پنج حسرت بزرگ انسان در روزهای قبل از مرگ (بر اساس تحقیقات)

برای این چند دقیقه بیاید از خیالات بیرون بیاییم، هیچ کدام از ما نه سوپرمن هستیم که با هر ضربه‌ای زنده بمانیم و نه حضرت نوح هستیم که هزار سال عمر کنیم و نه اکثیر جاودانگی را پیدا کرده‌ایم، پس بعد از این مقاله، شماره‌ی مسئول کفن‌ودفن شهرتان را پیدا کنید تا جای خوبی را در قبرستان برای‌تان رزور کند چون دیر یا زود همه‌ی ما خواهیم مرد و مهم‌تر از همه چیز این می‌ماند که واقعا زندگی کرده باشیم و بدون حسرت این دنیا را جا بگذاریم.

همیشه برایم سوال بود که واقعا چه چیزی در زندگی از هر چیزی بیشتر اهمیت دارد؟ به نظر بعضی‌ها پول همه چیز است،‌ بعضی‌ها خانواده را در اولویت می‌بینند، برخی از مردم سلامتی‌شان را با چیزی عوض نمی‌کند و بعضی‌ها نهایت لذت بردن را هدف نهایی زندگی می‌بینند.

بگذارید برای این چند دقیقه از نظرات خودمان دست برداریم و با کسی همراه شویم که بیشتر زندگی‌اش را با کسانی گذرانده که دم آخر زندگی‌شان را تجربه کرده‌اند.

خانم برونی ویر - پرستاری که بیشتر زندگی‌اش را با افراد در حال مرگ گذراند
خانم برونی ویر – پرستاری که بیشتر زندگی‌اش را با افراد در حال مرگ گذراند

خانم برونی وِیْر یگ یک پرستار استرالیایی است که سالیان سال در بخشی که مربوط به بیماران دم مرگ بوده کار کرده است و هر چیزی که در آخرین روزهای زندگی‌شان به زبان آورده بودند را ثبت و ضبط کرده است.

در میان اظهارات این افراد به طور عجیبی پی برد که پنج نوع حسرت تقریبا در میان صحبت‌های همه‌ی بیماران وجود داشت. او صحبت‌های این افراد را در وبلاگش می‌نوشت تا اینکه آنقدر پست‌هایش معروف شدند که تصمیم گرفت آن‌ها را به یک کتاب تبدیل کند. اسم کتابش را «پنج حسرت بزرگ قبل از مرگ» گذاشت.

فکر نمی‌کنم هیچ چیزی ناخوشایندتر از این باشد که به آخر زندگی‌تان رسیده باشد و بخواهید با حسرت‌هایی با این دنیا خداحافظی کنید که دیگر نمی‌توانید کاری در موردشان بکنید.

این حسرت‌ها آنقدر مهم و قابل‌توجه هستند که توصیه می‌کنم آن‌ها را حتما جایی بنویسید و هر روز به خود یادآوری کنید.

 

این یک محتوای ویژه است !

33% تخفیف اشتراک سه ماهه

8 نفر دیدگاه شان را با ما در میان گذاشتید، نفر بعدی شما هستید :
  1. حامد بابائی زاده می گوید

    بزرگترین حسرت من تا الان که ۳۳ سالمه و در حال جدایی هستم،نداشتن یک خانواده شاد و شلوغه،جایی که عشق توش موج بزنه،
    میدونم با این حسرت نمیمیرم!

  2. Sanaz می گوید

    بهترین مقاله‌ای که توی عمرم خوندم:)

  3. پارسا می گوید

    واقعاً مقاله های میلاد حرف ندارن،دمت گرم آقای قادرپور،حرف نداری پسر

  4. فائزه لنگری زاده می گوید

    من نمیخوام در حسرت شاد زندگی نکردن بمیرم.نمیخوام در حسرت سفر نکردن بمیرم.نمیخوام در حسرتِ حسرت داشتن بمیرم.
    پس نمیزارم حسرت چیزی به دلم بمونه

  5. ناصر می گوید

    با سلام با تشکر از سایت وزین شما. در تمام دنیا اکثر سایتها بیشتر مطالبشونر وبدون اینک کاربر وارد سایت بشه بصورت کاملا فری و مجانی در نگاه عموم قرار میدهند وبرای مطالب ارزشمندترشون هزینه متقبل میشوند وسایت شما این نقص رو داراست که برای خوندن یه مطلب باید وارد یوزر نیم کاربری بشیم تازه اگر عضو نباشیم باید ثبت نام کنیم واین داستانها.. به نظرم میاد این موضوعر وجدی بگیرید چون من به عنوان یک طراح سایت این روش ارایه مطلب رو یکی از ضعفهای به شدت اسیب پذیر برای سایت شما میدانم سپاسگزارم

  6. amin esmaeli می گوید

    با سلام

    این مقاله رو خوندم و خیلی خرسندم این مقاله در سایت شما بالاخره نوشته شد. بنده به این نکاتی که این مقاله اشاره کرد حدوده ۱۵ ماهی میشه رسیدم و کاملا درسته و اگر بر این اساس زندگی کنیم همه چیز خوب جلو میره. به نظر من این مقاله خودش شاه کلیده و جلوی خیلی از وقت تلف کردن و حسرت ها رو میگیره، به نظر من بدترین درد دنیا درد حسرت و هنوز هیچ کس نتونسته این درد رو درمان کنه چون زندگی دکمه بازگشت ندارد. تشکر ویژه میکنم از نویسنده این مقاله که واقعا زیبا نوشتن

    با تشکر

  7. احمد می گوید

    بنده هنوز عشق را تجربه نکرده ام و دوست ندارم بدون تجربه آن از این دنیا بروم واقعا بزرگترین حسرت برام خواهد شد

    مقاله عالی و خیلی مفید بود با تشکر فراوان

  8. m.1376.gh.4.26 می گوید

    ازینکه به اون خونه مورد علاقه م و ماشینی ک میخوام نرسم
    و بیشتر از همه جبران زحماتی ک پدر و مادرم برام کشیدن.

دیدگاه تان را ارسال کنید

دیدگاه تان را با ما در میان بگذارید...

ما به دیدگاه شما احتیاج داریم؛ پس بیایید دیدگاه و نقطه نظرات مان را با همدیگر به اشتراک بگذاریم تا یک اجتماع موفق از افکار برنده با همدیگر بسازیم.

**‌به ازای هر یک دیدگاه سازنده، یک روز اشتراک رایگان پروژه سوخت جت دریافت کنید**