تکنیک‌های نفوذ صددرصدی در قلب دیگران – قسمت سوم: مقایسه کردن و زبان بدن

ساخت یک رابطه درست با دیگران مثل گذاشتن دانه دانه سنگ فرش‌های یک مسیر در کنار هم است. اگر سنگ‌های درستی انتخاب کنیم، مسیری زیبا و دلنواز خواهیم داشت و اگر کم‌ کاری کنیم یا از خرده سنگ‌ها استفاده کنیم، مسیرمان سنگلاخی خواهد شد. در این قسمت به سه نکته مهم پایانی برای ساختن افراد خودمان می‌پردازیم.

نکته هفتم: خط کش نباشید

هر کدام از ما برای زندگی خود فلسفه‌ای داریم و با توجه به آن، درست یا اشتباه بودن کار خود و دیگران را در ترازوی عدالت خودمان قرار می‌دهیم. وقتی بزرگ می‌شویم که یاد بگیریم، هر کسی مثل ما فلسفه و ترازویی مخصوص به خود دارد که از پنجره عدالت آن به جهان نگاه می‌کند.

گاهی چیزی که در نظر ما خوب و شایسته است در نظر فرد دیگری اشتباه و دیوانگی است. شور و هیجان ما در ترازوی دیگران گاهی به معنای حماقت یا ریسکی وحشتناک جلوه می‌کند. در نتیجه، تنها راه نزدیک شدن به دیگران، قبول کردن این شرایط است. ما برای نزدیک شدن به دیگران و ایجاد یک گروه موفق، یک خانواده شاد و یک جامعه رو به جلو، باید ترازوهای خود را کنار بگذاریم.

به عنوان مسئول یک گروه باید مراقب باشیم که نقش یک خط کش را برای افراد تیممان بازی نکنیم. برای نفوذ در قلب دیگران باید تفکر اصلاح کردن آنها را از سرمان بیرون کنیم. فلسفه «زندگی کن و بگذار بقیه نیز زندگی کنند» را وارد زندگی خود کنیم. همه ما نسبت به عقیده شخصی خودمان حق داریم ولی گاهی بهتر است آن را پیش خودمان نگه داریم.

» جالب است بخوانید: تکنیک‌ های مدرن سخنرانی که آدولف هیتلر استفاده میکرد (و میلیون‌ها نفر جذب صحبت‌هایش میشدند)

اگر اجازه بدهیم تفکرمان در مورد دیگران از فیلتر عقاید خودمان بگذرد، می‌توانیم در هر کسی چیزهای زیادی پیدا کنیم که دوستشان نداریم و این باعث می‌‌شود که کم‌کم از فردی که دنباله‌روی فلسفه زندگی‎اش بوده به فردی متعصب و غیر قابل انعطاف تبدیل ‌شویم که حق را فقط از آن خودش می‌داند؛

کسی که فکر می‌کند همه به جز خودش، در اشتباهی مطلق به سر می‌برند. در آن صورت به جای نزدیک شدن به دیگران، از آنها فاصله می‌گیریم. پس باید تمام تلاش خود را به کار ببندیم تا انعطاف پذیر باشیم و هر کسی را به خاطر خودش نه عقایدش دوست داشته باشیم.

نکته هشتم: زبان بدنتان را بشناسید

هر کدام از ما عادت‌های رفتاری منحصر به فردی داریم. این عادت‌ها بخشی از ما هستند که در کنار چیزهای زیادی، شخصیت ما را می‌سازند. مثلا شیوه نوشیدن چای، گرفتن خودکار در دست، حتی مدل خوشحال یا ناراحت شدنمان منحصر به خودمان است. همه این‌ها زبان بدن ما هستند.

لازم نیست از واژه‌ها استفاده کنیم تا به دیگران بگوییم: «حوصله‌ام سر رفته» یا «گرسنه هستم». بیشتر ما حرف‌های واقعی‌مان را بدون استفاده از واژه‌ها به دیگران می‌گوییم. این که ما چه فکری می‌کنیم از شیوه رفتار ما معلوم می‌شود. رفتارها آینه افکار هستند. آنها تفکر انسان را منعکس می‌کنند.

[bs-quote quote=”شخصیت یک نفر را می توان از صفت‌هایی که از روی عادت در گفتگوها استفاده می‌کند شناخت.” style=”style-13″ align=”left” color=”#aaaaaa” author_name=”مارک تواین” author_job=”نویسنده مشهور آمریکایی” author_avatar=”https://sookhtejet.com/wp-content/uploads/2020/04/مارک-تواین-1.jpg”][/bs-quote]

افراد تیم ما می‌توانند وقتی پشت میزمان نشسته‌ایم فکر ما را بخوانند. آنها با تماشای چهره و رفتارهای ریز و درشت ما می‌فهمند که چه احساسی نسبت به کارمان و حتی آنها داریم. این مورد درباره ما هم صدق می‌کند.

لازم نیست از هم تیمی‌مان بپرسیم که به کارش علاقه دارد یا نه؟ از طرز رفتارش می‌توانیم به آسانی متوجه این موضوع شویم. رفتارها چیزی بیشتر از دیده شدن هستند، آنها شنیده هم می‌شوند. ما از طریق چهره‌ها، لحن و آهنگ صدای دیگران، می‌توانیم آنها را بخوانیم. آهنگ خوشی برای دیگران و مهم‌تر از همه برای خودتان باشید.

 

نکته نهم: تماس بگیرید

برقراری تماس تلفنی، شاید شیوه تازه‌ای برای ایجاد ارتباط با دیگران نباشد اما یکی از روش‌های بسیار موثر در این زمینه است. تلفن، ما را از قضاوت چهره‌ها به سمت کندوکاو در لحن صدا هدایت می‌کند. به همکاران یا اعضای تیم خود زنگ بزنید. با آنها تلفنی صحبت کنید. اگر مرخصی گرفته‌اند حالشان را جویا شوید. ولی مواظب یک نکته ظریف باشید.

حتما در زمینه تماس تلفنی بخوانید: با این روش تلفنی صحبت کنید تا همه مجذوب شما شوند

تلفن را به یک هیولا برای تیمتان تبدیل نکنید. یکی از دوستان من تعریف می‌کرد که بعد از استخدامش در فلان شرکت، نسبت به زنگ تلفن، فوبیا پیدا کرده است. با شنیدن صدای زنگ تلفن همراهش یا زنگ خوردن تلفن دفترش، کنترل خود را از دست می‌دهد، استرس بدی می‌گیرد و دستانش شروع به لرزیدن می‌کند.

فکر می‌کنید چرا این طور شده بود؟ دوست من تمام خبرهای بد در مورد کارش که شامل خط و نشان‌های رئیسش، سرزنش‌های مدیر و خبرهای اشکال در پروژه‌ها را از طریق تلفن دریافت می‌کرد. صدای زنگ تلفن برای او به صدای آژیر خطر تبدیل شده بود.

مراقب تلفن باشید. اگر قرار است خبری ناخوشانید، سرزنش یا اشکالی را اطلاع دهید آن را حضوری انجام دهید. تلفن را برای هم تیمی‌هایتان به یک ندای شادی بخش تبدیل کنید و به همین راحتی، روحیه تیمتان را بالا ببرید، آنها را از استرس خلاص کنید و بازده کاری را به اوج برسانید. یادمان باشد که موفقیت، در اجرای درست نکته‌های کوچک نهفته است.

پلی به سمت قلب خودم

شاید با تمرین دوست داشتن دیگران، این طور فکر کنیم که راه‎هایی تازه برای درک دیگران پیدا کرده‌ایم. اما در حقیقت، دوست داشتن دیگران، بیشتر از آن که برای دیگران باشد، دری به سمت قلب خودمان باز می‌کند.

وقتی شروع به درک دیگران می‌کنیم، با بخش‌هایی ناشناخته و بسیار جالب از خودمان آشنا می‌شویم و خیلی بیشتر از گذشته با خودمان مهربان خواهیم شد. با هر گام رو به جلو در این مسیر، خودمان را یاد می‌گیریم، دیگران را می‌خوانیم و خیلی عمیق‌تر از گذشته به جهان مشترکی که به همراه میلیاردها انسان دیگر در آن نفس می‌کشیم، نگاه خواهیم کرد.


دسترسی به قسمت‌های این مقاله:

دیدگاه تان را ارسال کنید

دیدگاه تان را با ما در میان بگذارید...

ما به دیدگاه شما احتیاج داریم؛ پس بیایید دیدگاه و نقطه نظرات مان را با همدیگر به اشتراک بگذاریم تا یک اجتماع موفق از افکار برنده با همدیگر بسازیم.

**‌به ازای هر یک دیدگاه سازنده، یک روز اشتراک رایگان پروژه سوخت جت دریافت کنید**