بیوگرافی جول اوستین | داستان زندگی او از کودکی تا اوج سعادت

در این محتوا قصد داریم داستان زندگی جول اوستین (Joel Osteen) را برای شما شرح دهیم؛ فردی که پیام‌های مثبتش تا ابد وجود خواهد داشت و حال خوب را به ارمغان می‌آورد!

جوئل اوستین را در دنیا با لقب سخنور خوش‌رو یا واعظ خندان می‌شناسند؛ او عمداً از به‌کاربردن کلماتی مانند «جهنم» یا «گناه» اجتناب می‌کند. او زمان‌هایی که قصد صحبت از «شیطان» را دارد، هرگز آن را «شیطان» خطاب نمی‌کند و در عوض استفاده از کلمه‌ای مانند «دشمن» را ترجیح می‌دهد.

دشمن می‌تواند به معنای هر چالشی باشد، از بحران شدید ایمان تا شک و تردید، بی‌نظمی، تنبلی و هرآنچه فکر کنید …

تاثیر مثبت افکار و نوع خداشناسی آن‌ها توانست به قلب تک تک مخاطبانشان نفوذ کند و راه زندگی‌شان را دگرگون سازد. شاید برایتان جذاب باشد که من نیز یکی از همین مخاطبان هستم. بیاید داستان خودم را هم برایتان تعریف کنم:

در دورانی که سختی و فشار زندگی بر من غلبه کرده بود و کم کم داشتم تمام امیدم را برای مبارزه از دست می‌دادم، دوستی شروع به ارسال جملات و سخنرانی‌های جول اوستین به من کرد.

خوب است بدانید که در روزهای اول بدون اینکه حتی یک جمله را بخوانم، فقط استیکر تشکر برایش ارسال می‌کردم و به زندگی در همان شرایط ادامه می‌دادم. اما انگار خدا جور دیگری حواسش را به من داده بود، به‌طوری که بعد از گذشت چند روز شروع به خواندن جملات کردم و به‌راحتی به شما بگویم، نور امیدی که در قلبم و دلم روشن شد تا الان نیز خاموش نشده است …

هر جای این زندگی اگر لحظه‌ای ناامید شوم بدون شک شروع به شنیدن مجدد سخنرانی‌های جول اوستین می‌کنم و تاثیر آن را در قلب و جانم با تمام وجود حس می‌کنم. پیشنهاد می‌کنم شما هم هیچکدام از سخنرانی‎‌ها و کتاب‌های او را از دست ندهید. مطمئن باشید همین الان که در حال خواندن این زندگینامه از جول اوستین هستید، یعنی خدای بزرگ به‌طور ویژه هوایتان را دارد، پس تحت هیچ شرایطی این موقعیت را از دست ندهید. ما یک سورپرایز ویژه نیز برای شما در این محتوا داریم!!!

دوران کودکی جول اوستین چگونه بود؟

داستان ما از آخرین روزهای زمستان و در حال و هوای شروع بهار یعنی 5 مارس ۱۹۶۳ میلادی (14 اسفند 1341) شروع می‌شود؛ روزی که کشیش جان اوستین و همسرش سدولورس پیلگریم اوستین، صاحب پسری خنده روی، یعنی قهرمان داستان ما جول اسکات اوستین (Joel Scott Osteen) شدند.

کودکی جول اوستین در یکی از بزرگ‌ترین شهرهای تگزاس آمریکا یعنی هیسون شروع شد. این شهر اغلب به‌عنوان مرکز فضایی ناسا شهرت دارد. این نکته را به یاد داشته باشید زیرا در بخش‌های بعدی به ارتباط ناسا، هیستون تگزاس و یک تحول شگرفت در زندگی جول بر خواهیم خورد.

پدرش جول را از همان زمان کودکی جانشین خود می‌دید و همیشه با ترفندهای خاص خود، جول اوستین را به سخنرانی در کلیسا تشویق می‌کرد و از هیچ تلاشی مضایقه نمی‌کرد.

بزرگ‌ترین مانعی که باعث می‌شد تلاش‌های پدرش بی‌نتیجه بماند، گوشه‌گیری و خجالتی بودن جول اوستین بود. او از همان دوران کودکی شوق و علاقه سرشاری که به شناخت خدا، انسان، روح و الهیات داشت و منابع زیادی نیز برای مطالعه و تحقیق موجود بود.

پدرش دوست داشت بعد از خودش، جول اوستین جای خالیش را پر کند و همیشه مشوق او بود تا به کلیسا بیاید و سخنرانی‌هایش را گوش دهد؛ جول همیشه به پدرش کمک می‌کرد و او عشق زیادی به او داشت اما در آن زمان نمی‌توانست به کشیش شدن فکر کند و این کار را اصلاً دوست نداشت و همیشه با پدرش برای این پافشاری‌ها مخالفت می‌کرد.

او معتقد است: «خداوند راه‌های درستی را پیش روی انسان می‌گذارد تا انسان به پیروزی برسد؛ فقط کافی است این راه را تشخیص دهیم و در آن قدم بگذاریم.»

به‌نظر من همین اعتقاد و ایمان او بود که با قدم نهادن در راه خداشناسی، امروزه توانسته است به جزوی از موفق‌ترین و محبوب‌ترین شخصیت‌ها باشد. او اکنون به میلیون‌ها انسان در سراسر جهان، شیوه صحیح اندیشیدن را آموزش داده و حال و هوای آن‌ها را دگرگون کرده است.

همه این‌ها را مدیون شجاعت خود است، شجاعتی که باعث شد در سفر خود قدم بگذارد؛ اگر شما هم بتوانید در راهی که به آن علاقه و قصد موفقیت در آن را دارید با شجاعت قدم بگذارید، قطعاً موفقیت، پیروزی و پیشرفت با شماست؛ کلید طلایی این شجاعت وجود حال خوب است!

از نوجوانی تا پیدا کردن راه حقیقت!

جوئل اوستین در بالکن یک سوئیت در طبقات بالا و مشرف به  پارک نشسته است و به استادیوم ورزشی خیره شده است، اما او بیسبال را تماشا نمی‌کند!!! او در حال تماشای ساخت یک صحنه است. او در حال تماشای حرکت نورها و چراغ‌های باشکوه است؛ او در حال تماشای مجموعه‌ای از بهترین و گران‌قیمت‌ترین دوربین‌های روز دنیاست. نسیمی از خلیج می‌پیچد و آفتاب اواخر تابستان مقداری از مه صبحگاهی را می‌سوزاند … (ادامه داستان را کمی بعد شرح خواهیم داد)

پدر و مادر اوستین، جان و دودی، در سال 1959 کلیسای خود را در یک سالن غذاخوری متروکه راه اندازی کردند. افراد انگشت شماری در آن حضور داشتند. در ابتدا آن‌ها باپتیست (نام شاخه‌ای از مسیحیت است) بودند، اما خیلی زود کلیسا مستقل و غیرمذهبی شد.

فرایند ساخت و توسعه کلیسا برای جان و دودی، چهار دهه طول کشید. زمانی که قهرمان داستان ما، جول اوستین در سال 1982 کالج را رها کرد و برگشت، به والدینش گفت که قصد راه‌اندازی یک شبکه تلویزیونی مذهبی را دارد؛ بنابراین او یک تیم فیلم‌برداری و تولید برای پخش خطبه‌های پدرش در تلویزیون ایجاد کرد.

جول اوستین 17 سال تمام را صرف سروسامان دادن به پدرش کرد! از تیپ و ظاهر گرفته تا بهبود خطبه‌هایش پیش رفت. او یک خطبه 40 دقیقه‌ای پدرش را به خطبه‌ای 25 دقیقه‌ای کاهش می‌داد. حواسش به همه چیز بود؛ از انتخاب کت‌وشلوار و کراوات پدرش تا بررسی نور، صدا و تصویر! پدرش بهترین دوست او بود و عاشق این بود که با همکار پدرش باشد و با او دور دنیا را بگردند.

اوستین می‌گوید: «این کارها تمام چیزی بود که فکر می‌کردم با زندگی‌ام انجام دهم؛ من راضی بودم!»

هر از چند گاهی، پدر، پسرش را تحریک می‌کرد. او می‌گفت: «هی جوئل! چرا کنار من نمی‌آیی و به من در کارهای کشیکی کلیسا کمک نمی‌کنی؟ من فکر می‌کنم تو  جانشین خوبی خواهی بود.» اما پسر همیشه این درخواست پدر را مؤدبانه رد می‌کرد. او خجالتی، ساکت و گوشه‌گیر بود و کشیکی اصلاً با روحیاتش سازگاری نداشت.

جوئل اکنون درباره آن زمان می‌گوید: «من هیچ تمایلی به انجام کشیکی نداشتم؛ این کارها از من خیلی دور بود.»

هرسال حداقل یکبار به هند سفر می‌کردند. آن‌ها در آن پرواز طولانی کنار هم می‌نشستند و پدر جوئل همیشه همین صحبت‌ها را تکرار می‌کرد. (مانند همه مادر، پدرهای دنیا ایرانی!)

جان می‌گفت: «من مطمئنم تو در این کار عالی می‌شوی. تو می‌توانی در این راه کمک‌های بی‌نظیری را به من کنی.»

جوئل هم همیشه در پاسخ به این نصیحت، می‌گفت: «بابا، من اصلاً سخنور و واعظ نیستم! تو موعظه کن، من از پشت صحنه حواسم به تو هست!»

از قضای روزگار، روزی جان 77 ساله، در خانه دخترش لیزا، (خواهر جوئل) برای صرف شام دعوت شده بود؛ بعد از شام پیرمرد داستان ما، تصمیم گرفت با جوئل تماس بگیرد و شانسش را دوباره امتحان کند. دودی و لیزا به جان پیرمرد گفتند که وقتش را تلف می‌کند. از نظر آن‌ها جول اوستین در لحاظ آخر عمر هم بی‌خیال جوئل نمی‌شد!

جوئل اوستین درحالی‌که چشمانش را می‌بندد، می‌‌گوید: «آن روز را به‌خوبی به یاد دارم! اصلاً انگار همین دیروز بود. روز دوشنبه! در ابتدا، مکالمه پدر و پسر به همان شکل همیشگی پیش رفت.»

پدر گفت: «پسر دلبندم، من دیگر پیر و خسته شده‌ام! نیاز به کمک دارم! من از زمان کودکی تو، آرزو داشتم که تو را در مقام کشیکی ببینم. آیا در این روزهای آخر عمرم مرا به آرزویم می‌رسانی؟»

جوئل هم مثل همیشه گفت: «پدر، من تو را خیلی دوست دارم، اما این کار از من بر نمی‌آید.»

اما این بار یک تفاوت شگفت‌انگیز با سایر دفعات داشت! جوئل وقتی تلفن را قطع کرد، از درون احساسی عجیب داشت. جوئل می‌گوید: «۹۰ ثانیه نگذشته بود که چیزی را اینجا احساس کردم» سینه‌اش را لمس می‌کند. گفت: «جوئل، تو باید این کار را انجام دهی.»

مادر و خواهرش هنگامی که جوئل تماس گرفت تا پدرش بگوید حاضر است آرزوی او را برآورده کند، انگشت به دهان مانده بودند و متحیر شدند. جوئل اکنون به شوخی می‌گوید که آن هفته بدترین هفته زندگی او بود. فکر می‌کردم که یک بار این کار را امتحان می‌کنم تا پدرم به من افتخار کند.

در روز موعظه جوئل، پدرش در بیمارستان به‌دلیل عارضه دیالیز بستری شد. نکته شگفت‌انگیز اینجاست که مادر جوئل نیز در اوایل دهه 80 بیمار بود، پزشکان به او گفته بودند توموری به اندازه یک پرتقال در کبدش دارد! اما او با هوشیاری دعا و روی زندگی عادی تمرکز کرد و به‌صورت معجزه آسایی خوب شد.

جوئل فقط تصور می‌کرد که پدرش نیز به‌زودی حالش خوب می‌شود. جان با تلفن به اولین خطبه پسرش در بیمارستان گوش داد. پرستارها به جوئل گفتند که هرگز پدرش را این‌قدر مغرور ندیده بودند! جان چند روز بعد دچار حمله قلبی شد و همان‌طور که جوئل می‌گوید «رفت تا نزد خداوند باشد»

پسر گیج شده بود، اما همان چیزی که به او می‌گفت باید از جای بلند شود و خدمت کند، اولین بار به او گفت که باید در این راه قدم بگذارد و کلیسای پدرش را کشیش کند. در سال 1999 و تعداد اعضای لیک وود نزدیک به 6000 نفر رسیده بود و هدف جوئل در آن زمان نگهداری و حفظ ساخته‌های والدینش است.

«تمام سعی خود را کردم؛ نمی‌دانستم دارم چه کار می‌کنم. فقط می‌دانم آن کارها را الان به سختی انجام می‌دهم.»

جول اوستین در ابتدا سعی کرد از سبک پدرش تقلید کند، سبکی سرسخت‌تر و کمی سنتی‌تر از شیوه‌ای که امروز موعظه می‌کند. او احساس درستی نسبت به این شیوه نداشت؛ بنابراین او آگاهانه تصمیم گرفت که معمولی‌تر و در دسترس‌تر به نظر برسد و از آن روش‌های سنتی دوری کند. بیشتر شخصی شبیه به خود امروزی جول اوستین !

«من می‌خواستم بچه‌هایی که در YMCA بسکتبال بازی می‌کردیم، یعنی بچه‌هایی که به کلیسا نمی‌رفتند، همه حرف‌های من را بفهمند. من هرگز نمی‌خواستم کسی فکر کند که من از دست بالا با آن‌ها صحبت می‌کنم.»

جول اوستین در طول زندگی‌اش خیلی کم در مورد چهره‌های کتاب مقدس صحبت کرد و بیشتر روی داستان‌هایی در مورد افرادی که بر سختی‌ها غلبه کردند، تمرکز دارد، داستان‌هایی در مورد ایمان که مردم را در زمان‌های وحشتناکی، نجات می‌داد.

جوئل اوستین در یک پکیج فوق‌العاده ارزشمند، 21 درس برای رسیدن به حال خوب در 21 روز را تهیه کرده است. ما در سوخت جت این پکیج را برای شما فراهم کرده‌ایم تا بتوانید از آن استفاده کنید.

سورپرایز ویژه این است که ما سخنرانی‌های ویژه جول اوستین را برای شما گلچین و همچنین در این پکیج سه کتاب صوتی و متنی او را برای دستیابی به حال خوب به پکیج اضافه کرده‌ایم. موسیقی‌های آرامش بخش و انرژی زا به همراه پوسترهایی با انرژی مثبت نیز به شما بسیار کمک خواهد کرد!

جول اوستین همیشه خطبه‌هایش را می‌نوشت و خط به خط آن را حفظ می‌کرد؛ گاهی نیز با ضبط صدایش فرصت این را داشت که دوباره آن‌ را گوش دهد. تجربه سال‌ها ویرایش خطبه‌های پدرش در تلویزیون، به او قدرتی فوق‌العاده داده بود. او به‌راحتی می‌توانست با زبان خاص خود صحبت کند و تمرکز بیشتری را به دست آورده بود. اوستین کلماتی را که فکر می‌کرد مثبت هستند، چندین بار تکرار ‌می‌کرد و روی جملات منفی که ممکن بود مردم را ناامید کند، خط می‌کشید.

او عقیده داشت که زندگی روزمره بسیاری از مردم را به اندازه کافی ناامید و شکسته خورده می‌کند، حال این شکست خورده‌ها به اینجا می‌آیند و من می‌توانم بگویم: «راستش می‌دانید چیست؟! همه شما گناهکارید!!! احتمالاً امروز درست زندگی نکرده‌اید.» اما آن‌ها از قبل این را می‌دانند. آن‌ها برای درک احساس گناه، نیازی به رفتن به کلیسا ندارند!

این همان پیامی است که اوستین امروز موعظه می‌کند، همان چیزی که در کتاب جدیدش درباره آن می‌نویسد. ایده او این است: «اگر کلمات مثبت را به معنای واقعی کلمه با صدای بلند بگویید، به احتمال زیاد، آن‌ها را تجسم خواهید کرد. این در مورد قدرت باور است!»

همین فعالیت‌ها و طرز تفکر او باعث شد تا در عرض چند سال، عضویت در کلیسای لیک وود به‌طور تصاعدی افزایش یابد. در سال 2005، کلیسا به مرکز سابق کامپاک (Compaq) نقل مکان کرد و حدود 100 میلیون دلار برای بهبود و ارتقا، از جمله افزودن پنج طبقه اضافی برای فضای اداری هزینه کرد. پیام و رویکرد نسبتاً غیر مناقشه‌برانگیز او جذابیت زیادی دارد «او صدای آرامش‌بخشی در دنیای پیچیده و مدرن است!!!»

اما این دیدگاه مثبت که گاهی اوقات «انجیل سعادت» نامیده می‌شود، دردسر ساز نیز هست و  می‌تواند خشم منتقدان را برانگیزد. مت والش، وبلاگ نویس محافظه کار، در سال 2014 پستی نوشت که جوئل و ویکتوریا اوستین را «بدعت گذار» خواند. واعظان دیگر نیز درک الهیاتی اوستین را زیر سوال برده‌اند. آن‌ها می‌گویند پیام اوستین می‌تواند باعث شود مردم به‌جای خدایا عیسی روی خودشان تمرکز کنند! برخی دیگر نیز نگرش شاد او را به سخره می‌گیرند.

اما اوستین می‌گوید که او تقریباً هرگز این انتقادات را نمی‌بیند یا نمی‌شنود. او وبلاگ یا بخش نظرات را نمی‌خواند. او می‌گوید: «این خنده دار است. به نظر می‌رسد که من ساده لوح هستم، اما با هرکسی که صحبت می‌کنم، می‌گوید «جول، صحبت‌های تو به من در زندگی خیلی کمک کرد، من دوست دارم به حرف‌های تو گوش و به نصیحت‌هایت عمل کنم!» و استادیوم‌های پر از جمعیت؟ آن‌ها نمی‌آیند چون منتقد هستند. سایر افراد می‌آیند چون صحبت‌های من زندگی آن‌ها را لمس کرده است.»

وقتی جول اوستین از رفاه صحبت می‌کند، می‌گوید که منظورش فقط پول نیست. برای من سعادت، داشتن آرامش و روابط خوب است! توانایی پرداخت صورت حساب‌ها یک قدرت است اما به‌نظر من قدرت این است که به زندگی شخص دیگری برکت دهید.»

درباره این انتقاد که به اندازه کافی درس‌های کتاب مقدس را نمی‌آموزد و به‌صورت حرفه‌ای آن‌ها را دنبال نمی‌کند، نظرش این است: «من به طور خاص در مورد آموزه‌ها صحبت نمی‌کنم تا بتوانم به بقیه بگویم «هی تو یک گناهکار هستی! مچت را گرفتم!!» اما در مورد صداقت، سازش، امید و مهربانی صحبت خواهم کرد. من پیام گنهکاری را می‌چرخانم! پیام من این است. من فقط از یک دیدگاه مثبت به مسائل می‌پردازم. نود و نه درصد مردم نیز به آن پاسخ خواهند داد و آن را دوست دارند.»

حالا در اینجا قصد داریم به ادامه داستان بپردازیم! جول اوستین قرار است به زودی در داخل استادیوم زمین قدم بزند، استادیومی که دیگر شبیه به یک مکان ورزشی نیست! باید به سمت صحنه اصلی برود، جایی که اوستین، ویکتوریا و تعدادی مهمان قرار است موعظه کنند. همچنین یک قسمت در بالای صحنه برای ده‌ها نوازنده و سازهایشان در نظر گرفته شده است.

جول اوستین به شدت درگیر فرایندهای پیش از تولید است. او هنوز مانند دوران جوانی‌اش برای دیدن بوم‌ها، پروژکتورها و جرثقیل‌های فیلم‌برداری هیجان زده است. او از اینکه بداند دوربین‌ها کجا می‌روند و چه تصاویری را ثبت و ضبط می‌کنند، لذت می‌برد، او این کارها را یک سرگرمی مانند چیدن یک پازل می‌داند.

اوستین می‌گوید: «همگی دقت کنید! همه چیز در یک راستا است. ما می‌خواهیم تصاویری کامل و غنی داشته باشیم.  درست است که ما 30000 نفر را در اینجا همراه داریم، اما بیشتر مردم برنامه را از تلویزیون تماشا خواهند کرد. بیشتر مردم فقط برنامه امروز را با 40 اینچ را می‌بینند.»

اوستین به ایجاد و تولید ارزش اهمیت زیادی قائل است!: «برنامه در تلویزیون باید خوب به‌نظر برسد. شما باید تمام دقت خود را به‌کار بگیرید. این روزها همه برای جلب توجه ببینده‌های تلویزیونی تلاش زیادی می‌کنند و فرصت اشتباهی وجود ندارد! اگر نور خوب نباشد یا صدای مطلوبی نداشته باشیم، به معنی از دست دادن مردم است»

در بعدازظهر روز شنبه، جمعیت شروع آمدن می‌کنند. ابتدا یک قطره است، سپس بیشتر و بیشتر می‌شوند. اولین‌ها بیشتر طرفداران سرسخت اوستین هستند که می‌خواهند مطمئن شوند در ردیف اول می‌نشینند. اما به زودی هزاران نفر وارد می‌شوند. ترافیک سنگینی در اطراف استادیوم ایجاد شده است. ساکنان آپارتمان‌های مجاور به خیابان‌ها می‌آیند تا ببینند چه اتفاقی در حال رخ دادن است.

طیف‌های وسیع و متنوعی از مردم بلیت خریده‌اند. بیشترین پرداخت 25 دلار برای حضور بود. همه سنین، همه نژادها حضور دارند. برخی از مردم در اینجا با بهترین لباس‌های خود، با جواهرات و لباس‌های رسمی حاضر شده‌اند و برخی دیگر بادگیر پوشیده‌اند و کفش‌های تنیس آنان خراشیده شده‌اند.

بچه‌ها در راهروها بالا و پایین می‌دوند و بازی می‌کنند. نانسی پلوسی، رئیس سابق مجلس که مدت‌ها از طرفداران اوستین بود، نزدیک صحنه می‌نشیند، نه چندان دور از ویلی رابرتسون (تاجر، نویسنده و بازیگر مشهور) که در اینجا با شلوار جین پشمی، پیراهن جین نازک، تاپ سبز نئونی و باندانای پرچم‌دار آمریکایی‌اش حضور دارد.

به زودی بیش از 30000 نفر روی صندلی‌های استادیوم خواهند نشست. چند هزار نفر دیگر در حال تماشای پخش زنده این رویداد از یوتیوب هستند و افراد بیشتری هنوز آن را در شبکه پخش ترینیتی تماشا می‌کنند. هشتگ شب امید در سراسر خلیج پرطرفدار است …

هنگامی که موسیقی شروع به پخش می‌کند، خورشید هنوز می‌تابد. ترکیبی از سرودهای ستایش آهسته و سریع! جوئل و ویکتوریا با تشویق شدید روی صحنه می‌روند. او یک کت‌وشلوار آبی، یک کراوات خال‌دار و یک پیراهن خط‌دار به تن دارد. ویکتوریا یک تاپ به سبک وسترن آبی با اسکارف پوشیده است. آن‌ها با هم شبیه مدل‌هایی خندان و خوش اخلاق به‌نظر می‌رسند.

جوئل به جمعیت می‌گوید: «خدا امشب به شما لبخند می‌زند. او حتی نیازی به نگاه کردن از پشت بام ندارد. او می‌تواند درست به شما نگاه کند، خدا برای تو است. قدرتمندترین نیروی جهان امشب در کنار شماست! تنها چیزی که باید بگویی این است که «خدایا، می‌خواهم آنچه را که تو برای من داری امشب دریافت کنم.»  و این بهترین سال شما تا کنون خواهد بود!!!

ویکتوریا می‌گوید: «خدا به شما در هر کاری که با آن روبرو هستید کمک خواهد کرد. شما از قبل هر آنچه را که نیازمندید در درون خود دارید.»

او داستانی را درباره زمانی تعریف می‌کند که شیر شکلات درست می‌کرد، اما قبل از اینکه بتواند کل آن را بنوشد، موبایلش زنگ خورد. او توضیح می‌دهد که وقتی برگشت، (تقریباً 30 دقیقه بعد) تمام شکلات‌ها در ته لیوان ته نشین شده بودند.

«گاهی اوقات آن چیزهای خوب به پایان می‌رسد، و ما باور نداریم که بتوانیم کاری را انجام دهیم که خدا از ما خواسته است. شما باید یک قاشق خدا بردارید و ایمان خود را با هر آنچه در شماست تقویت کنید.» ویکتوریا بارها و بارها «شیر شکلات» را تکرار می‌کند …

این داستان افتتاح کلیسای بزرگ‌تر و جدید بود. جول اوستین توانست کلیسایی بزرگ‌تر را در سال 2003 پایه‌گذاری کند. او استادیوم تیم بسکتبال هیستون را پس از نقل مکان تیم، خرید و کلیسای خود را در آنجا تأسیس کرد.

برنامه‌های اوستین در تلویزیون در بیش از 120 کشور دنیا پخش می‌شود و به‌طور میانگین در یک هفته بیش از 7 میلیون نفر بیننده، برنامه‌های اوستین را تماشا می‌کنند. او آنقدر به خدا و راهش ایمان دارد و آنقدر در سخنانش عشق و علاقه نهفته است که روز به روز به تعداد دنبال‌کننده‌هایش و طرفدارانش اضافه می‌شود.

ده‌ها هزار نفر هر هفته در کلیسای او شرکت و میلیون‌ها نفر دیگر او را در تلویزیون‌های سراسر جهان تماشا می‌کنند و به راحتی او را به محبوب‌ترین واعظ روی کره زمین تبدیل می‌کنند.

جذابیت گسترده او بدین معناست که شخصیت‌هایی از اپرا وینفری و جان مک کین گرفته تا کلویی کارداشیان، خود را طرفدار او اعلام کرده‌اند. اوستین همچنین یک ماشین فروش و یکی از بزرگترین نام‌ها در انتشارات کتاب است! او نویسنده هفت کتاب پرفروش شماره 1 نیویورک تایمز است، کتاب‌هایی از جمله «نسخه بهتر خودت و اکنون بهترین زندگی تو» توسط نشریات متعدد در سراسر دنیا چاپ شده است.

افرادی که کتاب‌ها و سخنرانی‌های او را با جان و دل می‌پذیرند و نکات آن را عملی می‌کنند در هر شرایط و موقعیتی توانسته‌اند تغییراتی بنیادی و اساسی را در زندگی خود ایجاد کنند. داشتن حال خوب اصلی‌ترین و مهم‌ترین نیاز هر انسانی برای ایجاد تغییر و پتانسیلی پرقدرت برای شروع به حرکت است.

جول اوستین نکات حساس و حیاتی زندگی را با روش‌هایی ساده و با زبانی شیوا بیان می‌کند؛ او معتقد است با نگرش مثبت و عشق هر کاری را می‌شود پیش برد. شما را به خواندن یکی از مصاحبه‌های جول دعوت می‌کنم:

خبرنگار: «چرا شما تمرکز و توجهی روی گناه، عذاب، جهنم، شیطان و پلیدی ندارید؟»

جول اوستین: «ما همیشه فکر می‌کنیم شیطان چیزی جدای از ماست، به همین دلیل همیشه او را مقصر گناهان و اشتباه‌های خود می‌دانیم! باید توجه داشته باشید شیطان می‌تواند درون اندیشه‌های خود ما باشد؛ دشمن ما گاهی بی‌نظمی و بی‌انضباطی ماست! بسیاری از افراد سخنان و تفسیرهای زیادی از جهنم دارند، اما به‌نظر من انجیل پر از خبرهای خوب است. ترجیح من، خدای مهربان است! قطعاً جهنمی نیز وجود دارد و من به وجود آن ایمان کامل دارم؛ با این حال دوست دارم خدای مهربانی را بر زبان بیاورم و پیام‌آور مهربانی‌های او باشم …»

جول اوستین و تمام خانواده‌اش زندگی‌شان را برای خدمت می‌گذارد. او معتقد است «همگی ما آشکارا دارای برکت هستیم و از توانایی سخاوتمندی و برکت دادن به دیگران برخورداریم.» او می‌گوید فقط قصد خوشحال کردن مردم را دارد. او می‌خواهد هدیه‌ای از جنس احساسات گرم را به تمام مردم دنیا ارائه دهد. و هر روز به نظر می‌رسد که او واقعاً از شیوه‌ای که زندگی در حال گسترش است شگفت زده می‌شود!

امروزه جول اوستین نماد این پیام است: «انسا‌ن‌ها همگی استعدادها و توانایی‌های منحصربه‌فرد خود را دارند، ما نیاز به یک جرقه داریم تا این استعدادها روشن شود، از سد چالش‌ها بگذرند و در نهایت حال برای خود و بقیه حال خوب به ارمغان آورد.»

او در یک مجموعه از سخنرانی‌های خود که تحت عنوان پکیج حال خوب در سه هفته در بازار عرضه گردید، جمله‌ای درخشان را به مخاطبان خود هدیه می‌دهد: «هرگز به دیگران اجاره ندهید، شادی و احساس خوب را از شما بگیرند، چون احساس خوب پیش نیاز رخ دادن اتفاقات خوب در زندگی‌تان است.»

تحقق رؤیاها و رسیدن به اهداف و آرزوها دقیقاً همان درسی است که جوئل اوستین به تمامی مخاطبین خود در کتاب‌ها و سخنرانی‌هایش وعده می‌دهد. او راه را به شما نشان خواهد داد.

چگونگی تحقق رؤیاها و رسیدن به امیال و آرزوها به‌خوبی در پکیج حال خوب سوخت جت، شرح داده شده است. دیگر نیازی نیست تمام وقت خود را برای خواندن محتواهای بی‌اندازه کنید، ما مطالب مفید را برای شما دسته بندی و گلچین کرده‌ایم. همین حالا می‌توانید با مشاورین ما برای تهیه پکیج ارتباط بگیرید.

برداشتی کوتاه از دین جوئل اوستین

اوستین بر ایده خدا به گونه‌ای صحبت می‌کند که برای انسان‌هایی با ادیان مختلف جذاب باشد. اگر دقت کرده باشید هنگام سخنرانی‌هایش در هوستون تگزاس، در پشت سرش به‌جای صلیب، یک مجسمه کره زمین جای گرفته است.

 

تحصیلات جول اوستین چیست؟

مانند بسیاری از بزرگان تاریخ جهان، جول اوستین دانش آموزی کوشا و موفق در دوران تحصیل خود نبود؛ با این حال او در سال 1981 در دبیرستان هامبل (Humble High School) فارغ‌التحصیل شد و در دانشگاه اورال رابرتز در رشته ارتباطات رادیویی و تلویزیونی مشغول به تحصیل شد.

او پس از گذراندن ترم اول تحصیلی خود در دانشگاه، ادامه تحصیل را کنار گذاشت و به شهر خود یعنی هیوستون بازگشت؛ او در سال 1982 در کنار پدرش قرار گرفت تا آژانس تلویزیونی خود را در کلیسای محلی پدرش راه اندازی کند.

جول اوستین در سال 1982 تا 1999 مسئولیت اداره استودیوی تولید تلویزیونی برای فیلمبرداری از موعظه‌های پدرش در کلیسای لیک وود را بر عهده گرفت.

او هیچ نوع مدرکی از مدرسه الهی (مانند حوزه‌های علمیه) دریافت نکرده است.

بسیاری نسبت به نداشتن آموزه‌های لازم در الهیات و نگذراندن درس‌های کتاب مقدس، نقدهایی بسیار جدی نسبت به او دارند؛ شما باید در نظر داشته باشید این نقد زمانی درست است که تنها آموزش‌های رسمی معیار سنجش دانایی و علم باشد.

به هر حال گرچه او مدرکی معتبر ندارد و هرگز به تحصیل سنتی دین نپرداخته است، استعدادی ذاتی و خدا دادی در سخنوری و خطبه خوانی دارد. او این استعداد را از سمت خدا می‌بیند و می‌گوید موفقیت مالی و معنوی خود را مدیون خداوند است.

با کمی دقت در بیوگرافی جول اوستین (Joel Osteen biography) متوجه خواهید شد او به مدت 17 سال در کنار پدرش که دارای دکترای الهی بود حضور داشت و کار می‌کرد. به‌نظر شما او در کنار پدر چقدر درس خوانده و نکات مهم یاد گرفته است؟

داستان جالب ازدواج جول اوستین

داستان جذاب ازدواج جول اوستین:

همیشه می‌گویند پشت سر هر مرد موفقی، یک زن موفق است! جول اوستین بدون شک واعظی بسیار موفق و محبوب است و حجم بسیاری از آن را مدیون فداکاری‌ها و محبت‌های همسری بنام ویکتوریا اوستین، نویسنده و کشیش آمریکایی است. داستان عشق آن‌ها، داستان عشق در یک نگاه است:

ویکتوریا اوستین (ویکتوریا آیلاف) در 28 مارس سال 1961 در هانتسویل ایالت آلابامای آمریکا متولد شد. پدر ویکتوریا، دونالد ایلوف، یک ریاضی‌دان و یک شماس (مقامی در کلیسا) در کلیسای مسیح بود. مادر او، جورجین ایلوف، روزهای یکشنبه در همان کلیسا تدریس می‌کرد.

در زمانی که ویکتوریا دو ساله بود، خانواده او به تگزاس آمریکا نقل مکان کردند. یادتان هست در بخش‌های بالایی به ناسا اشاره‌ کوتاهی داشتیم؟! ارتباطش با جول اوستین در اینجاست که پدر ویکتوریا در ناسا شغل خوبی گیر آورد و در نتیجه ویکتوریا در جنوب شرقی هیستون رشد کرد و بزرگ شد.

دوران تحصیل ویکتوریا در دانشگاه هیوستون، دوران خوبی نبود و او نتوانست در رشته روان‌شناسی فارغ‌التحصیل شود! سرنوشت تحصیلی جول اوستین و ویکتوریا بسیار به یکدیگر شبیه است! جوئل و ویکتوریا تحصیلات دانشگاهی خود را به پایان نرساندند، اما تا به امروز، بسیار خوب عمل کرده‌اند.

ویکتوریا حرفه خانوادگی خود را در صنعت جواهرات ادامه داد و در سال 1985 هنگامی که در جواهر فروشی مادرش مشغول به کار بود با جول آشنا شد. جول اوستین 24 ساله در سال 1987 با ویکتوریای 26 ساله ازدواج کرد. داستان آشنایی آن دو را از زبان جول بخوانید:

«من چطور با ویکتوریا آشنا شدم؟»

«وقتی قصد خرید باتری برای ساعتم را داشتم، می‌توانستم به هر مغازه دیگری بروم؛ صدها مغازه دیگر هم در هیوستون وجود داشت. اما کاملاً تصادفی به مغازه جواهرفروشی مادرش رفتم و خوشبختانه ویکتوریا هم آنجا با آغوشی باز منتظر من بود!

خداوند با کشیدن نخ‌هایم من را به آنجا هدایت کرد و البته من نیز مجبور بودم به خدا کمک کنم تا ویکتوریا را نیز هدایت کند!!! چه می‌خواهم بگویم؟!

هیچ چیزی اتفاقی رخ نمی‌دهد، خداوند گام‌های شما را هدایت می‌کند.»

ویکتوریا، جول را در مأموریت‌هایش به هند و سراسر دنیا همراهی می‌کرد و باهم در برخی از فقیرترین مناطق دنیا، خدمت می‌کردند.

جول اوستین و ویکتوریا اوستین سخنرانی‌های خود را در کلیسای لیک وود در کنار یکدیگر برگزار می‌کنند. حاصل ازدواج آن‌ها دو فرزند پسر و دختر به نام‌های جاناتان و الکساندرا است. جول اوستین به‌خاطر عشقی که پدر داشت نام اولین فرزند خود را جاناتان گذاشت.

 

جول و ویکتوریا به‌سرعت در بین مردم محبوب شدند و طرفداران زیادی پیدا کردند؛ به طوری که در طول یک سال مخاطبان آن‌ها از 5000 نفر به 28000 نفر رسید و به گفته مجله فوربز، کلیسای لیکوود بزرگترین کلیسای غیر فرقه‌ای آمریکاست.

ویکتوریا در یکی از سخنرانی‌هایش به این مسئله اشاره می‌کند که تمام زندگی‌ها دارای فراز و نشیب‌هایی هستند، اما اینکه چطور بتوان از سختی‌ها و چالش‌ها گذشت، اهمیت دارد. بیاید یکی از صحبت‌های ویکتوریا درباره ازدواجش را بخوانید.

او می‌گوید:

«نزدیک به 30 سال از ازدواج من و جول می‌گذرد. وقتی درباره اتفاقات این سال‌ها فکر می‌کنم واقعاً متعجب می‌شوم. من واقعاً رابطه خوبی دارم، جول اوستین واقعاً شوهر خوبی است و هر روز به من یادآوری می‌کند که زن فوق‌العاده‌ای هستم. ازدواج ما بر اساس کامل بودن بنا نشده، بر اساس توافق و کنار آمدن با همه چیز هم بنا نشده، بلکه ما با نواقص هم کنار آمده‌ایم!»

اینکه بتوانید با نواقص و چالش‌های زندگی کنار بیاید، اصلی‌ترین کلید حل کردن آن‌هاست! شما به‌راحتی قدرت تشخیص چالش‌ها و کنار آمدن و حل کردن آن‌ها را دارید؛ شما تنها باید راه و روش آن را بشناسید.

برای آشنایی بیشتر با اوستین نیازی نیست تمام کتاب‌ها و سخنرانی‌هایش را بخوانید و گوش دهید، ما در سوخت جت این کار را برای شما با تهیه پکیج حال خوب آسان کرده‌ایم. برای دریافت مشاوره تخصصی می‌توانید با کارشناسان ما در ارتباط باشید.

ویکتوریا در ادامه می‌گوید:

«ما هر روز صبح با فکر اینکه، امروز باید هر کاری می‌توانم انجام بدم تا همسرم عاشق‌تر شود، بیدار نمی‌شویم. بلکه هر روز با قلبی آماده عشق ورزی و دوست داشتن بیدار می‌شویم، مهم نیست آن روز چه اتفاقی می‌افتد ما عاشق هم دیگر می‌مانیم!

ما برای داشتن یک زندگی موفق باید در ابتدا تصمیم‌هایی کلیدی بگیریم. ما باید یاد بگیریم که با هم سازگار شویم، ما باید میل به تغییر داشته باشیم و از همه مهمتر اینکه ما باید هر روز انتخاب کنیم تا خانه خود را بر اساس عشق بی‌قید و شرط بنا کنیم. اگر به عشق روز افزون همسرم نسب به خودم مطمئن نبودم قطعاً اعتماد به نفسم نابود می‌شد!»

صحبت‌های ویکتوریا به‌راحتی می‌تواند منبع الهام برای هر شخصی در زندگی‌اش باشد. او همه افراد را تشویق به دوری از افکار منفی می‌کند و امیدوار است روزی برسد که همه افراد عشق پروردگار را در قلب خود داشته باشند.

او معتقد است نور و عشق الهی است که می‌تواند به قدرت آن‌ها کمک کند و روابط آن‌ها را مستحکم سازد. حال جول و ویکتوریا زوجی هستند که قدم به قدم مسیر درست و حال خوب را طی نمودند و توانستند در این راه به یکدیگر کمک کنند و حاصل عشق الهی آن‌ها، باز شدن نور امید در دل میلیون‌ها نفر است.

دستاوردها و جملات ویکتوریا اوستین

ویکتوریا توانست در سال 2008 اولین کتاب خود را با عنوان «زندگی خود را دوست داشته باشید» منتشر کند. این کتاب توانست به دومین کتاب پرفروش نیویورک تایمز نیز تبدیل شود.

از دیگر آثار او می‌توان به کتاب‌هایی که برای کودکان نوشته است، مانند «قلب شاد من» «گنجینه‌های بی‌نظیر»  «هدایایی که از دل می‌آیند»  اشاره کرد. او با انتشار این کتاب‌ها به‌دنبال ترویج معنویت در زندگی کودکان است.

در ادامه باهم جملات جذابی از ویکتوریا را مطالعه می‌کنیم.

  • امروز برایتان اتفاقی غیر منتظره افتاده است؟ خداوند از این اتفاق اصلاً متعجب نشده است! او خیلی وقت پیش شما را برای مقابله با این اتفاقات مجهز کرده است!

  • همه ما انسان‌های دنیا، فشار‌ها و شرایط دشواری را تحمل می‌کنیم و در این لحظات قصد ناله و شکایت را داریم؛ این دقیقاً همان لحظه حساس و کلیدی است که می‌توانید چیزهایی برای شکرگزاری پیدا کنید؛ تحقیقات گسترده ما نشان می‌دهد انسان‌های شکرگزار، به نسبتی بالا زندگی شادتری دارند.

  • برداشتن قدم‌هایی محکم، اثبات اطمینان و اعتماد ما به استعدادهایی است که خداوند به ما عطا کرده است. ما ایمان داریم خداوند در راه موفقیت همراه ما خواهد بود.

  • با کمی دقت متوجه شباهت‌هایی اساسی تمام انسان‌ها می‌شوید؛ امید، رؤیا، احساسات یکسان! اگر به‌جای تمرکز روی تفاوت‌ها روی شباهت‌ها متمرکز شویم، این دقت و تمرکز باعث رونق و برکت از سوی خدا به سمت ما می‌شود.

  • در رابطه‌ها باید حواستان به این نکته باشد؛ هیچ‌کس کاملاً با شما موافق نیست! به عصبانیت اجازه گشودن درهای ناشکری را ندهید! شما باید هنر نادیده‌گرفتن را یاد بگیرد. ما گاهی مجبور به پذیرش مخالفت دیگران هستیم.

  • با مواجه شدن با سختی‌ها و مشکلات ممکن است به‌نظرتان برسد که این حل این چالش غیرممکن است! در آن لحظه این نکته را به یاد بیاورید که خداوند بعد از هر سختی، شما را قوی‌تر می‌کند!

این منابع الهام بخش را می‌توانیم در پکیج حال خوب در سه هفته باهم مطالعه کنیم. بسیاری از افراد معتقدند که زندگی آن‌ها به قبل و بعد از شناخت جول اوستین تبدیل شده است!!!

جول اوستین چه کتاب‌هایی نوشته است؟

  1. قدرت خداوند فراتر از حد انتظار
  2. قدرت من هستم
  3. قدرت لطف خداوند
  4. ذهنیت برکت آفرین
  5. روزت را مدیریت کن
  6. احساسات منفی را خالی کنید
  7. آرامش سهم توست
  8. تو قوی تر از آن چیزی هستی که فکرش را می‌کنی
  9. نسخه بهتر خودت
  10. هر روز صبح با امید از خواب بلند شو
  11. همه چیز به نفع تو پیش می‌رود
  12. زندگی در فراوانی
  13. آغازی دوباره
  14. کامل شدن
  15. می‌توانی اگر بخواهی
  16. رهایی از افکار منفی
  17. قدرت فیض
  18. هر روز پنج شنبه است
  19. آرامش در پرتو ایمان
  20. فکر بهتر زندگی بهتر
  21. فراتر از محدودیت
  22. قدرت من هستم
  23. خواستن توانستن است
  24. در بازی بمان
  25. اعلام می‌کنم
  26. رستگاری در تاریکی
  27. قدرت اراده
  28. خالی شدن از احساسات منفی
  29. تفکر مثبت

درآمد و دارایی جول اوستین

درآمد و دارایی‌های جول اوستین

جول اوستین چقدر ثروتمند است؟ گزارش‌های متناقض زیادی از ارزش خالص جوئل اوستین وجود دارد. بسیاری از سایت‌ها، از جمله International Business Times و Heavy ، ادعا می‌کند که دارایی خالص اوستین در سال 2018 چیزی بالغ بر 40 میلیون دلار است. این منبع هیچ اطلاعاتی برای حمایت از ادعاهای خود ندارد.

در همین حال، براساس اطلاعات ویکی پدیا، دارایی خالص جول اوستین چیزی نزدیک به  56,508,500 دلار است. با این حال، این رقم از یک منبع فوق‌العاده مبهم و بدون هیچ مدرک پشتیبانی می‌آید.

Joelosteenministry.com که ادعا می‌کند مستقیماً با اوستین ارتباط دارد، دارایی خالص او را 50 میلیون دلار تخمین می‌زند.

چیزی که ما به طور قطع می‌دانیم این است که او اخیراً یک عمارت 10.5 میلیون دلاری را به اضافه یک خانه دیگر به ارزش 2.9 میلیون دلار را خریده است.

بر اساس منبع‌ها و کتاب‌های اوستین، درآمد او حداقل 60 میلیون دلار است.

ارزش خالص دارایی‌های جوئل اوستین در سال 2020 بیش از 50 میلیون دلار بوده است. قطعاً ارزش خالص جوئل اوستین در سال‌های بعد بیش از 50 میلیون دلار برآورد می‌شود.

در آن زمان ارزش خالص جوئل اوستین بالا و بالاتر رفت. اکنون ارزش خالص جوئل اوستین در سال 2022 تقریباً 105 میلیون دلار است.

مبلغی که جوئل اسکات اوستین برای بازسازی و آماده سازی ساختمان کلیسای لیک وود هزینه کرد بیش از 100 میلیون دلار بود. علاوه بر آن، او 11 میلیون دلار برای اجاره، و حدود 10 میلیون دلار برای خرید ملک (پس از مدتی اجاره) در سال 2010 خرج کرد. در آن زمان ارزش خالص جوئل اوستین افزایش یافت.

بر اساس گزارش کریستین پست، تنها بخش تلویزیونی وزارت اوستین سالانه 30 میلیون دلار خرج می‌کند.

کلیسای لیک وود دارای بودجه سالانه 70 میلیون دلاری است.

در ابتدا، حقوق سالانه جوئل اوستین 200.000 دلار از کلیسا بود. با این حال، او در حال حاضر از نظر فنی درآمدی از خود کلیسا دریافت نمی‌کند. اگرچه او امتیازات زیادی از کلیسا دریافت می‌کند، اما درآمد اصلی جوئل اوستین از فروش کتاب و سایر فعالیت‌های جانبی به دست می‌آید.

او راه رسیدن به درآمدها و وفور نعمت‌ها را در حال خوب می‌بیند؛ در این اوضاع و احوال نابسامان، وجود حال خوب نعمتی ویژه است! شما تنها کافی است با استفاده از پکیج و نکات آن خیلی زود به حال خوب دست یابید و تغییراتی اساسی در زندگی خود ایجاد کنید.

نظرات سایر افراد درباره جول اوستین چیست؟

روسو درباره جول اوستین می‌گوید: «پیام او مستقیماً مسیحی نیست.» او توضیح می‌دهد که اوستین به عیسی مسیح اشاره‌های زیادی نمی‌کند و از پرداختن به موضوعات آتش، جهنم، شیطان و پایان جهان اجتناب می‌کند.

روسو در ادامه می‌گوید: «پیام‌های شادی‌بخش، بدون ارجاعات مکرر و صریح به یک دین خاص، راه مؤثری برای بازاریابی دین به مخاطبان گسترده‌تر است؛ اوستین با تأکید روی پیامی مثبت به‌جای گناه، باعث می‌شود مخاطبانش احساس بهتری نسبت به خود داشته باشد.»

اوستین بر این ایده تمرکز دارد که خدایی می‌خواهد انسان‌ها موفق باشند و پیشرفت کنند؛ خدایی که افرادی را که به خود کمک می‌کنند، یاری خواهد داد.

آرون منرز، کشیش کلیسای کانواس غیر مذهبی در اورنج پارک گفت: «من با ارتباط کاملاً مستقیم و گره خورده پیام‌های مثبت اوستین و افزایش محبوبیتش در دوران سخت امروزی کاملاً موافق هستم؛ اما این چیزی است که می‌خواهم اضافه کنم:

همیشه زمان‌های سختی وجود داشته است که مردم به این پیام خوب، مثبت و محکم نیاز داشته‌اند. جول اوستین قطعاً در زمانی مناسب آمده است. اما این پیامی ابدی بر اساس انجیل است و این پیام 2000 ساله است.»

اسقف رودلف دبلیو مک کیسیک جونیور، کشیش ارشد کلیسای باپتیست بتل در جکسونویل، گفت: «هرکسی که کارهای خوب اوستین را زیر سوال ببرد، یا کور است یا حسود!»

مک کیسیک درباره جول اوستین می‌گوید: «یک چیز مسلم است، شما نمی‌توانید موفقیت او را زیر سوال ببرید. او زندگی‌های بسیاری را تحت تاثیر قرار داده است!»

کیت مورهد، رئیس کلیسای جامع سنت جان در جکسونویل، جول اوستین را به عنوان یک «سخنور ماهر» با رویکرد عملی به انجیل توصیف کرد.

او می‌گوید: «او می‌تواند کتاب مقدس را ببرد و آن را در ذهن مدرن تجزیه و تحلیل و سپس معنادار کند.»

جولی اینگرسول، دانشیار مطالعات دینی در دانشگاه فلوریدا شمالی، گفت: «پیام اوستین به یک سنت دیرینه در فرهنگ آمریکایی که هم مذهبی و هم مبتنی بر خودیاری است، گره خورده است؛ یعنی شما جهان خود را با طرز فکرتان شکل می‌دهید.»

جملات معروف جول اوستین

  • با بیان جملات منفی، بهترین برنامه‌های خداوند را لغو می‌کنید!

  • کلمات شما قدرت خلاقیت دارند. وقتی به هر جایی که می‌روید می‌گویید: «من مهربان هستم و مردم با من دوست هستند، درهای الهی روی شما باز می‌شوند. وقتی ایمان خود را به زبان بیاورید، فضا را مملو از انرژی می‌کنید و سخنان شما قطعاً در تحقق اهدافتان موثر است. شما باید عادت کنید هر روز به طور مداوم از لطف‌های خدا در زندگی‌تان صحبت کنید و شکرگزار باشید.»

  • من معتقدم اصلی‌ترین راهی که به رشد ما کمک می‌کند، اعلام آن است. فقط باور داشتن کافی نیست؛ شما باید کلمات را بر زبان جاری کنید. یک ارتباط الهی بین ما و لطف خدا وجود دارد؛ زمانی که کلمات را بیان می‌کنید لطف خدا در زندگی شما آشکار می‌شود.»

  • این شگفت‌انگیز است که بدانید ایمان یک نیرو قدرتمند است. کتاب مقدس می‌گوید بدون ایمان دستیابی به رضایت خداوند غیر ممکن است.

 

پیشینه خانواده جوئل اوستین:

بهترین و زیباترین نکته در زندگی جول اوستین، رؤیای همیشگی پدرش است! او همیشه آرزو داشت تا کشیش کلیسایی مملو از افراد شامل چندین هزار نفر باشد.

او رؤیایش را با راه‌اندازی کلیسایی در یک فروشگاه غذایی متروکه شروع کرد، در ابتدا کلیسا تنها 90 نفر عضو داشت. رؤیای پدرش با تأسیس کلیسای لیکود به واقعیت مبدل شد!

جول اوستین در مورد پدرش می‌گوید:

پدرم در سن هفتاد سالگی دار فانی را وداع گفت. او اطمینان محکمی داشت که روزی کشیش کلیسایی با هزاران نفر خواهد شد! این موضوع در آن سال‌ها (1929) موضوعی نشدنی و تحقق آن بسیار عجیب بود؛ با این حال خداوند این رؤیای بزرگ را در نوجوانی او در قبلش کاشت.

هدف پدرم همین بود! او این راه را انتخاب کرد و سالیان سال طول کشید تا به آن برسد. ‌پدر و مادرم در یک فروشگاه متروکه و تنها با 90 نفر شروع به کار کردند.

در 13 سال ابتدایی لیکوود با وجود تلاش‌های طاقت‌فرسای پدرم، رشد قابل توجهی را تجربه نکرده و بعد از گذشت این همه مدت تعداد اعضای کلیسا به 200 نفر نرسیده بود.

در این شرایط پدرم می‌توانست با خود فکر کند: «خدایا قطعاً من پیام تو را درست متوجه نشده‌ام و برداشتی اشتباه از آن داشته‌ام. آن رؤیا و آرزویی که در قلب من هست حتماً اشتباه است. من همیشه به کلیسایی با اعضایی بیش از هزاران نفر فکر می‌کردم و الان هیچ اتفاقی نیفتاده است …»

پدرم تمام این اندیشه‌ها را کنار گذاشت و باصلابت برای تحقق آرزوهایش تلاش می‌کرد. او قصد داشت تا بهترین خودش باشد؛ در همین حین خداوند نیز درهای رحمتش را گشود.

کلیسا آنقدر شلوغ شده بود که دیگر جا به سختی گیر می‌آمد و پدرم شروع به ساخت یک سالن دیگر کرد. در ابتدا کلیسا نزدیک به 2 هزار نفر عضو داشت و همینطور به آن اضافه می‌شد. 3 هزار، 4 هزار، 7 هزار و در نهایت نیز رؤیایش محقق شد.

پدرم تنها ایمان خود را از دست نداد و همین امید و اطمینانش به خدا باعث می‌شد در همه شرایطی شکرگزار خداوند باشد. پاسخ شکرگزاری‌های او به‌خوبی در مسیر زندگی‌اش مشخص است.

همه ما در مسیر زندگی‌مان با پستی‌ها و بلندی‌هایی مواجه می‌شویم. گاهی از مسیر خسته شده و ناامیدی باعث فراموشی اهداف مسیرمان می‌شود. ما در این شرایط فقط و فقط باید به خود بگوییم:

پستی و بلندی‌ها جزوی از مسیر است و بدون سر بالایی، سراشیبی نیز وجود نخواهد داشت! ما باید از این بلندی‌ها عبور کنیم تا در قله موفقیت به هدف‌ خود برسیم.

دولورس اوستین، مادر جول، متولد 22 اکتبر 1933 است و در هیوستون زندگی می‌کند. او همراه با پدر جول از اصلی‌ترین بنیان‌گذاران کلیسای لیک وود است. او، یک کشیش، نویسنده موفق و شخصی نجات یافته از سرطانی بدخیم است. او تک فرزند خانواده بوده و جول اوستین، از داشتن خاله یا دایی محروم است.

دولورس نمونه خوبی برای مادری پر تلاش، امیدوار و پر از انرژی‌ها و صحبت‌های مثبت است. او پس از مرگ همسرش، به‌صورت ملموس و فعالانه در مدیریت کلیسا فعالیت داشته و از آن مهم‌تر 5 فرزند شجاع، با ایمان و با اراده را تربیت کرده است.

امید و اعتقاد راسخ به خدا و دروس الهی باعث شد به طور شگفت‌انگیزی از سرطان نجات پیدا کند. قدرت ایمان، امید و اراده را درک کرده‌اید؟

اگر در زندگی نیاز به امید، حال خوب، قدرت و اراده دارید، از نظر ما استفاده از درس‌های جول اوستین بهترین راه برای شماست! تنها کافی است پکیج حال خوب را تهیه کنید و از نکات آن برای بهبود و ارتقا سطح زندگی خود استفاده ببرید.

نکات پایانی درباره بیوگرافی جول اوستین

در اینجا شما از کودکی تا رسیدن به مسیر الهی و رشد را مطالعه کرده‌اید بد نیست بدانید باربارا والترز، جوئل را در فهرست ده جذاب‌ترین افراد دنیا در سال 2006 ثبت نام کرد؛ جان مک کین، نامزد سابق ریاست جمهوری، زمانی جوئل اوستین را نویسنده الهام بخش مورد علاقه خود توصیف کرد. حتی در سال 2010، در دوران ریاست جمهوری باراک اوباما، خانواده اوستین در صبحانه عید پاک با میزبانی رئیس جمهور در کاخ سفید، شرکت کردند.

الان دیگر باتوجه‌به شناختی که نسبت به زیر و بم زندگی او دارید، قطعاً می‌دانید او با استفاده از قدرت باورها، ایمان و امید چه چالش‌ها و مشکلاتی را پشت سر نهاده است.

شاید چالش‌ها و مشکلات او، اگر در زندگی ما بود، هیچ‌وقت به موفقیت جول اوستین حال حاضر نمی‌رسیدیم. شما باید راه درست حال خوب و ایمان را بیابید و در این راه قدم‌هایی محکم بگذارید.

بهترین راهنمای شما در این راه، خود شخص جول اوستین است، او بهتر از هر کس دیگری، می‌تواند شما را در راه پر از پیچ‌وخم زندگی راهنمایی کند و مسیر درست را به شما نشان دهد.

اگر هنوز برای تهیه پکیج حال خوب تصمیم نگرفته‌اید، این پیام من برای شماست: «چطور شد که به خواندن این محتوا دعوت شدید؟ چرا تا اینجای محتوا را خوانده‌اید؟ قطعاً این یک پیام صریح و شفاف برای شماست؛ شما باید تغییراتی اساسی را در زندگی خود ایجاد کنید و بهترین راه استفاده از راهنمایی‌های جول اوستین است.»

ما لیستی از کتاب‌های و سخنرانی‌های او را در این محتوا برای شما شرح دادیم، می‌توانید با تهیه و مطالعه آن‌ها، این راه را به درستی بشناسید و در آن قدم بگذارید؛ البته راه میانبری نیز هست و آن راه، تهیه پکیج حال خوبی است که ما برای شما آماده کرده‌ایم!

حالا نظر شما درباره شخصیت، زندگی، خانواده و عقاید جوئل اوستین چیست؟ اگر نکته‌ای از زندگی او را می‌دانید و یا نظری یا سوالی دارید، آن را در بخش نظرات با ما در میان بگذارید، ما مشتاقانه منتظر خواندن و پاسخگویی به نظرات شما هستیم.

در ضمن تیم تحقیقاتی و تولیدی ما برای تهیه این محتوا چندین روز انرژی و زمان گذاشته‌اند؛ این محتوای ارزشمند را برای افرادی که احساس می‌کنید به اندکی امید در زندگی نیاز دارند یا جول اوستین شخصیت مورد علاقه آن‌هاست ارسال کنید.

 

 

9 نفر دیدگاه شان را با ما در میان گذاشتید، نفر بعدی شما هستید :
  1. کاربر سوخت جت لی می گوید

    عالی بود خیلی بیوگرافی کاملی از جول اوستین ارائه دادید ممنون از تیم حرفه ای سوخت جت برای تهیه همچین محتواهای جذابی

  2. کاربر سوخت جت مد می گوید

    مطلب خیلی پرباری بود، سپاس از لطف شما عزیزان دل…

  3. کاربر سوخت جت hzad می گوید

    خیلی خیلی اموزنده بود….البته باید عمل کنیم

  4. کاربر سوخت جت اد می گوید

    بزرگترین مشکل هر ادمی عادت های اون شخصه ، حال خوب برمی گرده به عادت های خوب که شخص داشته باشه ، هر شخصی بتونه عادت هاشو درست مدیریت کنه برنده موفیقت در وجود خودش میشه

  5. کاربر سوخت جت ری می گوید

    بسیار مطلب آموزنده و پرباری بود سپاس از زحماتتون ، حتما قدرت بکارگیری آموزهامون و تقویت انظباط شخصی را تقویت کنیم

  6. کاربر سوخت جت ری می گوید

    درود برشما استاد عزیز ،من حدود ۵سال هست ک آموزش روی خودم را استارت زدم و الان در سوخت جت آموزه هام افتاد تو مدار بالا .بنظرم فقط مدار مالی مهم نیست مدار حال خوب هم بالا بره عالیه .واقعا بینظیر هست در آموزش .سپاسگزارم

  7. کاربر سوخت جت 0514 می گوید

    اگر امکان داره به جای شماره ام، اسمم که مهدیه هست را برای دیدگاه هایم جایگزین کنید
    متشکرم

  8. کاربر سوخت جت 0514 می گوید

    سلام
    وقت بخیر
    مطلب بسیار جامع و خوبی بود، که خیلی از مواردش را برای خوب شدن حالم عمل میکنم
    و چون خودم از مطلب استفاده بردم آن را برای عزیزی که زندگی اش و حال خوبش برام مهم هست، فرستادم
    متشکرم از شما و سایت خوبتون با مطالب پربار و جامع

  9. کاربر سوخت جت وی می گوید

    عالی بود این مقاله مانند همه ی دیگر کارهای سوخت جت و بسیار کمک کننده

دیدگاه تان را ارسال کنید

دیدگاه تان را با ما در میان بگذارید...

ما به دیدگاه شما احتیاج داریم؛ پس بیایید دیدگاه و نقطه نظرات مان را با همدیگر به اشتراک بگذاریم تا یک اجتماع موفق از افکار برنده با همدیگر بسازیم.

**‌به ازای هر یک دیدگاه سازنده، یک روز اشتراک رایگان پروژه سوخت جت دریافت کنید**