!به من بگو من را برای چه خلق کرده‌ای».

سپس آرام بنشینید و آماده شنیدن  پاسخ باشید.اگر امشب پاسخ خود را نیافتید،شب بعد و شب‌های بعد این تمرین را تکرار کنید تا به وضوح ندای درون خود را بشنوید و آرمان و هدف خلقت‌تان برایتان آشکار شود.البته اگر احساس می‌کنید آرمان خود را می‌شناسید و هدف خلقت خودتان را می‌دانید،باز هم این تمرین به شما کمک می‌کند در مقابل نظمی که در خلقت وجود دارد تواضع نشان دهید.

اگر تواضع واقعی داشته باشید،تردیدهای احتمالی درونتان کنار می‌روند و آرمان و رسالت خودتان را به خوبی احساس می‌کنید و صندوقچه‌ی جواهرات خود را در کار و حرفه‌تان می‌یابید.

» هدف و رسالت خودتان را اعلام کنید:

وقتی احساس کردید ندایی از درون شما برخاسته است و گام به گام از هدف و رسالت شما پرده برمی‌دارد،همه چیز را یادداشت کنید. ابتدا پیش نویس تهیه کنید و سپس به تدریج که با هدف خودتان بیشتر و دقیق‌تر آشنا می‌شوید،آرمان و رسالت بزرگ خود را با عبارتی دقیق‌تر مشخص کنید.در اینجا به یک نمونه بیانیه یا اظهار نامه دقیق و مناسب اشاره می‌کنیم:

(من،«نام خودتان را ذکر کنید»،در مقابل خودم و دیگران اعلام می‌کنم که هدف و تصمیم اصلی من این است که…باشم و … انجام دهم تا به … برسم.).

جاهای خالی را پُر و امضا کنید و تاریخ آن را هم بنویسید.اگر هدف و رسالت خودتان را بنویسید،گامی مهم برای تحقق آن برداشته‌اید، هر کاری را که انجام دهید دوست دارید و کارهایی را انجام دهید که آن‌ها را دوست دارید.

» مشخص بودن شغل:

وقتی مشخص شد به چه کاری علاقه دارید و بدین ترتیب رسالت‌تان معلوم شد،حسی بسیار خوب پیدا می‌کنید.مشخص شدن شغل فرد به این معناست که تصمیم گرفته است کار مورد علاقه‌ی خود را انجام دهد – و می‌داند خودش و شغلش به کجا می‌رسند.

منظور این است که تعیین کنید تصمیم گرفته‌اید چه کاری را رایگان انجام دهید – و چگونه پاداش این کار را به طور شایسته به شما برمی‌گردد.این مطلب یکی دیگر از آن مواردی است که ظاهراً متناقض به نظر می‌رسد،یعنی چه چیزی است که رایگان در اختیار دیگران قرار می‌دهید،اما در عین حال قدم‌هایی برمی‌دارید تا پاداش آن به طور شایسته به شما برگردد.

چه شغل مورد علاقه‌ی خودتان را پیدا کرده باشید و قدم در راه طولانی که باید طی کنید گذاشته‌ باشید و چه شغل ایده‌آل شما هنوز به صورت یک ایده و فکر باشد،می‌توانید همچنان برای روشن و شفاف شدن تلاش کنید.شفاف و دقیق بودن کسب و کار امری بسیار مهم است.

» کار را از همین لحظه آغاز کنید:

هم اکنون درون خودتان را خوب بکاوید و ببینید روح و قلب شما دنبال چیست و چه کاری موجب شور و شوقتان می‌شود،حال برگردید و ببینید تاکنون چه قابلیت‌هایی کسب کرده‌اید و این قابلیت‌ها را با نیازهای احتمالی کسانی که می‌خواهید به آن‌ها خدمت کنید،اعم از مشتریان،همکاران و ژرفای خودتان،هماهنگ سازید.کار را از جایی شروع کنید که اعتماد کافی به آن دارید و این کار را ادامه دهید تا دقیقاً بدانید شما و جایی که در آن کار می‌کنید قصد ارائه‌ی چه خدماتی را دارید.

با خودتان صادق باشید تا واقعیت امر را پیدا کنید.ببینید در مسیر زندگی تاکنون به کجا رسیده‌اید. آیا مهارت‌های شما بیشتر به هدف اصلی و مسیر اصلی آن مربوط می‌شوند،منظور همان کار مورد علاقه‌ی شما و خدمتی است که می‌توانید ارائه دهید و آن چیزی که می‌خواهید داشته باشید.

» اگر واقعا نمی‌دانید که شغل فعلی‌تان به درد شما میخورد یا نه این مقاله را حتما بخوانید

اگر مسیر اصلی زندگی خودتان را پی بگیرید،کسب و کار مکان شغلی خود را به مسیری خواهید برد که دوست دارید.به ندای درونتان توجه کنید،زیرا ندای درونتان همچنان شما را در این مسیر کمک می‌کند و به شما یاری می‌کند تا دائم رشد کنید و بالنده شوید.

» هماهنگی بین اهداف و معیارها:

در یک صفحه‌ی کاغذ سه ستون بکشید،عنوان آن‌ها از راست به چپ فعالیت‌های من،رؤیاهای من و اهداف کاری و حرفه‌ای من باشد.

» ستون ۱ : فعالیت‌های من:

در این قسمت فعالیت‌هایی را بنویسید که هر روز انجام می‌دهید،هم کارهای مورد علاقه‌ و هم کارهایی که علاقه‌ای به انجام آن‌ها ندارید.حتی سرگرمی و تفریح خودتان را هم بنویسید.

» ستون۲ : رویاهای من:

در این ستون مهم‌ترین رؤیاهای خودتان را بنویسید که قصد تحقق آن‌ها را در زندگی‌تان دارید.این کار به شما کمک می‌کند آرمان خودتان را مشخص کنید.

» ستون ۳ : اهداف کاری و حرفه‌ای:

اهداف کاری و شغلی خودتان را در این ستون بنویسید.اگر برای شخص دیگری کار می‌کنید،اهداف او را هم بنویسید.

مقایسه‌ی ستون 2 و 1 نشان می‌دهد کدام فعالیت‌‌ها در جهت رؤیاها و آرمان‌های شماست و کدام را نباید انجام دهید. بدین ترتیب کارهای زاید شما مشخص می‌شوند.

حال اگر بین ستون 2و3 رابطه برقرار کنید،احساس خواهید کرد که خدمت در راستای اهداف کاری شما،خدمت به خودتان نیز هست.یعنی کارتان را اشتباه انتخاب نکرده‌اید.در این صورت با انرژی و توان بیشتری کار خواهید کرد،زیرا احساس می‌کنید همه چیز در راستای هدف شماست.

بنابراین…

کاری را انجام دهید که دوست دارید و به کاری که در حال انجام آن هستید عشق بورزید.

این مقاله را با سخنی ارزشمند از وین دایر به پایان می‌رسانم:

«شما می‌توانید زندگی خود را به اثر هنری بزرگی تبدیل کنید که همواره در حال رشد و تعالی است.کلید این کار در افکار و بخش شگفت‌انگیز وجود شما قرار دارد که هویت الهی شما نام دارد».

 

3 نفر دیدگاه شان را با ما در میان گذاشتید، نفر بعدی شما هستید :
  1. احمدبریمانی می گوید

    مرسی از مطالب عالیتون

  2. Mojtaba Eftekharinia می گوید

    درود و سپاس استفاده بردیم

  3. کاربر سوخت جت 0324 می گوید

    عالى

دیدگاه تان را ارسال کنید

دیدگاه تان را با ما در میان بگذارید...

ما به دیدگاه شما احتیاج داریم؛ پس بیایید دیدگاه و نقطه نظرات مان را با همدیگر به اشتراک بگذاریم تا یک اجتماع موفق از افکار برنده با همدیگر بسازیم.

**‌به ازای هر یک دیدگاه سازنده، یک روز اشتراک رایگان پروژه سوخت جت دریافت کنید**