چطور هر کجا که هستیم با هرکسی که خواستیم ارتباط برقرار کنیم؟

6 تکنیک برای برقراری ارتباط با راحت‌ترین وضعیت ممکن...

موفق ترین افراد بهترین ارتباطات را برقرار میکنند؛ در هر زمانی، در هر مکانی و با هر کسی که بخواهند…

هزاران هزار راه برای آشنا شدن با افراد جدید در زندگی وجود دارد. هر فرد جدیدی میتواند یک فرصت و یا یک تهدید برای شما باشد اینکه چطور این موضوع را دریابیم (این مقاله را بخوانید) هدف اصلی این بحث نیست. هدف اصلی این مقاله این است : ابزارهایی به شما معرفی کند تا در هر زمان و مکانی با هرکسی ارتباط برقرار کنید.

شاید فرد خجالتی باشید که نمیتوانید راحت با هرکسی ارتباط برقرار کنید. شاید از طرد شدن یا جواب سربالا شنیدن میترسید. شاید اصلا احساس میکنید ارزش برقرار ارتباط با فرد مورد نظر را ندارید. تمام این ها عادی است و همه تجربه میکنند اما قرار است شما یاد بگیرید بر آنها غلبه کنید.

قبل از شروع بحث 2 قانون مهم رو باید به شما یاد آوری کنم:

  • قانون شماره 1 : ارتباط زمان و مکان نمیشناسد. یا ارتباط برقرار میکنید و یا بهانه می آورید. هیچ زمان و مکان بهتری وجود ندارد.
  • قانون شماره 2 : حضور داشته باشید. تا وقتی کسی شما را نبیند نمیتواند با شما ارتباط برقرار کند.
  • قانون شماره 3 : برقراری ارتباط خوب ذاتی نیست و کاملا اکتسابی است.

خب شروع کنیم؛ شما برای اینکه یک ابر-ارتباط-برقرارکن (!) باشید در قدم اول باید همه جا حضور داشته باشید مخصوصا مکان هایی که افرادی آنجا حضور دارد و یا حضور خواهند یافت که بدنبال برقراری ارتباط با آنها هستید. برای مثال اگر کسب و کاری در حوزه پوشاک راه اندازی کردید باید هر سمیناری، هر جشنواره ای و هر حراجی پوشاکی دیدید در آن شرکت کنید.

چرا؟ چون شما باید اول ببینید و بعد دیده شوید. برای این مثال :
حتی اگر با کسی حرفی هم نزنید تمام افراد اصلی آن حوزه چند برداشت از شما خواهند داشت : 1) این فرد پیگیر است زیرا در هر جایی که به پوشاک مربوط میشود میبینیمش 2) احتمالا فرد بروز و موفقی است و احتمالا در جشنواره های دیگری که ما شرکت نکردیم نیز شرکت کرده 3) ارتباط برقرار کردن با او به نفع ما خواهد بود

شما نیز باید همچین حسی در رابطه با افرادی که میخواهید با آنها ارتباط برقرار کنید داشته باشید. خودتان را عقب نکشید اگر میترسید در مرکز توجه قرار بگیرید دقیقا همین کار را بکنید و در هر رویدادی در اولین ردیف ها بنشینید، در هر ملاقاتی زودتر از دیگری حضور داشته باشید و …

شاید در ابتدا سخت و اصلا نشدنی به نظر آید اما نگران نباشید کافی است چند بار آگاهانه امتحان کنید دیگر کسی نخواهد توانست جلوی شما رو بگیره (!)

اما فرض کنیم فرصت نیز محیا شد و شما با شخصی که میخواهید با او ارتباط برقرار کنید فرصت آنرا پیدا کردید که این کار را انجام دهید؛ سوال اصلی اینجاست : حالا چیکار کنید؟

شما در ادامه میخوانید و یاد میگرید :

  • در چند لحظه اول برخورد مهم ترین چیزی که توجه طرف مقابل را جذب میکند چیست؟
  • در برخورد اول 80% قضاوت شخصیت ما توسط طرف مقابل بر اساس چه چیزی صورت میگیرد و چطور میتوانیم از آن استفاده کنیم؟
  • چطور در جمعی که کسی را نمیشناسیم با دیگران رابطه برقرار کنیم؟
  • چرا نباید در اوایل برقراری ارتباط در مورد مسائل اصلی صحیت کنیم؟ و در رابطه با چه چیزی باید صحیت کنیم؟
  • چرا باید قبل از رفتن به جلسه و یا مهمانی باید اخبار گوش کنیم؟
  • و …

ابزار های زیر برای برقراری یک ارتباط فوق العاده قوی است آنها را یاد بگیرید و قبل از امتحان چندین بار مرور ذهنی کنید :

 

قوی دست بدید :

دست دادن در اولین لحظه برخورد شاید 80% قضاوت در مورد شما رو در ذهن طرف مقابل انجام بده. اگه میخواهید به عنوان یک فرد با اعتماد به نفس بالا قضاوت بشید خیلی قدرتی دست بدید. شل و بی روح دست ندید. طوری دست بدید که پیام ذهنی شما “ببین… من مثل دست دادنم قوی ام.” به ذهن طرف مقابلتان ارسال بشه.
برای امتحان کردن این موضوع پیامی در ذهنتان تصور کنید و با دوستتان دست بدید بعد از انجام اینکار از او بپرسید چه حسی نسبت به شما داشت و بعد به معجزه اعتقاد پیدا خواهید کرد(!)

 

یک معرف پیدا کنید :

اگر وارد مهمانی، جشن و یا جلسه ای شدید و هیچکسی رو نمیشناسید یک معرف خوب پیدا کنید که بقیه را بشناسد و بخواهید که شما را به دیگران معرفی کند. چرا؟ چون نفوذ کلام یک فرد آشنا(معرف) برای اعتبار بخشیدن به هویت یک غریبه بار ها قوی تر ارتباط مستقیم با فرد غریبه است.

 

در چند دقیقه اول فقط علایق و سرگرمی های طرف مقابل را پیدا کنید :

این یک ابزار فوق فوق فوق قدرتمند است.
شما با داشتن این ابزار در جعبه ابزار مهارت هایتان میتوانید حتی بدون کمتری حرفی نزد طرف مقابل خوش صحبت ترین فرد حاضر در جلسه باشید. فقط کافیه چندتا سوال در مورد علاقه مندی ها و یا تفریحات و سرگرمی های طرف مقابل بپرسید.

در بدو آشنایی نروید سر اصل مطلب تا میتوانید کاری کنید طرف مقابل با شوق از چیزی حرف بزند که بهتری آن علایقش است. این کار باعث میشود احساس دوستانه ای به شما پیدا کند و اگر پیشنهاد همکاری و یا هر چیز دیگری به او دادید راحت تر بپذیرد.

 

یک تعریف کوچک (کاملا صادقانه) کنید :

دنبال بهونه برای باز کردن سر صحبت هستید این ابزار برای همین مواقع است.
شما میخواهید شروع کنید با طرف مقابل ارتباط برقرار کنید و به قول معروف لینک بزنید اما نه معرف دارید نه میدانید به چه چیزی علاقه دارد و اصلا موضوعی برای صحبت ندارید : فقط یک تعریف کوچک اما صادقانه کنید.

چیزی مثل “چقدر کفش های زیبایی پوشیدید، میتونم بپرسم از کجا خریدید؟” و یا “چقدر خوشخط هستید شما، خطاطی میکنید؟” دقت کنید که تعریفی که میکنید فوق العاده حساس است. اگر طرف مقابل احساس کند تملق میکنید و یا اصلا تعریف شما بیجا باشد طرف مقابل احساس میکند شما با دید تمسخر چنین حرفی را زدید پس قبلا از گفتن خوب بررسی کنید.

شما هم میتوانید از این تکنیک برای آسان کردن کار دیگران استفاده کنید. برای این منظور یک چیزی منحصر به فرد همیشه با خودتان داشته باشید برای مثال یک بج سینه (یک تکه فلز حکاکی شده کوچک که معمولا لوگوی شرکت فرد بر روی آن حکاکی شده است) میتواند باعث شنیدن این سوال از طرف دیگران باشد “چقدر بَج سینه زیبایی دارید میتونم بپرسیم معنی آن چیست؟”

 

یه ذره از همه چیز بدونید :

قبل از رفتن به جلسه یا سمینار 10 دقیقه اخبار گوش کنید تا از آخرین وقایع اتفاق افتاده آگاه باشید. این یک حقه خوب برای داشتن موضوع برای صحبت است.

اگر از هر حوزه ای یک مقدار کوچک اطلاعات داشته باشید در حدی که بتوانید در مورد آن سوال بپرسید به راحتی میتوانید یک گام از دیگران در برقراری ارتباط جلوتر باشید.

 

در دسترس باشید :

هر زمانی با فردی ارتباط برقرار کردید و موفقیت آمیز بود کار تمام نشده !
شما باید از این به بعد با طرف مقابل در تماس باشید تا رابطه شما حفظ شود. اگر بعد از 72 ساعت یک زنگ و یا پیامکی به هر بهانه از به طرف مقابل نزنید بدون شک هفته بعد شما را از خاطر خواهد برد و تمام زحمات شما به هدر خواهد رفت.
در مورد رابطه های کاری این امر خیلی زمان کوتاهی دارد… شما بعد از برقراری ارتباط باید در کمتر از 24 ساعت با فرد مورد نظر تماس بگیرید وگرنه مطمئن باشید شما را از خاطر خواهد برد مخصوصا اگر مشتری باشد و شما فروشنده

نظرتان را در مورد این تکنیک ها چیست؟
در زیر همین پست بنویسید

 

کاربران غیر لاگین
25 نفر دیدگاه شان را با ما در میان گذاشتید، نفر بعدی شما هستید :
  1. سیما می گوید

    اطرافمان را با افرادی پر کنیم که وجودشان برایمان مثبت و منبع انرژی است. این باور که ما باید همه را دوست داشته باشیم و همه نیز باید ما را دوست داشته باشند، تصوّری خام و سست بیش نیست. مسلّماً همه ی ما زمانی با چنین باوری درگیر بوده ایم ولی در واقع این عقیده ای غیر واقعی و بدون کاربرد است. مسلّماً هر کسی مجبور نیست که ما را دوست داشته باشد، همان گونه که ما مجبور نیستیم همه را دوست داشته باشیم. اگر تصوّر من از خودم این است که من دوست داشتنی هستم، به این معنی نیست که هر کس با من مواجه شد لاجرم باید مرا دوست داشته باشد یا دلش بخواهد در کنار من باشد. مثلاً من می دانم که انرژی بالای من در انجام امور و توانایی من در انجام چند کار مختلف در یک زمان باعث غبطه، دشمنی، یا آذار عدّه ای از اطرافیانم می شود؛ همان گونه که این خصوصیّات من می تواند باعث شود عدّه ای دیگر مرا دوست بدارند.
    به این نکته ی مهم توجّه داشته باشید که حتّی اگر شما فردی سخت کوش و دارای قلبی صاف و نیّتی خالص باشید باز امکان این هست که به دلایل مختلف برای عدّه ای از اطرافیانتان فردی سمّی باشید. شما باید این واقعیّت را بپذیرید که همواره در اطرافتان آدم هایی هستند که دوستتان ندارند و کاری هم در این زمینه از دست شما بر نمی آید.
    اگر شما این واقعیّت را بپذیرید که نه هر کسی مجبور است شما را دوست داشته باشد و نه شما مجبورید همه را دوست داشته باشید، مواجهه با افراد سمّی برایتان بسیار آسان تر خواهد شد.
    ” کتاب آدم های سمّی”

  2. محمد می گوید

    این مطالب فک میکنم ترجمه مقالات خارجی باشه! خوبن ولی واسه شرایط فرهنگی شهرهای ما نوشته نشده، تازه هر شهر ما واسه خودش یه فرهنگ داره.. خلاصه اینکه به کار میاد ولی نه خیلی

دیدگاه تان را ارسال کنید

دیدگاه تان را با ما در میان بگذارید...

ما به دیدگاه شما احتیاج داریم؛ پس بیایید دیدگاه و نقطه نظرات مان را با همدیگر به اشتراک بگذاریم تا یک اجتماع موفق از افکار برنده با همدیگر بسازیم.

**‌به ازای هر یک دیدگاه سازنده، یک روز اشتراک رایگان پروژه سوخت جت دریافت کنید**