آیا انسان میتواند پشیمان نشود؟ داستانی تخیلی که زندگی واقعی تان را دگرگون میکند

آیا در زندگی کارهایی کردید که از انجام آن پشیمان هستید؟
آیا در زندگی کارهایی نکردید از این بابت پشیمان هستید؟
آیا فکر میکنید میتوانستید زندگی بهتری داشته باشید؟

قبل از اینکه پاسخ قطعی بدهید، شما را دعوت میکنیم یک داستان کوتاه و جالب و فوق العاده ساده(!) بخوانید :

بعد از خواندن این داستان ممکن است آدم قبلی نباشید !

دو برادر بودند که در زیر یک درخت قدیمی بدنیا آمده و بزرگ شده بودند، آنها همیشه باهم بازی میکردند. هر دو عاشق و آزاد بودند. آنها با همدیگر سفرهای دور و درازی میرفتند، تپه ها را فتح میکردند و از رودخانه های پرخروش عبور میکردند و ماجراجویی شان باهمدیگر بود.

آنها در عالم کودکانه با هیولاها و اژدهای خبیث مبارزه میکردند و بر آنها پیروز میشدند و شب ها پدر پیرشان آنها را در تخت خواب با گفتن داستان های نسل های گذشته می خواباند.

پدر این دو برادر سال ها بعد میمیرد و این دو برادر ناگهان تنها میشوند. در مراسم خاکسپاری پدر، پسر بزرگ درحالی که به زور بغض اش را نگه داشته بود برادر کوچکتر غرق در اشک شده بود.

یک سال بعد، برادر کوچکتر  تصمیم میگیرد به سفر برود.
برادر بزرگ تر با او نمی رود. او میماند تا از مزارع و زمین زراعت پدرشان مراقبت کند.

این دو برادر زیر سایه همان درخت همیشگی، با همدیگر خداحافظی میکنند و برادر کوچکتر میرود تا خودش را پیدا کند و دنیا را کشف کند. آنها خداحافظی میکنند و این اخرین بار بود که دو برادر با همدیگر زیر سایه آن درخت بزرگ قدیمی ایستاده بودند.

سال ها میگذرد و برادر بزرگ تر کشت و برداشت هرساله را انجام میدهد. ازدواج میکند و در خانه امن شان زندگی بی دردسری را میگذراند. خانه ای که یک روز پدر و برادرش هم آنجا بودند.

هر روز بعد از ظهر، با غروب خورشید، برادری که بر زمین زراعتی کار میکرد، رو به کوه های دور دست می ایستد و افسوس میخورد که چرا با برادرش به سفر و ماجراجویی نرفت. برادرش اکنون آزاد است هرکاری بخواهد انجام دهد، هرکجا که میخواهد برود، اما او باید هر روز کار کند.

سال ها میگذرد تا اینکه برادر جوان تر که اکنون سن و سالی ازش گذشته به خانه برمیگردد و  برادرش را زیر همان درخت قدیمی ملاقات میکند.

حالا زیر این درخت، دو پیرمرد خردمند ایستاده اند.

برادر بزرگتر از زندگی روستایی اش میگوید؛ بدون هیچ هیجان و ماجراجویی. او فقط کار میکرده و زندگی اش را ادامه میداده و به برادر جوان تر از حسرتی میگوید که سال ها در دل اش نگه داشته بود… او آرزو میکرد برگردد به چند دهه قبل و با برادر جوان تر دنیا را کشف میکرد.

اما برادر جوان تر ساکت نمی ماند و از چشم انداز ها و ماجراجویی هایی که داشت، سختی هایی که در این سالها کشیده بود میگوید. برادر جوان تر از روزهایی میگوید که در تنهایی باید زیر سیل باران بدون هیچ سرپناهی میخوابید و همیشه به فکر این بود که «برادرم در آسایش و آرامش زیر سقف خانه میخوابد، و من الان زیر سیل باران، در هوای سرد بدون هیچ دوست و آشنایی در تنهایی میخوابم»

برادر جوان تر اعتراف میکند سختی های زیادی کشیده و گفت «باور کن برادر، تنهایی از هر دردی بدتر است.»

برادر بزرگتر آهی میکشد و میگوید «برادر چه زندگی مصیبت باری داشتیم… تو جای من نبودی و من جای تو نبودم»

برادر کوچکتر سکوت اختیار میکند و سپس به آرامی رازی را با برادر بزرگتر در میان میگذارد، او میگوید : «برادر، هرکس که میرود و هرآنکه می ماند، هر دو پشیمان میشوند، در هر صورت…»

پایان داستان

 

شاید پس از خواندن این داستان، نتیجه گیری هایی از زندگی خودتان کرده باشید؛
بعضی از شماها ممکن است با خودتان فکر کرده باشید اگر زندگی کارمندی تان را ادامه دهید، همانند برادر بزرگتر داستان همیشه پشیمان خواهید شد که چرا ماجراجویی زندگی را تجربه نکردید.

بعضی دیگرتان مانند برادر جوان تر ممکن است از تصمیمی که گرفتید تا زندگی سخت تری داشته باشید، پشیمان شده باشید.

اما اجازه بدهید نکته ای را با شما در میان بگذاریم؛ داستانی که خواندید ریشه ای عمیق در فلسفه دارد و نه تنها دغدغه فکری ما انسان های معمولی بلکه فلاسفه بزرگ دنیا نیز بوده است. اما آیا چاره ای برای آن پیدا شده است؟

سورن کی‌یرکگور فیلسوف مسیحی دانمارکی، کسی که با وجود، انتخاب و تعهد یا سرسپردگی فرد سروکار داشت و اساسا بر الهیات جدید و فلسفه تاثیر گذاشت میگوید :

«تمام و کمال میتوانم ببینم؛ دو شرایط ممکن وجود دارد – یک نفر میتواند این کار را انجام دهد، یا آن کار را انجام دهد. پیشنهاد من این است : انجامش دهید، یا نه – پشیمان خواهید شد»

این جمله معروف از کتاب «یا این – یا آن» سورن است و معنای آن واضح و روشن است : مهم نیست چه کاری انجام میدهیم، به هرحال از کاری که نکردیم پشیمان خواهیم بود !

Søren Kierkegaard
Søren Kierkegaard

و البته سورن کی‌یرکگور جملاتش را اینجا تمام نمیکند، او ادامه میدهد : «دردناک ترین وضعیت، زمانی است که آینده ای را به خاطر می آوریم که هیچوقت نخواهیم داشت.» در واقع، سورن به ما سعی داشته نتیجه تحقیقات محققین امروز را بگویید :‌«نگرانی، حاصل سردرگمی در تصمیم گیری است»

چرا طبق آمار افراد ثروتمند، فرزندانی معمولا افسرده دارند؟ درحالی که فرزندان افراد فقیر که در مناطق فقیر نشین زندگی میکنند، به نسبت در زندگی خوشحال تر هستند؟ (منبع)

چرا با وجود آزادی زیاد در کشور امریکا، افسردگی برای آمریکایی ها بیشتر است از مهاجرین این کشور؟

انسان، به هر اندازه که انتخاب های بیشتری برای تصمیم گیری داشته باشد، رضایت کمتری از خروجی نهایی تصمیم گیری اش دارد. این مسئله ای است که قبلا در فایل صوتی «پارادوکس انتخاب» پروژه سوخت جت از بری شوارتز نیز شنیدید و یادگرفتید چطور با محدود کردن انتخاب هایتان، تصمیم های بهتری بگیرید.

 

و اما خلاصه آنچه که خواندید چه شد؟ زندگی را خیلی جدی نگیرید. اهداف و رویاهایتان را جدی بگیرید و برای رسیدن به آنها تلاش کنید، اما همیشه بدانید که پشیمانی از انجام کارها، به مراتب کمتر از عدم انجام آنهاست.

اگر کاری را میخواهید انجام دهید اما در وضعیت 50/50 قرار دارید، انجامش دهید.

در آینده، از اینکه کارهایی که میتوانستید انجام دهید اما انجام ندادید، بیشتر پیشیمان خواهید شد تا کارهایی که انجام دادید… چون در هر صورت این ذات انسان است که پیشمان شود، پس با دستآوردهای بیشتری پیشمان شوید و به خودتان افتخار کنید که شجاعت انجام کارهایی را داشتید که از نظر دیگران غیرممکن بود.

اگر این مقاله را دوست داشتید، توصیه میکنیم نوشته های زیر را هم بخوانید :

کاربران غیر لاگین
18 نفر دیدگاه شان را با ما در میان گذاشتید، نفر بعدی شما هستید :
  1. فرهاد براتی جوانمردی می گوید

    سلام ممنون ازمطالب زیبایتان. خواهشن اگر میشه فایل صوتی مقاله هارا بفرستید حالا هزینه هم داشته باشه بهتره تا نوشتن چون بیشتر وقت ما تو ترافیک و.. ممنون

  2. ebin می گوید

    فوق العاده تاثیرگزار بود

  3. Surenabm می گوید

    با درود به تیم مجرب و اینده بین سوخت جت
    مطالبتون حرف ندارن…
    جواب این سوال هم خیلی ساده س..
    نمیدونم چرا دانشمندان سر دوراهی بودن…

    بهرحال هیچ راهی صد در صد درست یا غلط نیست
    براساس داستان این دو برادر،اونی که رفت خودش میدونست و با این اگاهی رفت که زندگیش ساده و راحت نخواهد بود،چون وقتی ما راهی رو انتخاب میکنیم پای همه چیزش هم میمونیم،کسی که گله و شکایت میکنه از اول دو دل بوده
    برادر اول هم میلی به رفتن نداشته،حالا اخر ماجرا گفته ای کاش رفته بودم به خاطر زدگی از زندگی روزمره بوده
    مهم اینه در اول راه شما چه دیدی داشته باشی به زندگی
    اول راه یعنی اینکه انرژی و حوصله شروع کاری داشته باشی
    مثلا خودم رو مثال میزنم،من خودم چهار سال پیش از ایران خارج شدم واسه ادامه تحصیل،توی ایران شرایطش بود ولی خواستم توی خارج از کشور ادامه بدم به دلیل علاقه و حس کنجکاوی که داشتم
    الانم خارج از کشور هستم،کلا بهم خیلی سخت گذشته
    اگر ایران بودم وضعیت اقتصادی و زندگی خیلی بهتر بود
    من هدفم شناخت خودم و زندگی و دنیا بود
    قبل از اینکه بیام شناخت کافی نداشتم و همیشه چیزهای قشنگ و زیبا میدیدم،ولی اینجا با اون حرفهایی که شنیدم فرق داشت
    اینجا قرار شد کشورم رو عوض کنم به اصرار خانواده که خودم ترجیح دادم بمونم
    بعد از اون تصمیم خیلی کنایه و سرکوفت خوردم
    ولی چون خودم تصمیم گرفتم بمونم و برم جلو واسم عالی بود
    اعتمادبنفس بزرگی گرفتم
    هر چند که اگر رفته بودم ممکن بود بیشتر موفق بشم،ولی توی اون زمان پای تصمیم وایسادم و تجربه هایی گرفتم که شاید هیچوقت نمیگرفتم
    اگر هزار بار دیگه برگردم به اون موقعیت باز هم میومدم
    خدا میدونه چقدر سختی کشیدم ولی به تجربه شناختی که از خودم و زندگی رسیدم می ارزید
    به هدفم شخصیم تا حدودی رسیدم،
    در کل،هر کسی که دنبال هدفی باش،باید تا قبل از سی سالگی تصمیم خودشو بگیره،که کاری رو که فکر میکنه درست هست شروع کنه یا نه
    اگر کسی دودل باش یا خیلی دیر بخواد تصمیم بگیره
    دیگه اون موقع تاحدودی دیر هست
    به نظر من کسی فکر میکنه رفتن بهتره،حالا به هر جا؛باید حرکت کنه و بره،حتی اگر اشتباه میکنه
    حداقل اینه که اون حسرت نرفتن رو نداره
    کسی که دلش توی موندن هست و رفتن رو انتخاب میکنه و الکی میگه منم اگر برم موفق میشم،اشتباه کرده
    شاید موفق شه،ولی همیشه دلش تو موندن بوده،بعدا میگه اگر مونده بودم همین قدر یا بیشتر موفق میشدم

    1. مدیریت وبسایت کارآفرینان جوان می گوید

      با سلام و تشکر از شما به خاطر به اشتراک گذاشتن تجربیات با ارزش تان؛ طبق طرح هم افزایی دیدگاه ها یک روز به اشتراک سوخت جت شما اضافه شد.

  4. rhamrah61 می گوید

    سلام به همه دوستان
    مقاله بسیار جالبی بود مفهومش برام این بود که اگه جایی سر دو راهی 50.50 رسیدی و خواستی تصمیم بگیری ترس رو کنار بگذار و با ریسک پذیری کار رو انجام بده و مطمئن باش پشیمانی اش کمتر از اینه که انجام ندی

  5. mhnsuccess می گوید

    پس بهتره تصمیمی بگیرید که می خواهید / نه تصمیمی که از تصمیم گرفتن آن پشیمان نشوید.
    امیدوارم منظورم را گرفته باشید.

  6. mhnsuccess می گوید

    داستان بسیار جالبی بود . من تا حالا داستانی به این شکلی ندیده بودم.
    به هر حال چیزی که من از این داستان یاد گرفتم اینه که بین دو تصمیم های خوب ، هر کدام که انتخاب کنید همیشه یک پشیمانی به دنبال دارد . پس باید فهمید پشیمانی جزئی از زندگی است.

  7. elham می گوید

    سلام
    صبح بخیر
    خواستم از مطالب خوبتون تشکر کنم و بگم که هر روز صبحم رو با وبسایت شما شروع می کنم اما یه گله هم دارم. من میخواستم فایل صوتی پارادوکس انتخاب رو دانلود کنم اما لینکش منقضی شده. چرا کسی که تازه وارد سایت شده نباید از آرشیو مطالب قبلی استفاده کنه؟ و اگه قرار بر منقضی شدن هست پس چرا در این مقاله که جدیدا منتشر کردید به اون مبحث رفرنس دادید؟ به نظرم کاربری که میاد اکانت شارژ میکنه تا از مطالب ویژه شما استفاده کنه رو با نا امیدی مواجه می کنید. ضمنا اینکه هرچقدر گشتم بخش تماس با ما رو پیدا نکردم، گفتم شاید در آپدیت جدید سایت اون قسمت رو حذف کردید. اگه امکانش هست یه آرشیو از فایل های صوتی قبل قرار بدید. من واقعا حس بدی پیدا کردم وقتی با شوق رفتم اون صفحه و دیدم نوشتید لینک منقضی شده.
    مرسی
    موفق باشید

    1. مدیریت وبسایت کارآفرینان جوان می گوید

      با سلام و تشکر از پیام شما؛
      دوست عزیز ما بارها هم در صفحات شبکه های اجتماعی و هم در تمامی بخش های توضیحات پروژه سوخت جت اعلام کردیم که فقط و فقط فایل های صوتی هفتگی پروژه سوخت جت به صورت موقت برای کاربران پروژه سوخت جت بر روی وبسایت قرار میگیرند. توضیحات مربوطه را میتوانید از صفحه «ارشیو دانلود فایل های صوتی هفتگی» بخوانید. اما قسمت تماس با ما، همان جای قبلی، منوی بالای وبسایت، گزینه -ما- و بعد -تماس با ما- را میتوانید مشاهده کنید.

      1. elham می گوید

        سلام
        ممنون از پاسختون
        بله من توضیحات اون صفحه رو خوندم. ولی برام عجیبه که فایلی که در سه روز گذشته منتشر شده چرا به فایلی که منقضی شده رفرنس داده میشه؟ الان برای من که تازه عضو شدم و بخوام برای درک بهتر یا اصلا تصمیم گیری درست تر به اون فایل مراجعه کنم این رفرنس چه فایده ای داره؟ اصلا برای این قضیه چاره ای در نظر گرفتید؟ من فکر میکنم وبسایتی که من هر روز صبحمو باهاش شروع می کنم باید بیشتر من رو مورد حمایت خودش قرار بده. الان ساعت پیام منو ببینید. 6 صبح!!! اگه یه قانون موکد و بدون تبصره داشته باشید با محتوای سایتتون که تماما امید دادن و روشن کردن راه هست در تناقضه. من اون فایل رو می خوام، باید چیکار کنم؟
        ممنون میشم راهنماییم کنید و جواب منفی ندید

        1. مدیریت وبسایت کارآفرینان جوان می گوید

          با سلام؛
          دوست عزیز همانطور که در متن هم مشاهده کردید با جمله را بدین صورت نوشته ایم «همانطور که قبلا در فایل صوتی… در پروژه سوخت جت…» و اشاره به موضوعی قبلی است برای کاربرانی که آن فایل صوتی را گوش کرده بودند. اما هیچ جای نگرانی نیست، در آینده نزدیک مجددا این فایل بر روی وبسایت قرار خواهد گرفت. از طریق صندوق پستی وبسایت و شبکه های اجتماعی پیگیر اخبار وبسایت باشید، و اگر در باشگاه فکرسازی هم عضو هستید ما ایمیل های خبرنامه را برایتان ارسال میکنیم، با تشکر

          1. elham می گوید

            بله در تمام قسمت های وبسایت عضو هستم.
            ممنون

  8. hp_energetic می گوید

    این شد یه مطلب سطح بالا

  9. arefn می گوید

    مفید ترین مقاله امسالتون از دید من بدون شک همین مقاله است ( التبه تا همین ماه سال :)‌ )
    اکثر اوقات از انتخاب بین بد و خوب پشیمون نمیشیم ولی همیشه بین انتخاب بین خوب و خوب پشیمون میشیم و
    فکر کنم بد ترین انتخاب تو این جور مواقع اینه که اینقدر فکر کنیم تا اصلا نتونیم هیچ کدوم رو انجام بدیم !
    خوب حداقل میدونم که پشیمونی عادیه و بهتره که با تفکر مثبت باهاش کنار بیام !!!

    خیلی ممنون 🙂

  10. سعید می گوید

    من مخالفم. بعضی وقت ها تصمیم هایی که میگیریم اصلا پشیمون نمیشیم مثلا من خودم رشته دانشگاهیمو تصمیم گرفتم هنر بخونم و الان اصلا پشیمون نیستم که چرا مثلا مهندسی نخوندم

    1. رضا هوشمند می گوید

      اقا اصل مطلب یه چی دیگه داره میگه……….. منظورش تصمیم هاییه که تو دوراهی قرار داری و هیچ ایده ای از اینده هیچکدومش نداری و با انتخاب هرکدوم، اونیکی رو از دست میدی. مثلا از دست دادن حقوق ماهیانه زندگی کارمندی و یک اداره بی دردسر در ازای بدست اوردن زندگی کارافرینی یا برعکس، انتخاب کردن زندگی کارمند و از دست دادن ماجراجویی های یک زندگی کارافرینی

  11. siavash jooraki می گوید

    حالم خوب شد وقتی تا اخر خوندم 🙂

  12. نسیم محمدی می گوید

    این مقاله عالی بود دقیقا شرایط الانم رو توصیف کرده ممنونم ازتون خدا قوت

دیدگاه تان را ارسال کنید

دیدگاه تان را با ما در میان بگذارید...

ما به دیدگاه شما احتیاج داریم؛ پس بیایید دیدگاه و نقطه نظرات مان را با همدیگر به اشتراک بگذاریم تا یک اجتماع موفق از افکار برنده با همدیگر بسازیم.

**‌به ازای هر یک دیدگاه سازنده، یک روز اشتراک رایگان پروژه سوخت جت دریافت کنید**