یک زندگی با کیفیت میخواهید داشته باشید؟ هرچه سریع تر این مهارت را باید یادبگیرید

از همان زمانی که اولین تمدن ها شکل گرفت انسان متمدن کالایی را به دیگران عرضه می کرد و در عوض کالایی را که به آن نیاز داشت دریافت می کرد. بعدها مبادله کالا به کالا به مرحله ای فراتر قدم گذاشت و ارز واسطه (پول) داد و ستد کالا معرفی شد و شخصی که کالا را عرضه میکرد بهای مشخصی را به عنوان قیمت آن کالا طلب میکرد.

فروش چیست؟ اصلا تعجب نکنید! درست خواندید! سوال ساده است و جواب این سوال ساده تر.

به بیانی ساده به عرضه کردن کالا یا خدمات به بهایی مشخص فروشندگی می گویند و کسی که این کالا یا خدمات را عرضه می کند فروشنده می گویند. به همین سادگی!

بدین شکل  معرفی فروشنده و عمل فروش بسیار ساده است.
متاسفانه همین سادگی بیش از حد در تعریف باعث شده که فروشندگی را بیش از یک شغل ساده در نظر نگیریم ، در حالی که فروشندگی چیزی فراتر از یک شغل ساده است. فروشندگی اساس شکوفا شدن اشخاص و در نهایت یک جامعه است.

شاید اکنون از خود بپرسید این مطالب چه ارتباطی با فروشندگی دارد؟!
لطفا  با ما همراه باشید تا  به جواب سوال خود برسید…

برایان تریسی، اعتقاد دارد آمریکا به این دلیل شکوفا شد که فروشنده های ممتازی را پرورش داد. به گفته او امریکایی های موفق فروشنده های موفقی هستند.

فرض کنید وارد رستورانی می شوید و غذایی سفارش می دهید که دارای طعمی بسیار لذیذ است.
با وجود اینکه قیمت را مناسب دانسته اید اما احساس چندان خوبی نسبت به نظافت محیط و رفتار کارکنان و دیگر خدمات رستوران ندارید.

هفته بعد به رستوران دیگری می روید. رفتار کارکنان را با مشتری بسیار مناسب میبینید و از خدمات راضی هستید. کیفیت غذا را خوب تشخیص می دهید اما باید مبلغ بیشتری نسبت به هفته پیش پرداخت کنید.

شما کدام یک را انتخاب می کنید
و حتی آن را به دوستان خود معرفی میکنید؟

شما تنها نیستید، اکثر مردم رستوران دوم را انتخاب می کنند؛
چون نسبت به آن احساس بهتری دارند. آن ها تصور می کنند احساس بهتر به معنای ارزش بیشتر است و در نتیجه به آن بهای بیشتری می دهند و حتی حاضرند برای دریافت چنین احساس برتری پول بیشتری را هزینه کنند.

LQدو سنت اگزوپری

با یک مثال در دنیای واقعی قضیه برایتان روشنتر خواهد شد:
در سال های اخیر شرکت خودروسازی کادیلاک با سرمایه گذاری بسیار زیاد توانست خودروهایی تولید کند که تحسین منتقدین را برانگیزند. در حالی که بسیاری کیفیت محصولات این خودروساز را برابر و قابل رقابت با خودروسازان مطرح آلمانی ارزیابی می کنند که در قیمت بالاتر عرضه می شوند، در بازار فروش با کاهش بسیار شدید نسبت به رقبای آلمانی روبه رو هستند.

چرا این خودروساز با محصولات مناسب دچار چنین وضعیتی است؟
اصلا چرا بسیاری از محصولات که دارای کیفیتی برابر و یا حتی بالاتر هستند و در قیمت پایینتر عرضه می شوند در بازار رقابت ناتوانند؟ دلایل متعددی وجود دارد اما از مهمترین این دلایل ناتوان بودن فروشنده محصول در عرضه آن می باشد و این همان دلیلی است که بسیاری از خدمات و کالاهای مناسب شکست می خورند.

کیفیت و قیمت مناسب شروط لازم و نه کافی برای موفقیت یک محصول هستند.
بدون عرضه مناسب، تمام کارهای قبلی بی نتیجه می ماند بنابراین عرضه نامناسب پرهزینه ترین قسمت کار است زیرا در این مرحله است که محصول مورد آزمایش مشتری  قرار می گیرد.

محصول مناسب، بدون عرضه مناسب ورشکستگی را به همراه دارد، در حالی که محصول نامناسب به همراه عرضه مناسب ممکن است به فریب کاری ختم شود.

بنابراین برای موفقیت در کسب و کار کیفیت بالای محصول و عرضه مناسب باید همراه یکدیگر صورت بگیرد. این دو عنصر تنها وقتی با یکدیگر همراه باشند موفقیت را حاصل می شوند. در غیر اینصورت شکست حتمی است.

قطعا محصول مناسب را سازنده مناسب خلق می کند و عرضه مناسب را عرضه کننده مناسب به نتیجه می رساند. اکنون می خواهیم در مورد عرضه کننده مناسب صحبت می کنیم. احتمالا تا کنون متوجه شده اید منظور از عرضه کننده فروشنده است…

صرفا، فروشنده کسی نیست که فقط در بازار و کسب و کار فعالیت کند و در امور مالی و تجاری فعال باشد.

برای مثال؛

  • کاندیدا های ریاست جمهوری به نوعی فروشنده هستند.
    آن ها می کوشند برنامه های آتی خود را به بهترین شکل ممکن عرضه کنند و در نهایت کسی موفق است که بهترین و قوی ترین تبلیغات را داشته باشد.
  • معلمی که درس خود را به دانش آموزان عرضه می کند یک فروشنده است.
  • کسی که می خواهد علاقه خود را به جنس مخالف ابراز کند فروشنده هست.

یک فروشنده موفق کسی است که هر آنچه  را که دارد به بهترین شکل ممکن عرضه کند، بنابراین محصول هر کس می تواند کالا یا خدمات یا حتی شخصیت باشد.

کسی که می خواهد در یک مصاحبه شغلی شرکت کند تلاش می کند هر قابلیتی که دارد را تا حد ممکن در بهترین وضعیت ممکن توصیف کند (این همان دلیلی است که کارفرمای امروزه اهمیت زیادی را به تجربه عملی اختصاص می دهد!)

همانند دنیای تجارت، کسی که در توصیف مهارتهایش اغراق کند، به زودی به عنوان فردی شیاد شناخته می شود. همچنین اگر فردی دارای مهارت و توانایی های خوبی باشد، در صورتی که نتواند به خوبی آن ها را نمایش دهد قطعا جلب توجه نخواهد کرد و ارزش کارهایش مشخص نخواهد شد.

  • فروشنده خوب دروغ نمی گوید؛ اگر دروغ بگوید بزودی رسوا خواهد شد .
  • فروشنده خوب منزوی نیست؛ اگر منزوی باشد هیچکس او را جدی نخواهد گرفت.

ما همواره در حال فروختن هستیم.
در هر زمان و مکانی داریم میفروشیم. کالای ما می تواند عقاید ما باشد. از عقاید سیاسی و اجتماعی و مذهبی گرفته تا گفتارمان در مورد ورزشکاری خاص…

کیفیت دوستان و اطرافیان ما نمایانگر مهارت ما در امر فروشندگی است.
اگر شما فروشنده خوبی باشید و البته صادق باشید می توانید اطرافیانتان را از میان بهترین مردم انتخاب کنید و باید به این باور برسید که این شمایید که کیفیت زندگیتان را  تعیین می کنید و اگر می خواهید کیفیت زندگی خود را ارتقا دهید راهی جز تقویت قابلیت هایتان و تقویت مهارت های فروشندگی ندارید.

برای اینکار می توانید مهارت های مذاکره کردن را بیاموزید و یاد بگیرید چگونه عملگرا باشید و البته باید بیاموزید چگونه مستقل بیاندیشید و جذاب بودن را آموزش ببینید.

شما باید ابتدا بتوانید شخصیت خود را بفروشید تا بتوانید قابلیت ها و محصولات خود را با موفقیت عرضه کنید. در غیر اینصورت محکوم به شکستید. بنابراین نیاز به عزت نفس بالایی دارید و باید برای بدست آوردن آن با قدرت بکوشید چون موفقیت همگی ما در تمام جنبه های زندگی به این موضوع (عزت نفس زیاد) بستگی دارد و فروشندگی جز این نیست.

در همین زمینه، مطالب زیر را جهت ارتقا مهارت فروش بخوانید :

دیدگاه تان را ارسال کنید

دیدگاه تان را با ما در میان بگذارید...

ما به دیدگاه شما احتیاج داریم؛ پس بیایید دیدگاه و نقطه نظرات مان را با همدیگر به اشتراک بگذاریم تا یک اجتماع موفق از افکار برنده با همدیگر بسازیم.

**‌به ازای هر یک دیدگاه سازنده، یک روز اشتراک رایگان پروژه سوخت جت دریافت کنید**