8 راه‌ تضمینی ریچارد سنت جان که به موفقیت ختم میشود – راه اول: اشتیاق

موفقیت راز ندارد، بلکه راه دارد...

ریچارد سنت جان از جمله افرادیست که سال‌ها درباره‌ی اینکه چطور و چه رازهایی باعث موفقیت میشوند، تحقیق کرده است و دغدغه‌ی بزرگ ریچارد پیدا کردن راز موفقیت از میان افراد موفق و انتقال آن به کودکان و نوجوانان بود.

جرقه این کار در هواپیما زده شد…
وقتی او در جواب سوال نوجوانی فقیر که به دنبال یافتن راز موفقیت بود، حرفی برای گفتن نداشت !
به همین خاطر حدود یک دهه به بررسی این موضوع پرداخت؛ او حدودا با 500 نفر از افراد موفق و شاخص جامعه صحبت کرد و رازهای موفقیت را از زبان آن ها شنید.

بعد از این که ریچارد تحقیق جامعی در این باره انجام داد، متوجه شد که :

موفقیت راز ندارد بلکه راه دارد

او این راه ها را در قالب یک سخنرانی دو ساعته در مدارس برای نوجوانان ارائه داد.
همچنین یک کتاب در این باره نوشت.
او هشت راهی را که برای موفق شدن باید طی کرد، در قالب یک سخنرانی کوتاه سه دقیقه ای در TED Talk نیز توضیح داده است و میلیون‌ها بازید داشته است.

نسخه‌ی فارسی این ویدیوی کوتاه را برایتان آماده کرده‌ایم، که می‌توانید اینجا ببینید :

و اما هشت راهی که ریچارد سنت‌جان در تحقیقات خود به آن ها دست پیدا کرده  شامل موارد زیر است :

یک فرد گرسنه را تصور کنید… این فرد در آن لحظه فقط مشتاق خوردن غذاست.
اگر به این فرد آب بدهیم، بدون شک نیاز او بر آورده نمی شود. این شخص گرسنه اشتیاق بسیار زیادی برای خوراکی و غذا دارد؛ با دیدن یک میز پر از غذا چشمانش از شادی برق خواهد زد و با شور و شوق غذاها را خواهد خورد.

من در این مقاله قصد دارم درباره ی اشتیاق صحبت کنم.
هر کار موفقی که در این دنیا به سرانجام می رسد، عامل اصلی به نام اشتیاق درون خود دارد. در حقیقت اشتیاق یک محرک بسیار قوی برای رسیدن به هر هدف و آرزو و موفقیتی است.

در زمینه شغلی و درسی نیز اشتیاق می تواند ما را به موفقیت برساند‌. وقتی ما برای انجام کاری مشتاق باشیم، پس بدون شک آن را به بهترین نحو انجام می دهیم؛ همانطور که قبلا در مقاله «قدرتمندترین سلاح در جنگ با سختی های زندگی» راجع به اشتیاق برادران رایت خواندید.

اگر شور و اشتیاق وجود نداشت شاید هیچ قله ای فتح نمی شد، هیچ موسیقی ساخته نمی شد، ادیسون به دنبال کشف برق نمی رفت و هیچ اختراعی انجام نمی شد‌. در حقیقت این شور و اشتیاق است که باعث خلق نقاشی ها، شعرها، اختراعات و اکتشفات علمی شده است.

هر موفقیتی که در تاریخ ماندگار شده، شور و اشتیاقی در پشت آن به چشم می خورد.

حالا بیایید هر کدام از ما وضعیت خودمان را بررسی کنیم و از خود سوالاتی بپرسیم؛ برای این که موفق شوید، باید با خود صادق باشید و به این سوالات پاسخ واقعی بدهید‌ :

  • شور و اشتیاق شما نسبت به وضعیت فعلی شغلی و درسی تان چه قدر است؟
  • آیا هر روز صبح با اشتیاق چشم هایتان را باز می کنید و به محل کارتان می روید ؟
  • از کارهای روزانه تان لذت می برید؟
  •   آیا سر کلاس درس برای یادگیری مطالب مشتاق هستید و از گوش دادن به آن غرق لذت می شوید؟
  • چه کار و مهارتی وجود دارد که در حال حاضر شما با آن سر و کار ندارید ولی بسیار مشتاق هستید که آن را انجام دهید؟

» میزان اشتیاق‌تان را بررسی کنید

اولین قدم برای مسیر موفقیت‌تان این است که میزان اشتیاق‌تان را بررسی کنید.

شما باید بررسی کنید در شرایط کنونی زندگی تان نسبت به کدام جنبه های زندگی تان شور و اشتیاق کافی دارید. اگر صبح ها به سختی از خواب بیدار می شوید و دوست ندارید سر کلاس یا محل کارتان بروید، این نشان می دهد که مشتاق به انجام آن کار نیستید.

حالا باید در درون خودتان جستجو کنید و چیزهایی که نسبت به آن ها اشتیاق زیادی دارید، پیدا کنید. شاید شما عاشق نقاشی کشیدن هستید یا نواختن گیتار به شما حس خوبی بدهد یا حتی دانشجوی رشته حقوق باشید اما عاشق ادبیات…

در هر وضعیتی قرار دارید، اگر به دنبال کارهای مورد علاقه خود بروید، کیفیت زندگی تان از این رو به اون رو خواهد شد.

انجام کاری که همراه با اشتیاق است، به شما انرژی زیادی می دهد و می تواند حتی نام شما را در تاریخ ماندگار کند.

البته به این نکته نیز توجه کنید که گاهی ما کاری را با اشتیاق شروع می کنیم و بعد از چند روز یا چند هفته و گاهی حتی چند سال دیگر خبری از شور و شوق اولیه نیست.

شاید شما از آن دسته آدم هایی هستید که رشته تحصیلی، شغل، همسر، محل زندگی و غیره را طبق علاقه خود انتخاب کردید اما حالا خبری از آن همه اشتیاقی که قبلا داشتید نیست و احساس نارضایتی می کنید… خب راهکار چیست؟

در این شرایط می توانید از این راهکارها استفاده کنید :

زمانی کوتاه برای استراحت اختصاص دهید

گاهی ما در مسیر رسیدن به رویاهایمان زیاده روی می کنیم و توجهی به روح و روان خود نداریم.

یک سفر کوتاه به طبیعت یا استراحت در خانه یا ملاقات با افراد مورد علاقه مان می تواند ریکاوری خوبی برای برگشتن به روزهای اوج باشد تا بتوانیم دوباره مشتاقانه به مسیرمان ادامه دهیم.

فراموش نکنید اشتیاق برای موفقیت لازم است اما کافی نیست.

شما باید همراه با اشتیاق، استقامت و تهعد نیز داشته باشید.

اگر مشکلی برایتان پیش آمده و به بن بست رسیدید، با خودتان صادق باشید

پاسخ را در درونتان جستجو کنید؛ شاید شما اشتیاق دارید اما اعتماد به نفس ندارید.
ترس از شکست و عدم اعتماد به نفس می تواند حتی اشتیاق شما را هم بدزدد‌. پس سعی کنید ریشه مشکل را پیدا کرده و آن را برطرف کنید.

برای همه شما زندگی پر از اشتیاق و حال خوب آرزو دارم؛ البته من همیشه معتقدم حال خوب ساختنیست نه یافتنی. پس امیدوارم با اشتیاق و اعتماد به نفس به دنبال رویاهای‌تان بروید و حال خوب برای خود بسازید.

در قسمت دوم این مجموعه به دومین عامل موفقیت از نگاه ریچارد سنت جان می‌پردازیم که آنهم مفرح بودن کار است.


در همین زمینه مقالات زیر را هم بخوانید :

12 نفر دیدگاه شان را با ما در میان گذاشتید، نفر بعدی شما هستید :
  1. mohsen.rezaei.g می گوید

    قسمت دو و سه نیستش

  2. احمدرضا می گوید

    سلام دوستان عزیز انسان یکبار به دنیا می آید و فقط یکبار شما سن ۱۸ یا ۲۰ یا ۳۰ ساله بودن را تجربه می کنید پس درگیر کلماتی چون( راضی باش __ ناشکری نکن __ خیلی ها همین رو هم ندارند __ به همین قانع باش ) نباشید که عمر تان را به حدر می دهد . و باعث می شود هر وقت به خودتان نگاه کنید و یا گذشته را می بینید جز تاسف و کشیدن آه چیز دیگری شامل حال شما نمیشود. پس….

    1. احمدرضا می گوید

      پس خودتان را دوست بدارید و حتی شده روزی یک ساعت فقط کاری را که دوست دارید انجام دهید یا اگر امکانات آن را ندارید در آن مورد مطالعه کنید .زیرا هم حالتون خوب می شود و هم اگر می خواهد روزی حرکت کنید با اطلاعات کامل پیش خواهد رفت و موفق می شوید .. دوستدار شما مدرس دروس موفقیت نعمت الهی .

  3. احمد فیوضی عباسزاده می گوید

    بسیار عالی بود

  4. قاسم محمدی می گوید

    سلام، قاسم محمدی هستم متولد ۵۲.۱۲.۱ با مدرک کارشناسی مدیریت دولتی کارمند با ۲۱ سال سابقه کاری، خدا را شاکرم که زنده و به آموزش و یادگیری پرداختم. نمی خواهم غر بزنم اما با توجه به سابقه طولانی کار کارمندی هیچ وقت این کارمند بودن رضایتمندی در من ایجاد نکرد متاسفانه به نگرش غلط که من تجربه کردم و یقینا همه آدمها هم آن را تجربه کردند اینه که با کارمندی بیمه و آب باریکه را داری، که من خیلی موافق نیستم و نبودم.
    بر حسب نیاز آدمهای وقت من هم مثل همه آدمها نیاز به کار بعد خدمت داشتم با رایزنی و شرکت در آزمونهای مختلف خلاصه کارمندی پذیرفته شدیم البته نه به خواسته خودم بلکه به جهت شاغل بودن و خلاصی از بیکاری، خلاصه بعد از ۲۱ سال سابقی کار فهمیدم هیچ اثری ندارم و همین طور هدف، رسالت و ماموریتی طی چند سال گذشته تعریف شده نداشتم به صورت عادت و روزمرگی عمرم تلف میشد. در پایان سال ۹۵ با چالش های زیادی روبرو شدم که سبب افسردگی در من شد. و از نظر ذهنی هم همیشه در گیر بودم تا اینکه روزی با همفکری همسرم برای در آمد بیشتر و یک زندگی بهتر به یافتن کار پاره وقت جستجو کردم و با مدتی کار در آژانس مسافربری که اونهم رضایت مرا جلب نکرد. با تحقیق و بررسی های که کردم گفتم بهتر اول خودم را تجهیز کنم در زمینه ای دوست دارم متهم علاقه زیادی به داشتن ارتباط خوب و همچنین سخنرانی داشتم بهمین مناسبت روب خودم و برای بهبود و ارتقای مهارت هایم سرمایه‌گذاری کردم و همچنان در حال سرمایه‌گذاری هستم تا بتوانم به رسالتم ( آموزش و تعلیم به همنوعان ) و اهدافی که ترسیم و مکتوب کردم برسم. از همه مهمتر اینکه به نقشه راه موفقیت یعنی از وضعیت فعلی به وضعیت مطلوب و دلخواه هم خودم و دیگران برسیم .
    سپاسگزارم

  5. فاطمه می گوید

    من 44 سال دارم و کارمندم و متاسفانه خیلی دیر فهمیدم که اصلا کار های خدماتی را نمیپسندم و عاشق کارهای تولیدم. ولی به نظرم بیشتر این شرایط اجنماعی جامعه ماست که افراد را به شغل خاصی می کشاند مثل کنکور و رشته تحصیلی و .. (رشته ای که من توی دانشگاه خوندم باور کنید شناخت خوبی حتی نداشتم و چون توی اون قبول شدم رفتم و شغل هم متعاقبا بدنبالش اومد من رشته مورد علاقه ام چیز دیگری بود. ) تا علایقمان چون 20 سال پیش مردم کارمندی را یک شغل امن و خوبی می دانستند البته امروز هم کم و بیش همینطوره چون مجریان حکومت از تولید و صنایع کمتر حمایت میکنند . و بیشتر افراد به همین حقوق اندک متاسفانه راضی شده اند. و بقول شما اگر کسی خواهان لذت باشه باید هر طور که شده علاقه و اشتیاقش را دنبال کنه و آن را با هیچ چیزی معاوضه نکنه. از راهنمایی و کمک شما هم برای جوانتر ها سپاسگزارم ولی هنوز هم دوست دارم یک کار عشقولانه داشته باشم شاید بعد بازنشستکی انشا..

  6. مینا می گوید

    سلام مقاله شما بسیار عالی و قابل تامل و تفکر بود اما موضوعی که هست اینه متاسفانه من هیچوقت هدفی تو زندگیم نداشتم و هیچوقت نفهمیدم به چه کاری علاقمندم برای همین تو زندگیم نه آدم موفقی بودم و نه راضی ، فقط چیزی که در مورد خودم می دونم اینه که سالها مشغول کار کارمندی هستم که دوست ندارم نه حقوقشو و نه کارشو کاش نحوه تعیین هدف و اینکه چطور میشه ایجاد علاقه کرد رو هم توضیح میدادید.

  7. نرگس می گوید

    باید روی مطالبتان تمرکز و فکر کنم تا هدفم رو پیدا کنم

  8. farid می گوید

    میشه سافت اش رابه من بفرستی

  9. حمید می گوید

    سلام من با یک کتاب جدید آشنا شدم به نام دسته چک ثروت
    تو این کتاب که همش تمرینی هست و عملی هست میتونید به طور عملی ذهن خود را کش بدهید و به نتیجه مورد نظر خودتون برسید
    خیلی عالی هست
    تو اینترنت بزنید کتاب دسته چک ثروت براتون میاد

  10. shrvin می گوید

    عالی بود ممنون ازشما

  11. ماجد می گوید

    سلام مطلب خوبی بود ممنون از زحماتتون انشاا… همیشه شادکام و موفق بوده و همچنان خنده رو باشید

  12. محمد می گوید

    عالی بود….امیدوارم به هرچی میخواید برسید

دیدگاه تان را ارسال کنید

دیدگاه تان را با ما در میان بگذارید...

ما به دیدگاه شما احتیاج داریم؛ پس بیایید دیدگاه و نقطه نظرات مان را با همدیگر به اشتراک بگذاریم تا یک اجتماع موفق از افکار برنده با همدیگر بسازیم.

**‌به ازای هر یک دیدگاه سازنده، یک روز اشتراک رایگان پروژه سوخت جت دریافت کنید**