۹ قدم کامل برای پیدا کردن چیزهایی که واقعا برای شما مهم است

اگر ذهنی باز داشته باشید و قلباً آماده‌ی تحول باشید،معجزه اتفاق می‌افتد،طوری که احساس می‌کنید همه‌ی کائنات آماده‌ی کمک شما به هستند.اما اگر تصمیم مشخص و دقیق نداشته باشید،باید بسیار تلاش کنید تا آنچه را در پی آن هستید،از میان غبار تردیدها مشخص کنید.این نکته را به خاطر داشته باشید که آن چیزهایی که شما به عنوان باید و معیارهای خود یادداشت کرده‌‌اید،سرانجام مسیر را نشان خواهد داد.

شما باید بتوانید معیارهای و بایدهای متناسب با زندگی خود را تعیین کنید.معیارها و بایدهای شما می‌تواند تمام عرصه‌‌های زندگی شما را در بر بگیرد.

همه‌ی معیارها مهم هستند به شرطی که راهی باشند برای ارتباط با خلقت و عالم هستی؛اما متأسفانه گاهی اوقات انسان‌ها به سبب نگرانی‌هایی که دارند،نمی‌توانند با توجه به معیارهای خودشان زندگی آگاهانه‌ای را پی بگیرند،در نتیجه گرفتار استرس می‌شوند و حتی احساس پوچی می‌کنند.

این افراد تحت تأثیر نظرات دیگران و قضاوت‌هایشان درباره‌ی خودشان،تصور می‌کنند که«باید»نظام معیاری خاصی برای خودشان اختیار کنند.در اجرای این تمرین برای کشف ارزش‌ها و معیارهای خودتان،سعی کنید از«بایدها»ی نادرست رها شوید و آنچه را واقعاً به صلاحتان است،پی بگیرید.

» 1- روزهای خود را در چه مکانی سپری می‌کنید؟

بررسی کنید و ببینید چه موضوعات و مسائلی در زندگی روزمره و حتی در محیط کاری شما متداول و حاکم است.سعی کنید تمام آنچه را در طی روز می‌بینید،در ذهنتان مجسم کنید؛مثل اعضای خانواده،مسافت‌هایی که طی می‌کنید و سبک‌های معماری که می‌بینید.

سپس از خودتان بپرسید که پدیده‌هایی که اطراف من را گرفته‌اند،چه تأثیری بر من و چه مفهومی برای من دارند؟

» 2- اوقات خود را چگونه سپری می‌کنید؟

بررسی کنید و ببینید اوقات بیداری خود را چگونه می‌گذرانید؛چه عواملی وقت شما را بیشتر به خود اختصاص می‌دهد و چه عامل‌هایی در مراحل دوم و سوم و بعد از آن قرار می‌گیرند.ممکن است این فهرست مطابق با ارزش‌ها و معیارهای شما نباشد؛اما نباید زیاد هم متضاد باشد.

بیشتر مردم بهترین اوقات روز خود را در محیط کاری سپری می‌کنند و شغل شما هر چه باشد(و هر میزان علاقه‌ای که به شغل خودتان داشته باشید)،همین که بهترین اوقات خود را در محیط کارتان می‌گذرانید،به این معناست که شغلتان شما را تأمین مالی می‌کند،خلاقیت شما را بالا می‌برد یا آنکه احساس می‌کنید آدمی مفید هستید و برای دیگران منشأ اثر.

احتمالاً مهم‌ترین معیار کار یک پزشک می‌تواند سلامتی و درمان مردم باشد یا درآمدی که این شغل برایش دارد؛این نکته را خود پزشک می‌داند.بررسی کنید و ببینید علت شغلی که شما انتخاب کرده‌اید چیست؟

وقتی بیشتر اوقات خودتان را صرف کاری می‌کنید،به این معناست که آن کار بالاترین اولویت را برای شما دارد.اگر احساس می‌کنید کارهای شما بر اساس معیارهایی است که دیگران تعیین می‌کنند یا احساس می‌کنید برای جلب رضایت دیگران کاری را انجام می‌دهید،در این صورت از خودتان بپرسید،اگر قرار باشد واقعاً نگران نظر دیگران نباشم،اوقاتم را باید چگونه بگذرانم؟

» 3- توان و انرژی خود را چگونه صرف می‌کنید؟

بررسی کنید و ببینید دوست دارید بیشتر اوقات خود را صرف چه کاری کنید و هنگامی که احساس می‌کنید وقت شما دارد تلف می‌شود،مشغول انجام چه کاری هستید.

به طور یقین برای انجام کارهایی که برای شما بسیار اهمیت دارند،انرژی زیادی باید صرف کنید. شما نیز مانند هر شخص دیگری،اگر احساس کنید کاری که انجام می‌دهید با معیارهای شما هماهنگ نیست، خسته می‌شوید – و البته اگر احساس کنید کار شما با معیارهایتان هماهنگ است،حس بسیار خوبی پیدا می‌کنید.

از خودتان بپرسید«هنگام انجام چه کارهایی احساس می‌کنم پُر انرژی هستم؟چه کارهایی به من نشاط می‌دهند؟دوست دارم در طی روز بیشتر انرژی خود را کجا صرف کنم؟».

» 4- پول خود را چگونه خرج می‌کنید؟

بررسی کنید و ببینید پولتان را چگونه هزینه می‌کنید؛
آیا آن را پس انداز می‌کنید؟
آیا جایی سرمایه‌گذاری می‌کنید؟
آیا اهل  ریسک هستید یا بیشتر نقدینگی خود را صرف تهیه لباس،تحصیل یا مسافرت می‌کنید؟
آیا مهمانی‌های پُر زرق و برق برگزار می‌کنید یا اهل کمک به مؤسسات خیریه هستید؟
آیا پولتان را خرج اموری خاص مثل تحصیل فرزندانتان می‌کنید با برای دوران بازنشستگی خود پس انداز می‌کنید؟

بدیهی است پول شما جایی صرف می‌شود که معیارهای شما حکم می‌کند.

» 5- کدام بخش زندگی شما منظم‌ترین است؟

مهم‌ترین معیار شما جایی است که بیشتری نظم را در زندگی شما دارد.شما برای آن بخش از زندگی‌تان که بیشترین آشفتگی و بی نظمی را دارد،کمترین ارزش را قائل هستید،لذا با کمی دقت می‌توانید مهم‌ترین و بی‌اهمیت‌ترین معیار زندگی‌تان را مشخص کنید.

حتما بخوانید: سه لیست حرفه‌ای روزانه برای نهایت نظم و بهره‌وری

» 6- بیشترین دقت و جدیت شما در چه زمینه‌ای است؟

زمینه‌هایی را مشخص کنید که بیش از هر چیزی در آن‌ها «ثابت قدم» و «کوشا» هستید و در آن‌ها بیش از هر چیز،احساس وظیفه می‌کنید.هیچ کس نمی‌تواند شما را برای انجام وظایفی که اهمیت زیادی برای شما دارند، به زور از خواب بیدار کند.

اگر احساس کردید برای انجام کاری «جدیدت» و «تمرکز« ندارید،علت این است که امری دیگر برای شما اولویت بیشتری دارد و دوست دارید عمر خود را جایی دیگر صرف کنید.

» 7- به چه چیز فکر می‌کنید؟

وقتی ذهنتان پریشان است،فکرتان کجا می‌رود؟معیارهای شما دائم در ذهن شما حضور دارند و هنگام انجام هر کاری افکار شما را تحت تأثیر قرار می‌دهند.حتی هنگامی که در خانه حضور دارید هم به فکر مسائلی هستید که در محیط کارتان می‌گذرد یا برعکس،در محیط کار به فکر مسائل خانه و زندگی هستید.افکاری که دائم ذهن شما را به خود مشغول می‌کنند،ارزش بالایی برای شما دارند و جزء معیارهای شما هستند.

» 8- با دیگران در مورد چه چیزهایی گفتگو می‌کنید؟

مراقب گفتگوهای خودتان با دیگران باشید.وقتی اولین بار با کسی رو به رو می‌شوید،بیشتر در مورد چه چیزی صحبت می‌کنید؟وقتی در کنار دوستان قدیم خود هستید،چه موضوع‌های تکراری را با هم مرور می‌کنید؟دوست دارید بیشتر در مورد چه مسائلی گفتگو کنید؟

 

» 9- اهداف شما در زندگی چیست؟

اگر معمولاً اهداف خود را یادداشت و برای تحقق آن‌ها تلاش می‌کنید،بهتر است هم اکنون به فهرست اهدافتان نگاه کنید.آیا شغل شما محور این اهداف است یا خانواده‌تان؟آیا الگویی مناسب در اهداف خود می‌بینید؟چه رابطه‌ای بین اهداف وجود دارد؟

کسانی که به درآمد زیاد فکر می‌کنند به اهداف مالی،سرمایه‌گذاری و برنامه‌ای برای دوران بازنشستگی و امثال آن فکر می‌کنند.عده‌ای نیز هستند که اهداف علمی و فکری و کسب مهارت برایشان مهم است.برخی افراد نیز اهداف و برنامه‌هایی برای حفظ سلامتی خودشان دارند. گروهی نیز هستند که اهداف خود را بر محور موضوعات معنوی،خانوادگی و مسائل اجتماعی پایه‌ریزی می‌کنند. اهدافی که دقیق و روشن نوشته شده باشند،اهمیت بیشتری دارند طوری که با مرور آن‌ها برای تحققشان بیشتر برانگیخته می‌شویم.

در این زمینه بخوانید: 90% مردم فکر میکنند اما واقعا بلد نیستند هدفگذاری کنند (و چطور شما جز 10% باقی مانده باشید؟)

لذا بررسی کنید و ببینید مهم‌ترین  هدف شما در زندگی چیست و برای کدام یک تلاش می‌کنید و هر روز وقت بیشتری می‌گذارید.

جان کلام ما…

سعی کنید رابطه‌ی بین معیارها و اهداف معنوی خود را به طور دقیق پیدا کنید.اگر به توصیه‌های ارائه شده عمل کرده باشید،معیارها و ارزش‌های خودتان را شناخته‌اید،اهمیت آن‌ها را نیز مشخص و فهرستشان را هم تهیه کرده‌اید.حال این سؤال مطرح است که آیا زندگی روزمره‌ی شما با این اهداف هماهنگی دارد یا نه؟آیا رسالت معنوی خود را مشخص کرده‌اید؟رسالتی که نشان دهنده‌ی معیارهای مهم شما در زندگی باشند.

این مقاله را با سخنی ارزشمند از میکل آنژ به پایان می‌رسانم…

«خطر بزرگ برای اغلب شما این نیست که آرمان شما خیلی بزرگ است و به آن نمی‌رسید،بلکه این است که آرمان خود را خیلی کوچک انتخاب می‌کنید و به هدف خود می‌رسید».


در همین زمینه بخوانید:

1 دیدگاه جالب
  1. احمد می گوید

    نظر من این است که باید انسان معیارهای خود را انتخاب کنید طبق ان اجرا کنی

دیدگاه تان را ارسال کنید

دیدگاه تان را با ما در میان بگذارید...

ما به دیدگاه شما احتیاج داریم؛ پس بیایید دیدگاه و نقطه نظرات مان را با همدیگر به اشتراک بگذاریم تا یک اجتماع موفق از افکار برنده با همدیگر بسازیم.

**‌به ازای هر یک دیدگاه سازنده، یک روز اشتراک رایگان پروژه سوخت جت دریافت کنید**