چطور سیستم باورها و اعتقاداتتان را در جهت مثبت به یک باره دگرگون کنید؟

به ندرت ممکن است دست به کاری بزنید که فکر می‌کنید انجام دادن آن غیر ممکن است و هرگز ممکن نیست همه‌ی توان‌تان را صرف کاری کنید که به آن اعتقاد ندارید.

یکی از مشهورترین داستان‌ها در مورد قدرت اعتقاد و باور، به راجر بنیستر مربوط می‌شود. او اولین کسی بود که که در کمتر از چهار دقیقه یک مایل دوید.

قبل از اینکه او موفق به انجام این کار شود همه فکر می‌کردند که بدن انسان توان انجام چنین شاهکاری را ندارد. ولی بنیستر که دانشجوی رشته‌ی پزشکی بود اعتقاد دیگری داشت! او می‌گفت با توجه به ایمانی که به آموزش‌های خودم دارم از همه‌ی موانع عبور می‌کنم. من شجاعم و در میدان مسابقه از هیچ کس نمی‌ترسم. حرف من رویا نیست بلکه عین واقعیت است.

بلافاصله بعد از اینکه او موفق شد، باورهایی که در مورد این شاهکار وجود داشت تغییر کرد و بعد از 46 روز رکورد او شکسته شد. بعد از گذشت دو سال 9 بار رکورد زیر چهار دقیقه برای یک مایل شکسته شد. از آن زمان تا به حال صدها نفر این کار را انجام داده‌اند.

این قدرت باور است. شما در زندگی‌تان نمی‌توانید بیشتر از باورهایتان به دست آورید چرایی‌اش را در این مقاله بخوانید.

چه اتفاقی در سال 1954 به رابرت بنیستر کمک کرد تا به چنان موفقیتی برسد که در 6000 سال تاریخ بشریت سابقه نداشت! آیا تغییری در بدن انسان ایجاد شده بود که انجام این کار ممکن شد؟ خیر، ولی سیستم باور و اعتقاد انسان تغییر کرده بود.

این داستان نکته‌ی جالبی دارد. سینتیا کرسی در کتاب «توقف ناپذیر» داستانی در مورد جورج دانتزیش نوشته است. جورج در دوران دانشجویی سخت درس می‌خواند و همیشه تا دیر وقت بیدار بود. 

او شب‌ها آنقدر دیر می‌خوابید که یک روز صبح خواب ماند و 20 دقیقه دیر سر کلاس حاضر شد. همین که نشست دو مسئله‌ی ریاضی را که روی تخته نوشته شده بود به این خیال که تمرین‌هایی است که باید حل‌شان کند یادداشت کرد. حدود چند روزی روی آن دو مسئله کار کرد تا اینکه سرانجام راه حل را پیدا کرد و روز بعد تمرین‌های حل شده را روی میز استادش گذاشت.

صبح یکشنبه استادش هیجان زده شش صبح با او تماس گرفت و از خواب بیدارش کرد. جورج دیر وارد کلاس شده بود و توضیح استادش را که گفته بود آن دو مسئله از معادله‌های لاینحل ریاضی بودند نشنید. حتی انیشتین هم نتوانسته بود جوابشان را پیدا کنید ولی جورج دانتزیش با این باور که تمرین‌های عادی ریاضی را حل می‌کند موفق شد هر دو مسئله لاینحلی را که هزاران سال ریاضی‌دان‌ها موفق به حل آن‌ها نشده بودند حل کند.

اگر معتقد بودید رسیدن به هدف‌های بزرگ بسیار ساده است
چند کار بزرگ را می‌توانستید انجام بدهید؟

وقتی کسی به شما باور ندارد چطور باید به رویاهایتان برسید؟ در این مقاله جواب واقعی‌ را بخوانید.

 

چطور سیستم باورها و اعتقاد‌اتمان را تغییر دهیم؟

1 » خودتان را برای برنده شدن آماده کنید:

هیچ چیز به اندازه‌ی آماده بودن برای موفقیت اعتقاد شما را تقویت نمی‌کند. آموزش قبل از مسابقه که نوعی آمادگی بود باعث شد بنیستر باور کند که می‌تواند به هدفش برسد.

2 » افکارتان را کنترل کنید:

خودتان می‌توانید انتخاب کنید که به چه چیزی فکر کنید.
اگر به موفقیت فکر کنید موفق می‌شوید و اگر به شکست فکر کنید شکست می‌خورید.
برای اینکه بتوانید فکرتان را کنترل کنید باید به صورت مثبت به خودتان تلقین کنید.

جمله‌های مثبت خود را روی هر ورقی که بیشتر در دسترستان است قرار دهید و همیشه بخوانید تا به یک عادت در شما تبدیل شود.

3 » موقعیتی را که در آن قرار دارید مجدداً ارزیابی کنید:

درسی که باب پراکتور به ما داده این است که باورها و اعتقادات ما بر پایه‌ی ارزیابی ما از موقعیتی است که در آن قرار داریم. پس اگر موقعیتی را مجدداً ارزیابی کنیم باور ما در مورد آن موقعیت و مسئله تغییر می‌کند.

دلیل فقیر ماندن بسیاری از مردم تنها و تنها باورهایشان است. باورهای ذهنی ثروتمندان را اینجا یاد بگیرید.

 

4 » در مورد اینکه چطور و از چه راهی می‌توانید به هدفتان برسید نگران نباشید:

یکی از اشتباهاتی که بیشتر ما در زندگی داریم این است که قبل از این که باور کنیم که می‌توانیم کاری را انجام دهیم به این فکر می‌کنیم که چطور و از چه راهی می‌شود آن کار را انجام داد.

کارتان را با این باور شروع کنید که می‌توانید به هدفتان برسید
و راه رسیدن‌تان به هدف خود به خود پیدا می‌شود.

5 » سرانجام اینکه باید وارد عمل شوید:

تا زمانی که وارد عمل نشده باشید تعهدی نخواهید داشت و بارتان محکم نمی‌شود.
مسئله‌ی بزرگی که امروز با آن رو به رو هستید چیست؟
آیا واقعاً می‌خواهید از مانعی که سر راهتان وجود دارد عبور کنید یا به هدف مورد نظرتان برسید؟
اگر پاسخ شما مثبت است پس آیا باور می‌کنید؟
آیا می‌توانید باور کنید که معجزه در درون شخص خود شماست؟

یادتان باشد علت شکل گرفتن عدم باور در خود و عدم باور به توانایی‌هایی خود این است که فکر می‌کنیم خارج از وجودمان قدرت یا قدرت‌هایی وجود دارند که از قدرت درون شما بزرگتر است. اما این حرف اشتباه است.

شما باید به این باور برسید که خودتان را باور کنید که می‌توانید در هر کاری که انجام می‌دهید بهترین باشید. هیچ کس جز خودتان نمی‌تواند به شما کمک کند، بنابراین این حرف ارزش فکر کردن را دارد، خودتان را باور کنید که دارای بزرگترین، بهترین و بیشترین توانایی هستید که می‌توانید هر سدی را بشکنید و هر مانعی را به راحتی در مقابل خود از بین ببرید.

قدرت باور همین است، اعتقاد به توانایی‌های بی‌انتهای خود.


در همین زمینه بیشتر بخوانید:

مقالات مرتبط:
7 نفر دیدگاه شان را با ما در میان گذاشتید، نفر بعدی شما هستید :
  1. کاربر سوخت جت Ali می‌گوید

    Good

  2. کاربر سوخت جت h.kh می‌گوید

    دستتون درد نکنه فوق العاده بود

  3. کاربر سوخت جت یی می‌گوید

    دوباره باعث شد بهم یادآوری بشه ک کی هستم.ممنکنم

  4. کاربر سوخت جت کو می‌گوید

    بسیار عالی و تاثیرگذار بود

  5. کاربر سوخت جت ور می‌گوید

    دمتون گرم همشو یادداشت کردم عالیییییییییی

  6. کاربر سوخت جت رد می‌گوید

    ممنون از مطالب فوق العاده

  7. کاربر سوخت جت ست می‌گوید

    عالی

نظرتان را ارسال کنید

دیدگاه تان را با ما در میان بگذارید...

ما به دیدگاه شما احتیاج داریم؛ پس بیایید دیدگاه و نقطه نظرات مان را با همدیگر به اشتراک بگذاریم تا یک اجتماع موفق از افکار برنده با همدیگر بسازیم.

**‌به ازای هر یک دیدگاه سازنده، یک روز اشتراک رایگان پروژه سوخت جت دریافت کنید**