علم یادگیری واقعی همه چیز با سرعت و درک چند برابر – قسمت اول

میانه‌تان با یادگیری چطور است؟ آیا دوست دارید چیزهای جدید را خیلی راحت‌تر یاد بگیرید؟ خبر جالب اینکه تقریبا تمام افراد روی کره زمین چنین خواسته‌ای دارند؛ اما از میان آنها تنها تعداد کمی واقعا به دنبال یادگیری می‌روند و از میان همان تعداد هم عده بسیار کمتری موفق به یادگیری کامل یک موضوع می‌شوند.

به همین دلیل، مسیر یادگیری پر است از انسان‌های شکست‌خورده‌ای که در آرزوی فرا گرفتن یک مهارت یا کار جدید نشسته‌اند. در این سری از مقاله‌ها تکنیک‌هایی را به شما معرفی می‌کنیم تا بتوانید با کمک آنها دستی بر سر و گوش مهارت یادگیری خودتان بکشید و از این راه، زندگی‌تان را دستخوش تغییرات شیرینی کنید.

تصور ذهنی خودتان را زیر و رو کنید!

هر کدام از ما در ذهنمان تصویری از خودمان سراغ داریم. در بیشتر موارد، حال و احوال این تصویر، چنگی به دل نمی‌زند. چون ما مدام در حال کوبیدن خودمان به شکل‌های جدید و خلاقانه هستیم! در واقع، گفتن: «من نمی‌تونم» برایمان خیلی راحت‌تر از «من می‌تونم» است. اگر می‌خواهیم مهارت یادگیری خودمان را ارتقا دهیم،

قبل از هر کاری باید به سراغ شخصیت خسته و زخم خورده درونمان برویم و برای آینده‌مان هم که شده آن را اندکی داخلِ آدم حساب کنیم! ساده‌ترین، سریع‌ترین و راحت‌ترین راهی که برای این کار وجود دارد، تلقین کردن است.

اگر شده روزی هزار بار و به شکل‌های مختلف، جمله‌هایی مانند:

  • من می‌تونم
  • من باهوشم
  • من خیلی سریع یاد می‌گیرم
  • چیزهایی که یاد می‌گیرم رو کاملا درک می‌کنم
  • و …

به خودتان بگویید. رمز پیروزی در این بخش، لجاجت است! هر چقدر که درونتان محکم می‌گوید: «نمی‌توانم» شما در پاسخ 10 برابر بیشتر و محکم‌تر بگویید: «می‌توانم!» به همین سادگی.

بعد از مدتی جنگ و جدل با خود درونتان، کم‌کم هر دوی شما روی یک واقعیت به توافق می‌رسید و آن هم این است که: «می‌توانید!»

اگر فکر می‌کنید در راه هدف‌هایتان زود تسلیم می‌شوید حتما مقاله‌ی زیر را به دقت مطالعه کنید:
14 دلیل تسلیم شدن و بی انگیزگی که قاتل واقعی رویاهایتان هستند +‌ راه‌حل

 

‌ساده‌ترین تکنیک یادگیری در جهان؛ مشخص کردن هدف!

یکی از علت‌هایی که بیشتر تلاش‌ها برای یادگیری با سر به زمین می‌خورند، نداشتن درک درستی از هدف اصلی یادگیری است. تا زمانی که ندانید چرا باید صبح زود از خواب نازتان بزنید و لای کتاب و دفتر را باز کرده یا پشت لپ‌تاپتان بنشینید، از هزاران ساعت آموزش هم چیزی عایدتان نمی‌شود. بنابراین، قبل از اینکه یادگیری یک مهارت یا درس را آغاز کنید، پنج دقیقه زمان بگذارید و روی یک برگه کاغذ، هدفتان از یادگیری موضوع فعلی را بنویسید.

برای این کار هم از سوال کردن کمک بگیرید؛ مثلا:

  • چرا دنبال یادگیری حسابداری کاربردی رفتم؟ می‌خوام آخرش به چی برسم؟
  • چرا دارم روی این موضوع تمرکز می‌کنم؟ آیا این موضوع واقعا با زندگی من و هدف‌هام هم جهته؟ یا اینکه دارم ساز مخالف می‌زنم؟
یادتان باشد، زمانی که برای دادن پاسخ کامل به این پرسش‌ها سپری می‌کنید، هزاران ساعت از زندگی، میلیون‌ها تومان از پول و چند صد خروار امید، آرزو و انگیزه شما را نجات می‌دهد!

به دنبال پسرعموهای یا دخترعمه‌های موضوعتان بگردید!

هر موضوعی که در حال یادگیری آن هستید، نمونه مشابهی در زندگی یا حتی آموخته‌های گذشته شما دارد. اگر به هنگام یادگیری یک موضوع در ذهنتان به دنبال این نمونه‌های مشابه بگردید قدم بزرگی برای عمیق‌تر و سریع‌تر یاد گرفتن خودتان بر می‌دارید.

در این نمونه‌های مشابه به دنبال موارد زیر بگردید:

  • این دو موضوع چه تفاوت‌هایی با هم دارند؟
  • چه چیزهایی این دو موضوع را به هم شبیه می‌کنند؟
  • آیا یک رابطه منطقی بین آنها وجود دارد که کسی تا به حال به آن توجه نکرده باشد؟ (مراقب باشید! چون قدم گذاشتن در این مورد از شما یک کارآفرین می‌سازد!)

چیزی که خواندید یا دیدید را از فیلتر خودتان عبور دهید

ترکیب جهان آینده، بسیار به قدرت تخیل کسانی بستگی دارد که تازه در حال آموختن و مطالعه کردن هستند.

آسترید لیندگرن نویسنده سوئدی

بزرگی می‌گفت: «هیچ کتاب تکراری در جهان وجود ندارد. چون همه آدم‌ها کتاب‌ها را از نگاه خودشان می‌خوانند.» می‌توانید از این موضوع، نهایت استفاده را ببرید. به این ترتیب که وقتی با چیز تازه‌ای روبه‌رو شدید آن را به زبان خودتان ترجمه کنید.

باید ببینید این مفهوم در دنیای درونی شما و با توجه به آموخته‌های قبلی یا تجربه‌هایتان چه شکل و شمایلی به خودش می‌گیرد. جالب این است که بسیاری از اختراع‌ها و چیزهای کشف شده در اثر انجام همین تکنیک ساده شکل گرفتند؛ یعنی ترجمه‌ مفهوم‌های بیرونی به زبان درونی خودتان.

از نقشه‌راه یادگیری کمک بگیرید

تمام موضوع‌های جهان همچون زنجیر در هم فرو رفته‌اند. این بدان معنی است که نمی‌توانید بگویید فلان موضوع هیچ ربطی به فلان چیز ندارد. در این میان، برخی موضوع‌ها بیشتر از بقیه به هم نزدیک هستند؛ مثلا اگر به دنبال یادگیری مهارت سرمایه گذاری باشید، باید مهارتتان را در بورس افزایش دهید، حسابداری را به طور جدی یاد بگیرید، کار کردن با نرم‌افزار اکسل را به یکی از اولویت‌های خودتان تبدیل کنید، در مورد بازار ارزهای دیجیتال اطلاعات خود را به روز نگه دارید و حتی سری به تاریخ اقتصاد جهان و تحولات آن بزنید!

جالب اینجا است که هر کدام از این موضوع‌ها در دل خود به موضوع‌های ریزتری تبدیل می‌شوند که می‌توان برای آنها هم نقشه‌راه یادگیری ترسیم کرد؛ مثلا در موضوع بورس می‌توانید به الفبای بورس، یادگیری اصطلاحات بورسی، تحلیل‌ تکنیکال، تحلیل بنیادی، یادگیری و تحلیل نمودارها و … بپردازید.

با قِلِق یادگیری خودتان آشنا شوید

شاید یادگیری همین یک تکنیک به تنهایی بتواند تحولی در مهارت یادگیری شما به وجود بیاورد. چون مشکل بسیاری از ما این است که دقیقا نمی‌دانیم چرا در یادگیری بد عمل می‌کنیم. برای سر درآوردن از این ماجرا، باید به چهار روش یادگیری سر بزنیم:

  1. یادگیری شنیداری

اگر جزو این دسته باشید، قدرت یادگیریتان در شنیدن، پنهان شده است؛ یعنی شما می‌توانید با گوش کردن به یک موضوع، آن را کاملا یاد بگیرید. بسیاری از برترین موسیقی‌دان‌های جهان در این بخش قرار می‌گیرند.

  1. یادگیری تصویری

افرادی که در این دسته قرار می‌گیرند می‌توانند اطلاعات را از طریق تماشا کردن جذب کرده و آنها را کاملا یاد بگیرند. نقاش‌های بزرگ تاریخ این توانایی را داشتند که با تماشا کردن، اطلاعات بسیار زیادی را همراه با جزئیات فراوان درک کنند.

  1. یادگیری لمسی

در برخی از انسان‌ها ویژگی لامسه، بزرگ‌ترین منبع آنها برای برقراری ارتباط با جهان بیرون از خودشان و یادگیری است. بسیاری از بزرگ‌ترین هنرمندان مجسمه‌ساز در این دسته قرار می‌گیرند.

  1. یادگیری با خواندن و نوشتن

این همان روشی است که همه ما با آن درس و کلاس را یکی پس از دیگری سپری کردیم. متاسفانه، تمرکز اصلی سیستم آموزش، روی گزینه چهارم است و اهمیت چندانی به گزینه‌های دیگر داده نمی‌شود. نویسنده‌ها، دانشمندان، ریاضی‌دان‌ها و کلا تمام افرادی که با علوم محض، فلسفه و … در ارتباط هستند در این مهارت یادگیری، دستی بر آتش دارند.

با این حساب، چیزی که می‌تواند گوی قهرمانی بزرگ‌ترین تغییر در مهارت یادگیری شما را از آن خود کند، فهمیدن این حقیقت است که شما با کدام یک از این سبک‌های یادگیری راحت‌تر هستید؟ برای این کار هم باید به سراغ آزمون و خطا بروید. چون هیچ‌کس جز خودتان از درونتان خبر ندارد.

چقدر درباره خودتان می‌دانید؟

روش یادگیری ویژه شما در کدام یک از چهار دسته یادگیری قرار می‌گیرد؟ دیداری، شنیداری، لمسی یا نوشتاری؟

 

 

3 نفر دیدگاه شان را با ما در میان گذاشتید، نفر بعدی شما هستید :
  1. علیرضا جعفری می گوید

    از تمام مقالات سوخت جت،این یکی بالاتر از آنها بود یعنی رتبه ۱را در میان تمام مقالات دارد به خصوص سخن ارسطو و اونجایی که مربوط به تلقین من میتونم و من باهوشم و جایی که باید به جای من نمیتونم ۱۰ برابر بگیم من میتوانم و سخنی از حضرت علی علیه السلام به یاد داشته باشید که (میخواهید از دانشی سودمند شوید اولا بهش عمل کنید و آنقدر در معانی آنها بیندیشید که پاهایتان آنرا نگه دارد)

  2. محمد صفا مارامایی می گوید

    واقعا مفید فایده بود

  3. محمود رسالت زاده می گوید

    عالی و متعالی، سپاسگزارم

دیدگاه تان را ارسال کنید

دیدگاه تان را با ما در میان بگذارید...

ما به دیدگاه شما احتیاج داریم؛ پس بیایید دیدگاه و نقطه نظرات مان را با همدیگر به اشتراک بگذاریم تا یک اجتماع موفق از افکار برنده با همدیگر بسازیم.

**‌به ازای هر یک دیدگاه سازنده، یک روز اشتراک رایگان پروژه سوخت جت دریافت کنید**