آیا باید اهداف مان را به دیگران بگوییم یا آنها را مخفی نگهداریم؟

درک سیورز، محقق برجسته پاسخ نهایی را به شما میدهد...

همه ی ما اهداف مختلفی در زندگی داریم؛ مثلا می خواهیم در رشته ی تحصیلی خاصی ادامه تحصیل بدهیم، به موقعیت شغلی مورد نظرمان دست پیدا کنیم، در جشنواره ای برنده شویم یا به مدال جهانی و المپیک و… برسیم.

گفتن اهدافتان به دیگران

در هر جایگاهی که هستیم و هر هدفی که داریم اگر اصولی را رعایت نکنیم ممکن است از موفقیت دور شویم و به اهدافمان نرسیم.

شاید شما هم مثل من تا به امروز فکر می کردید باید اهدافی را که در ذهن دارید، با دیگران در میان بگذارید تا انگیزه ای برای شما باشند و در راه رسیدن به هدفتان کمکتان کنند.

خب باید به شما بگویم من چند روز پیش با حقیقتی رو به رو شدم که دلیل بسیاری از شکست هایم را فهمیدم… یا به عبارت دیگر تازه متوجه شدم چرا به برخی اهدافم در زندگی نرسیدم و ناکام ماندم.

قبلا این موضوع را هم در مقاله «هیس !!! افراد موفق رویاهایشان را فریاد نمی زنند» خوانده بودم اما تا زمانی که خودم آنرا تجربه نکرده بودم برایم مبهم بود… اما :

 

» چرا باید در مورد اهدافتان
سکوت کنید !

نتایج تحقیقات اخیر محققان نشان می دهد افرادی که اهداف‌شان را برای دیگران بازگو می کنند به احتمال زیاد در رسیدن به هدف‌شان موفق نخواهند شد.

تا پیش از این برخی ها معتقد بودند، بازگو کردن اهداف نزد دیگران به شما انگیزه می دهد و در راه رسیدن به آن کمکتان می کند. البته هنوز هم به اعتقاد برخی مشاوران صحبت کردن در مورد رویاها با افراد هم فرکانس کار مفیدی است، اما گروهی از محققان در آخرین یافته های خود به این نتیجه رسیدند که این کار باعث کاهش انرژی شما شده و در نتیجه ممکن است هیچ گاه به هدفتان نرسید.

درک سیورز سخنرانی در تد تاک (TED Talks ) انجام داده و در مورد اثرات بازگو کردن رویاها و اهداف برای دیگران صحبت کرده است.

به اعتقاد او این کار به شما احساس کاذبی می دهد که فکر می کنید قدم مهمی برداشتید و این حس باعث می شود که تلاش کافی انجام ندهید و از موفقیت فاصله بگیرید.

اگر بخواهیم به صورت دقیق تر به بررسی این موضوع بپردازیم، می توانیم این طور توضیح دهیم که وقتی شما هدف خود را با دیگران در میان می گذارید دو حالت ممکن است اتفاق بیافتد :

» حالت اول
مورد تمجید و تعریف قرار میگیرید

که درِک سورز در سخنرانی خود به آن اشاره داشت؛ شخص مقابلتان به تمجید و تعریف شما می پردازد.

در این حالت، احساس بسیار خوبی به شما دست داده و حس پیروزی دارید. شما فکر می کنید به موفقیت نزدیک شدید. اما حقیقت چیز دیگریست؛ طبق گفته ی محققان با توجه به تحقیقی که در سال ۲۰۰۹ بر روی ۱۶۹ نفر صورت گرفت، بازگو کردن هدف انگیزه شما را کاهش می دهد و انرژی تان را برای حرکت به سوی هدفتان می گیرد زیرا شما فکر می کنید که به آن رسیدید.

به عبارت دیگر، برای رسیدن به هر هدفی باید مراحلی طی شود و شما نیاز به انجام کارهای خاصی برای رسیدن به مقصد دارید اما وقتی هدف نهایی تان را با دیگران در میان می گذارید، نیروی شما گرفته می شود و گاهی به دلیل تعریف و تمجید احساس می کنید که به آن هدف نزدیک تر شدید؛

همین باعث می شود تلاش کافی نکنید و مراحل را به درستی انجام ندهید و سرانجام شکست بخورید.

» حالت دوم
مورد تمسخر قرار میگیرید

در حالت دوم نیز ممکن است افراد اهداف شما را مسخره کنند یا رسیدن به آن را غیر ممکن بدانند.
مثلا شما در وضعیت مالی خوبی نیستید اما تصمیم دارید تا سال بعد ماشین بخرید وقتی این موضوع را با اطرافیان و دوستانتان در میان می گذارید، به احتمال زیاد این کار را غیر ممکن می دانند.

در این حالت انگیزه ی شما کاهش پیدا می کند و ممکن است به این نتیجه برسید که حق با دیگران است و من شانسی برای موفقیت ندارم.

حتی اگر تصمیم بگیرید حرف های آن ها را قبول نکنید و به کار خود ادامه دهید، ممکن است در طول مسیر برایتان دردسرهایی ایجاد کنند یا حرف های مایوس کننده شان انرژی منفی زیادی برایتان بفرستند.

«هیچ چیز غیرممکن (impossible) نیست، خود کلمه هم دارد می گوید: “من ممکن ام” (I’m possible)»
__ 
آدری هپبورن، بازیگر برجسته تاریخ سینما

برخی از این افراد، از روی دوست داشتن مخالف شما هستند.

آن ها فکر می کنند شما خیالاتی شدید و سعی خواهند کرد به شما کمک کنند تا ضربه نبینید. در حقیقت آن ها به قدرت افکار مثبت و کائنات ایمان ندارند و چون خودشان افرادی منفی نگر و شکست خورده هستند که به شدت به تقدیر اعتقاد دارند؛ به همین دلیل سعی خواهند کرد شما را به خیال خود سر عقل بیاورند.

در این حالت هم بدون شک با مشکلاتی رو به رو می شوید و ممکن است انگیزه ی خود را از دست بدهید.

حتما در اطرافیان خود، آدم هایی را سراغ دارید که هرگز فکر نمی کردید به موفقیت خاصی برسند، اما یک دفعه به خاطر شنیدن خبر موفقیت شان شوکه شدید. این نوع آدم ها در سکوت به تلاش خود ادامه می دهند، قدم های لازم را بر می دارند و همین ها هستند که دنیا را تکان می دهند.

اگر فکر می کنید نیاز به تعریف و تمجید دیگران دارید تا انگیزه تان افزایش پیدا کند؛ به نظر من می توانید این کار را خودتان انجام دهید. شما با انجام برخی کارها انگیزه ی درونی پیدا می کنید و به موفقیت نزدیک تر می شوید.

دفترچه ی مخصوصی تهیه کنید و هر روز صبح، کارهایی که در آن روز، برای رسیدن به هدف هایتان قصد دارید انجام دهید را یادداشت کنید و شب ها در مقابل کارهایی که درست انجام دادید، تیک بزنید.

می توانید برای افزایش انگیزه تان، هر وقت کاری را درست انجام دادید، تشویقی برای خود در نظر بگیرید.
مثلا ساندویچ دلخواه تان را بخورید یا به سراغ شکلات بروید، حتی ایده ی تماشای فیلم مورد علاقه نیز برای طرفداران سینما، تشویق هیجان انگیزی به نظر می رسد.

وقتی به طور دائمی، حواستان به کارهایی که باید برای هدف تان انجام دهید باشد، هر روز بیش تر از دیروز به موفقیت نزدیک تر می شود و اثر این کار از بازگو کردن اهدافتان نزد دیگران بهتر و موثر تر است.

فراموش نکنید مطرح کردن اهداف تان تنها باعث هدر رفتن انرژی تان می شود. پس بهتر است انرژی خود را در جهت رسیدن به هدف هایتان

صرف کنید و در سکوت به تلاش تان ادامه دهید و بگذارید موفقیت تان، پیروزی تان را فریاد بزند.


در همین زمینه مقالات زیر را نیز حتما مطالعه کنید:

37 نفر دیدگاه شان را با ما در میان گذاشتید، نفر بعدی شما هستید :
  1. کاربر سوخت جت با می گوید

    الان من اهدافم رو به همه گفتم یعنی ب اون چیزی که میخوام نمیرسم؟؟ الان باید چیکار کنم

    1. کاربر سوخت جت ahin می گوید

      ال ان وارد خوداگاه شد این رمز موفقیتته یک: اسمشو جلو کسی نیار رو دفتر بنویس چی میخوای مسیر موفقیتتو یادداش کن و از خدا(کائنات) بخواه کمکت کنه و خودترو در قبال کار هایی ک باید انجام بدی برا موفقیت تشویق کن همین

      1. کاربر سوخت جت ضی می گوید

        ببخشید یعنی شما یی که به کسی هدفت رو نگفتی الان موفق شدی الان دقیقا کجایی؟

  2. کاربر سوخت جت rzad می گوید

    آری،سوگند به خدایان آمون همین تعبیر کاملا درست است و من نیز در زندگی ام آن را تجربه کرده ام

  3. کاربر سوخت جت ین می گوید

    با سلام خدمت شما دوستان و مشاوران عزیز سوخت‌‌ جت :
    بنده ایده ام را تا چه زمانی پیش خودم نگه دارم من برای نهایی کردن ایده ام نیاز به ادم های مختلف در رشته های مختلف دارم تا ایده ام رو تکمیل کنم چون بنده در تمام رشته ها تخصص ندارم و برای توجیح کردن این اشخاص نیاز دارم تا توضیحات کامل از ایده ام رو بدم تا این افراد بدونن که چکار باید بکنن یکی از این افراد خانم بنده هست تخصص دارند در رشته مورد نیاز بنده ایا نباید توضیح بدم که چی میخوام ممنون میشم من‌ رو توجیح کنید

  4. کاربر سوخت جت رف می گوید

    عالییییی!خودم آدمی بودم که سعی میکردم همیشه اهدافم رو به افراد دیگه بگم.
    ولی تصمیم میگیرم که دیگه اهدافم رو برای خودم و فقط پدر و مادرم و خواهر و برادرم بگم.

    1. کاربر سوخت جت دی می گوید

      من به پدر و مادرم هم نمی گم ولی هر از گاهی از زیر زبونم در میره

  5. کاربر سوخت جت را می گوید

    شاید میشه گفت امروز توی سن 21 سالگی بزرگترین راز زندگی رو فهمیدم

    1. کاربر سوخت جت ید می گوید

      شاید … زندگی همیشه سعی دارع همه چیزو به ما نشون بدع هیف که ما آدما گاهی
      وسعت دیدمون نسبت به مساعل نادرسته و خیلی راحت اشتباه میکنیم اگع حواسمون نباشع
      و یه روز اینطوری با یه مقاله شکه میشیم که چقد اشتباه کردیم

    2. کاربر سوخت جت هی می گوید

      چه قشنگ که جوونای این دوره به این چیزا فکر میکنن و این باعث خوشحالیه

      ببینیم چه میکنید چون ما نیز در زندگی های بعدی همینجاییم و توی موقعیتی که حقمونه و روح جاودان است #کارما#تناسخ

  6. کاربر سوخت جت boy می گوید

    هدف من رسیدن به ح×××× ج××× و ت××× ب× د×× است

    این کار جواب میدهد
    مغز انسان در 2 وضعیت از حرکت می ایستد
    وضعیت اول افشای هدف
    وضعیت دوم عدم افشای هدف
    یعنی بر خلاف نظر این نویسنده ، عدم افشای هدف به رسیدن به هدف کمک نمیکند
    عدم افشای هدف باعث میشود عملکردتان نسبت به زمانی که هدفتان را افشا می کردید بیشتر شود
    اما به این معنا نیست که عملکردتان تحت تاثیر عدم افشای هدف واقعا بیشتر شده باشد
    در واقع بین گفتن و نگفتن قیاس شد و کشف شد که نگفتن بهتر است امااا حالا من در این جا به شما میگویم وضعیای وجود دارد که حتی بهتر از نگفتن است
    و آن وضعیت همان ابهام است
    ذهن دنبال چیزی که وجود دارد نمیرود ( در نتیجه اگر هدفتان را بگویید ذهنتان دیگر حرکت نمیکند )
    ذهن به دنبال چیزی که وجود ندارد هم نمیرود ( در نتیجه اگر هدفتان را نگویید ذهنتان دیگر حرکت نمیکند )
    بهترین کار این است که هدفتان را نصف و نیمه بگویید ، به گونه ای که هیچ کس متوجه نشود اما خودتان متوجه شوید ، یک تعلیق ایجاد کنید ، یک ابهام به وجود بیاورید ، چیزی بین وجود و عدم وجود
    بگذارید از جنگ بزرگ میان آمریکا و انگلیس مثال بیاورم
    آمریکا
    آمریکا هدف خود را کامل و صریح بیان میکند ، آمریکا میگوید اول آمریکا
    این هدف هیچ وقت تحقق پیدا نمیکند زیرا گفته شده است
    انگلیس
    انگلیس هدف خود را بیان نمیکند ، نمیگوید چی میخواهد
    این هدف هیچ وقت تحقق پیدا نمیکند ، زیرا گفته نشده است
    اما در این میان یک کشور وجود دارد که نشانه ها و تبعات هدفش را دارد میگوید
    این کشور در بازی نهایی قدرت پیروز خواهد شد
    این کشور نمیگوید چی میخواهد ، نمیگوید به دنبال چیست ، اما نشانه های خواسته ی خود را همه جا مطرح میکند
    یک اشاره ی غیر مستقیم به هدف که هرگز هدف را افشا نمیکند
    این کار از همه بهتر جواب میدهد ، پس هدفتان را مخفی نکنید ، نشان بدهید اما فقط یک بخش از آن را ، یک بخش از نقشه تان را نشان دهید ، این تعلیق و ابهام است که شما را حرکت میدهد

    1. کاربر سوخت جت ین می گوید

      سلام ببخشید اگه هدفمونو گفتیم دیگه راهی برای موفقیت نداریم یعنی دوباره نمیتونیم اون کارو انجام بدیم راه حلش چیه

    2. کاربر سوخت جت nica می گوید

      سلام،آقایendlessunknownboyمن خیلی وقت دنبال شما هستم.شما در مورد مغز اطلاعات زیادی دارید خیلی مشتاقم با شما در ارتباط باشم . هیچ کسی به حرف های شما بها نمیده از این رو خواهشمندم و امید وارم که بتونم با هاتون نظرات خودم رو درمیان بزارم. چون برای من خیلی مهم است شما هم خیلی برای من مهم هستید.

  7. کاربر سوخت جت ام می گوید

    با سلام و خداقوت خانم شیردل نمینی…
    مطالب فوق العاده ای بود. در طول حدود ۱۰سالی که در زمینه موفقیت مطالعه میکنم تا به حال چنین مطلب پرنغزی برای من پوشیده بود و خدا میداند که ۸۰درصد شکست ها و ناکامی های من مربوط به همین موضوع می باشد.
    با آرزوی موفقیت روز افزون برای شما همشهری

  8. کاربر سوخت جت رن می گوید

    حالا کسی که اینکارو کرده و اهدافشو به همه گفته ولی بعدش فهمیده اشتباه کرده دیگه ب هدفش نمیرسه ؟؟؟؟

    1. کاربر سوخت جت ید می گوید

      بحث سر این نیست دوست عزیز اگر خوب مقاله رو خونده باشید
      موضوع اصلی اینع که شما نباید این کارو به عنوان یه عادت تو زندگی ادامه بدید و هیچ وقت برا سکوت کردن دیر نیست .
      من خودم جزع دسته آدمایی هستم که همیشه دوس داشته با بقیه صحبت کنع تا انگیزه در 2 طرف ایجاد کنع اما بعد از خوندن این مقاله … فقط از خودم شرم سارم ک چرا حواسم نبود و چرا دقت نکرده بودم که واقعا همین یه تصمیم کوچیک مثل هر تصمیم دیگ چنین تاثیری روی مغز و انگیزه و عملکرد دارع .

      با آرزوی موفقیت برای همه … همه کسایی ک واقعا میخوان اما اینطوری حقشون زایع میشه . و فقطم مسعولش خودشونن 🙂 .

  9. کاربر سوخت جت اء می گوید

    سلام و خسته نباشید به دوستان پروژه سوخت جت
    من واقعا گفته های این مقاله را قبول دارم واقعا دیگاه منو نسبت به زندگی تغییر داده من تا حالا این م موضوع رو نمی دونستم بازم تشکر

  10. کاربر سوخت جت یم می گوید

    با سلام. بنده فکر میکنم این یک اختلال روانی باشد. کسی که فکر میکند با بازگو کردن اهداف و افکار خود، امکان محقق شدن آن کمتر خواهد شد.

    1. کاربر سوخت جت boy می گوید

      مدیر دبیرستان در یک جلسه اعلام کرد :
      سال بعد فقط نصف دانش آموزان امسال ، ثبت نام مجدد خواهند شد . بقیه حذف میشوند
      ان ها میخواستند تعداد بچه ها را به یک کلاس برسانند تا مدرسه تمام تمرکز خود را روی آن ها بگذارد
      در مجموع 80 دانش آموز در سال سوم وجود داشت
      طبق این اعلامیه 40 نفر برای سال آینده حذف میشدند
      من هم جزو همان 40 نفری بودم که قرار بود حذف شوند زیرا
      دبیرستان ما هر سال براساس معدل کارنامه ی ماهیانه ی دانش آموزان آن ها رتبه بندی میکرد
      رتبه ی من در تمام این 2 سال ، همیشه بین 40 تا 45 در نوسان بود
      بعد از این اعلامیه متوجه شدم 100 در 100 برای سال بعد از این مدرسه حذف خواهم شد ، زیرا آن ها آن 40 نفر را از روی رتبه ی کارنامه ها انتخاب میکردند
      آنها فقط 40 نفر اول را برمی داشتند و من طبق الگو همیشه نفر 41 ام بودم
      اینجا بود که یک تصمیم بزرگ در زندگی ام گرفتم
      تصمیم گرفتم آنهایی که جلو تر از من هستند را حذف کنم
      تصمیم گرفتم نفر 36 ، 37 ، 38 ، 39 و 40 را حذف کنم
      من میخواستم کاری کنم رتبه ی آن ها که همیشه از من بیشتر میشد این بار از من کمتر شود
      من میخواستم معدل آن ها از من پایین تر بیاید تا من بتوانم در رتبه ی زیر چهل قرار بگیرم تا مدرسه من را برای سال بعد انتخاب کند
      کار خیلی سختی بود
      زیرا رقابت بین بچه ها بعد از اعلام این خبر بیشتر شد اما نکته این است که این رقابت ها باعث بالارفتن معدل ها میشد اما هرگز باعث عوض شدن رتبه ها نمیشد چون ان کس که مثلا رتبه اش 40 بود همیشه 2 صدم درصد از من معدلش بیشتر بود ، حالا دیگر مهم نبود معدل او و من بیشتر شود زیرا همیشه حدود 2 صدم از من بیشتر میشد
      در اوج نا امیدی بود که بالاخره فهمیدم چه طور میتوانم معدل آن ها را کم کنم
      من فهمیدم اگر از یک انسان ، تعریف و تمجید کنم و دستاورد هایی که او به دست آورده است را در نگاه او عظیم جلوه دهم ، میتوانم آن فرد را از رمق بندازم و او را برای همیشه حذف کنم
      من روی آن 5 دانش آموز که از من رتبه های بالاتر به دست آورده بودند متمرکز شدم
      خودم را به آن ها نزدیک کردم
      به آن ها اینجور نشان دادم که یک پسر هم دل و مهربان هستم تا از این طریق اعتماد آن ها را جلب کنم
      بعد
      خودم را در نظر آن ها یک پسر کم هوش تر نشان دادم تا آن ها فکر کنند از من بهتر هستند و از طریق ایجاد یک ارتباط پدر سالارانه و برتری جویانه ، آن ها من را پیش خودشان نگه دارند
      آن ها به من وابسته شدند چون من تنها کسی بودم که از آن ها کمک می گرفتم ، من برای ساده ترین مسائلم پیش آن ها میرفت
      از اینکه کسی به آن ها نیاز داشت حس خوبی به آن ها دست میداد و از خودشان راضی میشدند
      وارد مرحله ی دوم شدم
      از آن ها تعریف کردم ، از آن ها تمجید کردم
      تک به تک ویژگی های روانی آن ها را تحلیل میکردم و همیشه آن تحلیل را به یک چیز می رساندم ، این که آن ها نابغه اند
      یعی هر ویژگی و صفت ان ها را به نبوغ ربط میدادم ، میخواستم آن ها باور کنند که نابغه اند
      در ماه سوم آشنایی ، آن ها بسیار خودشیفته تر از قبل شده بودند
      وارد فاز سوم شدم
      یک زندگی نامه ی خیالی برای هر نابغه ساختم ، از آنجا که قبلا کاری کردم که آنها باور کنند نابغه اند حالا زندگی نامه ی نوابغ برایشان حکم یک دستور العمل را داشت
      آن ها همانند فرد پولداری که پول بیشتری میخواست ، به نقطه ای رسیده بودند که نبوغ بیشتری میخواستند
      از این رو زندگی نامه ی دروغین نوابغ را برای آن ها باز گو کردم تا آن ها از روی ان الگو برداری کنند
      من بعد از یکماه تعریف و تمجید به آن ها گفتم نوابغ ، با کمترین تلاش ، بیشترین دستاورد ها را به دست می آوردند ، پس شما هم برای رسیدن به خواسته هایتان فقط کافیست بدانید هیچ کس نمیتواند از شما بهتر باشد ، شما بدون تلاش هم از آن ها بهترید زیرا شما نابغه اید
      پس نیاز نیست هم اندازه ی انسان هایی که نبوغ شما را ندارند تلاش کنید . نیاز نیست به همان تعداد ساعت هایی که نفر 80 ام مدرسه درس میخواند درس بخوانید ، شما نابغه اید و خیلی بهتر از آن ها هستید
      بعد برای تقویت این باور ، دوباره به تعریف و تمجید از آن ها روی آوردم
      بعد از آن ها خواستم آرزویی که دارند را به تمام بچه های کلاس بگویند ، این آخرین ضربه ای بود که از من خوردند ، بعد از این کار ، آنها نابود شدند
      از آن ها خواستم خواسته و هدف زندگی شان را به دانش آموزان ضعیف تر کلاس بگویند تا آن ها ببینند که چه قدر شما ها قدرتمند هستید
      گفتم این کار به شما انگیزه ای قوی میدهد که از طریق آن انگیزه میتوانید سریع تر به خواسته تان برسید
      آن ها گول خوردند و در تله ی اطلاعاتی من گیر افتادند
      چون آنها باور کرده بودند که نابغه اند خیلی راحت به درخواست من تن دادند ، آن ها هر کدامشان واضح و روشن خواسته ی کوتاه مدت خودشان را به بچه های ضعیف تر کلاس گفتند تا از این طریق حس برتری خودشان را که من در وجود ان ها پدید آورده بودم تقویت کنند
      بعد از اینکه آنها آرزوی خودشان را بیان کردند فاز سقوط آن ها شروع شد ، زمان بندی من کاملا درست بود زیرا این اتفاق دقیقا در آخرین هفته ای که کلاس ها جریان داشت رخ داد
      آنها بزرگ ترین منبع حرکتشان را که همان هدفشان بود از دست دادند ، آن ها از طریق افشای آن هدف به طور ناخودآگاه فکر کردند که به آن هدف رسیده اند ، کارکرد مغز دقیقا این است
      آنها همانند یک سوسک فلج شده بودند ، دیگر از نظر حقیقی ، انگیزه و هوش سابق خود را نداشتند ، من حقیقت وجود آن ها را گرفتم و جایش را با مجموعه ای از ضد اطلاعات ها پر کردم
      با 3 نفر از آنها در یک حوزه ی امتحانی افتادم
      در طول امتحانات متوجه شدم انرژی انها تضعیف شده است ، از اولین امتحان کاملا معلوم بود که انها مثل قبل قوی و سخت کوش نیستند
      اعتماد به نفس ، غرور و خود برتری بینی آن ها تحت تاثیر تعریف و تمجید های من خیلی زیاد شده بود و همین نیرو ها بود که باعث شد عملکرد ذهنی آن ها کاهش پیدا کند
      و در پایان
      تمام آن 5 نفر شکست خوردند و من ، که همیشه از آن ها رتبه ام کمتر بود با رتبه ی 37 توانستم به آنچه که میخواستم برسم

      1. کاربر سوخت جت دی می گوید

        سلام . نمیدونم کی هستید ولی اگر کتابی بنویسید خوب می شود
        از نظرتام خیلی خوشم اومد سعی خواهم کرد آن را بر روی رقبای مدرسه ام اجرا کنم
        البته با اجازه کپیش می کنم
        باتشکر خواهشا نظرات بیشتری بنویسید

      2. کاربر سوخت جت لی می گوید

        اوه اوه. تو توی سه ماهی که داشتی این بدبختا اینکار میکردی نمیتونستی یکم بیشتر درس بخونی کارت خیلی غیر اخلاقی بود

  11. کاربر سوخت جت صص می گوید

    کاملا مخالفم.
    این مطالب هیچ ربطی به اهداف ما ندارد
    اینها همه خزعبلاتی است که زاییده ذهن نویسنده است
    اگر تلاش کنیم موفق می شویم و ربطی ندارد که به کسی بگوییم یا نگوییم و اینکه آن شخص تشویق کننده یا مسخره کننده است
    به خاطر همین این مطلبی که گذاشتین از اساس بی پایه و نادرست است

  12. کاربر سوخت جت نه می گوید

    عالی بود میشه لطفا مطلبی هم در مورد سن و موفقیت بنویسید . ایا میشه تو سن 37 38 سالگی هم موفقت کسب کرد .البته منظورم تو ایرانه

  13. کاربر سوخت جت وی می گوید

    سلام و عرض ادب خدمت همه دوستانی که سایت سوخت جت رو دنبال میکنند – ممنون و متشکرم از همه دست اندرکاران این سایت و همچنین سرکار خانوم فاطمه شیردل که این مطالب و مقاله های زیبا و آموزنده رو برای ما به رشته تحریر در می آورند .

    من خودم تا الان تمام برنامه ها و ایده ها و افکارمو با دیگران در میان میذاشتم و فکر میکردم کار درستیه که دیگران هم برنامه های آینده منو بدونن و شاید بتونن ازش استفاده کنن ولی با خوندن این مقاله زیبا به این نکته رسیدم که وااااااااااای ، چه راااااااز بزرگی رو من تا الان نمیدونستم و ندونستن همین راز باعث عدم موفقیت من در کارها و ایده ها و افکارم‌ شده.

    بسیار بسیار ممنونم از شما که منو آگاه کردید.

  14. کاربر سوخت جت lnaz می گوید

    مطلب عالییییی ای بود ممنون از شما من خودم تا وقتی بعضی اهداف مهم ام رو نگفته باشم نیروی عجیب درونی در خودم احساس میکنم که میتونم کار رو شروع کنم ولی با گفتن حسم به بقیه نیروم واقعا کم میشه مطلب واقعا مفیدی بود ازش استفاده میکنم

  15. کاربر سوخت جت ور می گوید

    یکی از بهترین امتیازهای شما نسب به سایر سایت ها تیم نویسنده های فوق العاده تون هستند
    همین طور قوی ادامه بدید

    1. کاربر سوخت جت shia می گوید

      دیدگاه من در این رابطه اینه ک اگر ما سیع کنیم هدف ها یا هرچیزی ک احساس میکنیم برامن با ارزشه و دنبال رسیدن بهش هستیم رو در ذهن خودمون و ن دیگر افراد (ب جز کسانی ک ب نوعی ب کمکشان احتیاج داریم مانند پدر و مادر) بگنجونیم و ب خواستمون فکر کنیم بهتر و باشه و نتیجه بهتری خواهیم گرفت

  16. کاربر سوخت جت hadi می گوید

    واقعا مقاله های سایت تون عالی هستن به ادم مسیر میدن برای حرکت و ادامه دادن

  17. کاربر سوخت جت shb7 می گوید

    بسیار ممنون از مطلب خوبتون
    واقعا همین هست که میفرمایید
    طی سالیان متمادی عینا تجربه کردم ک چگونه همچین تاثیری دارد و حتی در بعضی مواقع زندگی در کنار افراد منفی نگر باعث میشه حتی نگفتن هدف و برنامه هم تاثیری همچون گفتن هدفتون و حتی بسی شدیدتر و مخرب تر از اون رو در پی داشته باشه
    توصیه من اینه که اگه باهوش ترین ادم یک جمع هستید بهتره هرچه سریع تر از انجا برید چونکه اونجا جای شما نیست مگر خواهان پسرفت و درجا زدن باشید

    موفقیت بهایی دارد و بیشتر ما برای اینکه اون بها رو نمیخواهیم پرداخت کنیم ترجیه میدیم بهانه به خود و اطرافیان تحویل بدهیم و سالهای بعدی را با افسوس طی کنیم و وای به روزی که این تبدیل به یک عادت بشه

  18. کاربر سوخت جت ود می گوید

    با سلام
    تشکر از شما خانم شیردل جهت مطالب عالی…..
    دقیقا این حالت برای من اتفاق افتاده یعنی وقتی از اهدافم برای دیگران صحبت کردم بعدش احساس بی انگیزه شدن رو احساس کردم البته من بیشتر مطالب شما رو میخونم و در چندین مقاله گفته شده بود که از اهداف تون سخن بگویید و…….

    1. کاربر سوخت جت نی می گوید

      سلام لطف دارید. خوشحالم مفید بود براتون
      دقیقا من خودم فکر میکردم باید بازگو بشه داخل مقاله ام ذکر کردم. البته هنوزم هستند کسانی که اعتقاد دارند بازگو شه بهتره اما خودم وقتی طبق این مقاله نگفتم دیدم تلاشم بیشتر شد.

  19. کاربر سوخت جت gane می گوید

    این مطلب واقعا فوق العاده بود خیلی خیلی متشکر عالی بود

    1. کاربر سوخت جت نی می گوید

      ممنونم خوشحالم که به دردتون خورد

    2. کاربر سوخت جت ود می گوید

      این واقعا درسته الان که این مقاله رو خوندم فهمیدم خیلی از شکست هام دلیلش همین بوده . قبل اینکه این مقاله رو هم بخونم قبلش یادمه که با خودم گفته بودم من هر کاری رو میخام انجام بدم اگه به کسی نگم موفق میشوم که الان بهم ثابت شد

  20. کاربر سوخت جت ثم می گوید

    سلام و مرسی یه دنیا….
    خیلی زیبا و عالی
    باور نمیکنید این مطلب انقدر دیدیمو نسبت به بازگویی اهدافم و بازخوردای اون تغییر داد که بعد از 25 سال سن (البته 15 سال اولش که هیچ) تو کتابای موفقیت بهش نرسیده بودم به این شکل…هم کوتاه و هم مفید
    ممنون که مطالب خوب رو به اشتراک میزارید ممنووون و موفق باشیددد

    1. کاربر سوخت جت نی می گوید

      سلام و خیلی ممنون
      خیلی خوشحالم که تونست این مقاله بهتون کمک کنه
      امیدوارم شما هم موفق باشید

      1. کاربر سوخت جت نه می گوید

        سلام من یک هدف کوچیکی داشتم منتهی در حرف زدن سکم از مطلب رو راجب این هدف بیان کردم قبلا تلاش میکردم برای این هدف الان دل سرد و بدون انگیزه شدم و نمیخوام که تین هدف رو از دست بدم باید چی کار کنم

دیدگاه تان را ارسال کنید

دیدگاه تان را با ما در میان بگذارید...

ما به دیدگاه شما احتیاج داریم؛ پس بیایید دیدگاه و نقطه نظرات مان را با همدیگر به اشتراک بگذاریم تا یک اجتماع موفق از افکار برنده با همدیگر بسازیم.

**‌به ازای هر یک دیدگاه سازنده، یک روز اشتراک رایگان پروژه سوخت جت دریافت کنید**