چگونه با خوش بینی محتوای زندگی‌مان را تغییر دهیم؟ – قسمت دوم

آدم‌های خوش‌بین، انسان‌های ارزشمندی هستند که به ما ثابت می‌کنند اگر بخواهیم می‌شود. کسانی که خود را عادت داده‌اند تا نیمه پر لیوان را ببینند و در انبوهی از چیزهایی که بقیه به آنها مشکلات غیر قابل حل می‌گویند، نه تنها راه حلی عالی پیدا می‌کنند بلکه در آن بین، فرصتی برای پیشرفت و گسترش کارشان می‌سازند. در حقیقت، انسان‌های خوش‌بین، افراد باهوشی هستند که با حفظ انرژی و تمرکز خودشان، راه را برای برداشتن قدم‌های بعدی باز می‌گذارند.

 

نمی‌توانی به عقب برگردی و شروع را عوض کنی، ولی می‌توانی از جایی که هستی آغاز کنی و پایان را تغییر دهی.

سی. اس. لوئیس
[restrcit paid=true]

» ماجرای یک خوش‌بین لاعلاج

در قسمت قبل با هم قرار گذاشتیم که یک ماجرای جالب در مورد خوش بینی برایتان تعریف کنم. ماجرا به چند سال پیش برمی‌گردد. یکی از دوستانم که شرکت تولیدی پوشاک داشت به علتی که ماجرایش طولانی است دچار بحران مالی شدیدی شد.

اگر بخواهم منطقی به آن دوران نگاه کنم، وضعیت دوستم خیلی وخیم بود و با ورشکست شدن تنها یک قدم فاصله داشت! اما ماجرا برای او چنین نبود. او اصلا به ورشکستگی فکر هم نمی‌کرد. آن زمان با خودم فکر می‌کردم دوستم یا نمی‌فهمد در چه شرایطی گیر افتاده یا از شدت استرس دچار نوعی سرخوشی شده است. چیزی شبیه به زمانی که درست شب امتحان مهم‌ترین درسمان، جزوه‌مان را پیدا نمی‌کنیم و بعد که دیگر می‌دانیم آب از سرمان گذشته، بی‌خیالی و سرخوشی عجیبی سراسر وجودمان را فرا می‌گیرد! چیزی در مایه‌های هر چه بادا باد!

بدبینی، خیانتی در حق خودتان است. مردمان بدبین، از کاه، کوه می‌سازند و یکی از روش‌هایی که با کمک آن این کار را انجام می‌دهند، تبدیل اشتباهات به احساس گناه است.

مارتین سلیگمن پدر علم خوش‌بینی آموخته‌شده

موجودی انبارش وضعیت جالبی نداشت و مقدار کمی پارچه آن هم فقط به رنگ صورتی برایش باقی مانده بود که این مقدار هم برای تولید به روش قبلی کافی نبودند. با وجود تماس‌های بی امان خط‌های تلفنش و بست نشستن طلبکاران در دفترش، او کاملا روی اعصابش تسلط داشت و خیلی آرام به نظر می‌رسید. جلسه‌ای با طلبکارانش گذاشت و آنها را راضی کرد تا مدتی به او مهلت دهند.

هر کس دیگری جای او بود، اعلام ورشکستگی می‌کرد. اما او مدام می‌گفت که این فقط یک علامت سوال است که من جوابش را پیدا می‌کنم. او پولی برای خریدن مواد اولیه نداشت. تنها راهی که جلوی پایش وجود داشت، یک بار دیگر امتحان کردن با همه موجودی انبارش بود. او با طراحان و تعدادی از مسئولین مجموعه‌اش یک جلسه برگزار کرد و قرار شد محصولی را با کمترین میزان مصرف از پارچه و به صورت تک رنگ، به بازار عرضه کنند. بنابراین تصمیم گرفت که لباس کودک دخترانه را با بهترین کیفیت ممکن تولید کند. او با چنان ذوق و شوقی کارش را دنبال می‌کرد که اگر فردی تازه با او آشنا شده بود، فکر می‌کرد در نهایت خوشی و عاری از هر مشکلی زندگی می‌کند.

البته او واقعا از زندگی‌اش لذت می‌بُرد و هیچ شکی در انجام کاری که تصمیمش را گرفته بود نداشت. در واقع، او هیچ چاره‌ای جز موفقیت نداشت برای همین نهایت تلاشش را به کار بست و کارمندانش را امیدوار نگه داشت. در نهایت، محصولش را به بازار عرضه کرد و با استقبال خوبی رو به رو شد. طلبکارانش بار دیگر به او اعتماد کردند و مجموعه‌اش این بار با تولید تخصصی برای کودک، کارش را ادامه داد. او برای من، نمونه‌ای از یک خوش‌بین لاعلاج است که لری بریلینت از آن سخن می‌گوید.

فردی که در زمان سختی خود را نمی‌بازد و از دل مشکلات، فرصتی برای پیشرفت پیدا می‌کند.

به قول خودش: «این هنر یک تاجر است که بحران را به فرصت تبدیل کند.»

کاری که دوست من انجام داد، نه تنها عجیب و غریب نبود بلکه بسیار هم عادی بود. او به خودش و توانایی‌های مجموعه‌اش ایمان داشت و همین باعث می‌شد که بتواند با خوش بینی و امیدی واقعی به سرانجامی موفق، نه تنها از میان مشکلاتش عبور کند بلکه مسیری جدید برای موفقیتش باز کند.

در مورد این افرادی که در هر شرایطی می‌توانند خوش‌بین بمانند می‌توانید در مقاله‌ی شادزیان بیشتر بخوانید.

» بدبینی از کجا می‌‌آید؟

روانشناسان معتقدند که ریشه بدبینی، درماندگی است. درماندگی هم مرحله‌ای است که ما فکر می‌کنیم انتخاب‌هایی که در زندگی‌مان می‌کنیم تغییری در زندگی‌مان ایجاد نمی‌کنند. چیزی شبیه به این احساس که در مردابی گیر افتاده باشیم و چیزی برای بیرون آمدن از آن وجود نداشته باشد. این احساس کاذب، توان و انرژی را از فرد می‌گیرد، عملا او را متوقف می‌کند و زمینه‌های افسردگی را در او ایجاد می‌کند.

اگر باور کنیم که بدبینی یک توهم است، ذهنمان از خیلی از حساب و کتاب‌های
بی‌فایده آزاد می‌شود و خیال راحت به سراغمان می‌آید.
نکته: هدف از خوش بینی ، یک روش کورکورانه نیست که قدرت تفکر را از ما بگیرد. بلکه منظور، ایجاد یک سیستم قدرتمند ذهنی است که به ما کمک کند تا تحت هر شرایطی، تفکرمان را در مسیری درست به راه بیندازیم.

» خوش بینی ، اکتسابی است

بر خلاف تصور عده زیادی که فکر می‌کنند بدبینی یا خوش بینی ، چیزی‌هایی ذاتی یا ارثی هستند باید بگویم که این ویژگی‌ها کاملا اکتسابی هستند. یعنی فرد، با توجه به محیطی که در آن رشد و زندگی می‌کند، کم‌کم تبدیل به انسانی خوش‌بین یا بدبین می‌شود. جالب اینجا است که حتی اگر بنا به دلایلی نتوانیم محیط زندگی یا اطرافیان خود را تغییر دهیم، باز هم می‌توانیم خود را به فردی خوش‌بین تبدیل کنیم. چون خوش بینی تنها یک نوع عادت اندیشیدن است. عادت‌ها نیز چیزهایی قابل یاد گرفتن هستند.

همان طور که برای ایجاد یک عادت یا تغییر آن، باید از قدم‌هایی کوچک شروع کرد، برای تغییر دیدگاه بدبینی به خوش بینی نیز باید از باورهای بدبینانه کوچک شروع کرد. مثلا وقتی به کسی پیامی ارسال می‌کنید اما او بلافاصله پاسخ شما را نمی‌دهد به جای اینکه فورا این طور نتیجه‌گیری کنید که: « او حتما از من بدش می‌آید یا ارزشی برایم قائل نیست» با خود بگویید: «حتما کار خیلی مهمی برایش پیش آمده است» و به سادگی از کنار این موضوع عبور کنید. اجازه ندهید بدبینی، این چیز کوچک را گسترش دهد و کنترل افکارتان را در دست بگیرد.

 

راندا برن

این اندیشه‌هایمان نیستند که به رویدادها واکنش نشان می‌دهند بلکه اندیشه‌هایمان خود رویدادها را تعیین ‌می‌کنند.

 

 

» چرا گاهی خوش بینی خنده‌دار یا حتی مسخره به نظر می‌رسد؟

گاهی شرایط و کارهای زندگی، آن‌قدر پیچ در پیچ می‌شوند که اگر بخواهیم خوش‌بینانه به آنها نگاه کنیم، خودمان هم خنده‌مان می‌گیرد. اما چرا این‌گونه است؟ حقیقت این است بدبینی از ذهن ریشه می‌گیرد. گاهی ذهن در مواجه با مشکلات، درگیر یک منطق افراطی می‌شود و بر اساس ماجراهای گذشته، نتیجه این ماجرای جدید را هم پیش‌بینی می‌کند.

مثلا اگر ماجرای گذشته، بد تمام شده باشد، ذهن، نتیجه این ماجرای جدید را هم بد پیش‌بینی می‌کند. اما خوش بینی از قلب ریشه می‌گیرد و در جدال عقل و قلب، همیشه این قلب است که پیروز است. البته اگر به قلبمان مجالی برای سخن گفتن بدهیم. ذهن منطقی ما با آن همه حساب و کتاب، باورش نمی‌شود که با امیدوار بودن و نگاه دوباره به جریان موجود، راه‌حلی پیدا شود. برای همین، گاهی راه‌کارهای خوش‌بینانه خودمان هم خنده‌دار به نظر می‌رسند. در واقع این خنده و گاهی احساس تمسخر درونی، یک واکنش ذهنی است که باید به آن خندید!

برای مطالعه ادامه این مقاله و یاد گرفتن چند ترفند جالب در مورد خوش بینی ، لطفا قسمت بعد را دنبال کنید.

در ضمن اگر دوست دارید بیشتر در مورد خوش‌بینی بخوانید و یک خوش‌بین حرفه‌ای باشید پیشنهاد می‌کنیم که مجموعه‌ مقاله‌ی خواستن توانستن است را از دست ندهید.

قسمت سوم
به‌زودی

[/restric]
2 نفر دیدگاه شان را با ما در میان گذاشتید، نفر بعدی شما هستید :
  1. محمدرضا علیزاده می گوید

    با سلام و خسته نباشی
    متن بسیار زیبا و پرمحتوایی بود.
    من پیشنهاد میکنم مخاطبا کتاب راز (secret) از راندا برن رو حتما بخونید
    کتابش بی نظیره. با خوندن این کتاب هر کی میتونه مسیر زندگیشو پیدا کنه و انگار تازه متولد بشه
    آدم های زیادی از راز باخبر بودن ولی تنها راندا برن اونو به دنیا شناسوند.

  2. ابراهیم می گوید

    عالی بود، از مطالعه این مقاله لذت بردم، سپاس…

دیدگاه تان را ارسال کنید

دیدگاه تان را با ما در میان بگذارید...

ما به دیدگاه شما احتیاج داریم؛ پس بیایید دیدگاه و نقطه نظرات مان را با همدیگر به اشتراک بگذاریم تا یک اجتماع موفق از افکار برنده با همدیگر بسازیم.

**‌به ازای هر یک دیدگاه سازنده، یک روز اشتراک رایگان پروژه سوخت جت دریافت کنید**